گشت ارشاد؛ وظیفه شرعی یا اهرم سیاسی؟
در خبرها آمده است که برنامه مداخله و سرکوب در خصوص پوشاک و روابط اجتماعی شهروندان مجددا در دستور کار حاکمیت قرار گرفته است. وزیر کشور دولت کودتا از آمادگی این وزارتخانه برای اجرای طرح حجاب و عفاف در سال جاری خبر داده است
گشت ارشاد؛ وظیفه شرعی یا اهرم سیاسی؟
در خبرها آمده است که برنامه مداخله و سرکوب در خصوص پوشاک و روابط اجتماعی شهروندان مجددا در دستور کار حاکمیت قرار گرفته است. وزیر کشور دولت کودتا از آمادگی این وزارتخانه برای اجرای طرح حجاب و عفاف در سال جاری خبر داده است و نیروهای سرکوب برای از سر گیری تهاجمات سازمان یافته خیابانی به زنان و جوانان آماده میشوند. با توجه به تعلیق طرح های گشت ارشاد، عفاف و … در دوران اوج اعتراضات خیابانی، توجه و هوشیاری هواداران جنبش سبز در خصوص طرح مجدد این قبیل اقدامات، در فضای سیاسی اجتماعی کنونی ضروری به نظر میرسد.
ممکن است تصور شود که مداخله پلیسی در خصوص پوشش شهروندان به اقتضای عمل به احکام شرعی و مذهبی صورت میگیرد. صرف نظر از قرائت های مختلف و متفاوت از اسلام، حاکمیت همواره چنین ادعایی داشته و خود را متولی “ناموس” جامعه دانسته است. اما سابقه و نوع رفتار نیروهای امنیتی در این خصوص همواره تابعی از تحولات سیاسی و اجتماعی بوده است. به عنوان مثال سخنان دو تن از سرکردگان گروه های فشار در میزگردی در سال ۷۸ به صورت آشکار نشان میدهد که سختگیری های اخلاقی و اجتماعی در خصوص پوشش شهروندان فقط به منظور اعمال معیار های مذهبی و اخلاقی نبوده است. حسین پناه در میزگرد لباس شخصی ها که پس از انتخابات مجلس ششم و با حضور مسعود ده نمکی تشکیل شده بود، میگوید:
“یک مقدار برادران بسیجی و نیروهای انتظامی، طی دو سه ماه آینده و در اواخر بهار و تابستان آینده و به هنگام شکل گیری مجلس جدید، باید بر سختگیریهای اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی بیافزایند تا با اجرای دقیق مجـازاتهای اسلامی، طبقه متوسط دارای خواسـته های سطحی تلخــکام شوند و احساس کنند تجدید نظر طلبان بی عـرضه هستند …”. (نشریه جبهه، شماره ۵۰، شنبه هفتم اسفند ۱۳۷۸)
بر این اساس سختگیری اخلاقی یا به اصطلاح رایج “بگیر و ببند” خیابانی به بهانه پوشش و غیره، یک اهرم یا ابزار سیاسی است که در زمانهای خاص (مثلا در بدو شکل گیری مجلس جدید)، در ابعاد مشخص و با هدف سیاسی خاص (تلخکام کرد برخی طبقات اجتماعی و بی عرضه نشان دادن بخشی از نیروهای سیاسی) با طرح و برنامه قبلی و توسط نیروهای مشخص مورد استفاده قرار میگیرد تا اهداف سیاسی نیروهای حامی و سازمان دهنده این شبه نظامیان تامین گردد.
تا پیش از آغاز به کار دولت نهم بریگادهای شبه نظامی و لباس شخصی پراکنده و محلی عمدتا به صورت غیر سازمانی در مساجد و پایگاه های بسیج محلات فعالیت میکردند و با سلاح های گرم و سرد به بستن خیابان و آزار و اذیت مردم می پرداختند. این نیروها با آغاز به کار دولت نهم در قالب گشت های یونیفرم پوش ارشاد سازماندهی شدند و با امکاناتی نظیر لپ تاپ، خودروی ون و با همراهی تعدادی از ماموران مونث راهی خیابان ها شدند. با این وجود و با توجه به ماهیت تنش آفرین فعالیت مزبور، صحنه هایی مشمئز کننده و شرم آور از برخوردهای عمدتا سلیقه ای، عقده گشایانه و کینه توزانه ماموران گشت ارشاد با مردم در خیابانها شکل گرفت.
خشونت های خیابانی اعمال شده، بخشی از فرایند ارعاب است که همچون ضرب و شتم و به دار آویختن یهودیان (در سالهای آغازین رایش سوم) کارکردی سیاسی – اجتماعی داشته و هدف آن ارعاب توده هاست. ارعاب و هراس افکنی در این زمینه کارکردی سیاسی دارد و هدف آن اولا تخریب فضای روابط اجتماعی میان انسانهاست و ثانیا به منظور ترویج یک ایدئولوژی سیاسی خاص و جلوگیری از درک مستقلانه واقعیت اجتماعی توسط شهروندان به کار میرود. بنا براین از آن جا که نفس چنین برخوردهایی سیاسی است، استدلال و احتجاج مذهبی در این خصوص بلاموضوع و بی فایده است.
از نظر سیاسی تبدیل بریگادهای شبه نظامی محلی و پراکنده به گشت های متحدالشکل و منظم، نشانه سیاستگذاری در خصوص استفاده سازمانی از این نیروهاست. از این رو مداخله در حوزه خصوصی و ارعاب سازمانیافته در عرصه عمومی بخشی از استراتژی ها و برنامه های سیاسی است که در دوران اصلاحات توسط شبه نظامیان وابسته به سپاه، همچون ده نمکی، الله کرم و سایرین در نشریاتی مانند شلمچه، یا لثارات و جبهه طرح و تئوریزه میشد. در حال حاضر بسیاری از آن برنامه ها به صورت شفاف یا ضمنی در دستور کار دولت کودتا قرار دارد.
بعد از تقلب انتخاباتی و در زمان اوجگیری تظاهرات، به خصوص در فواصل میان مناسبتهایی که هواداران جنبش سبز به نمایش اعتراضات و ابراز عقاید خود در عرصه عمومی اقدام می کردند، توانایی و قدرت مانور نیروی سرکوب به شدت تقلیل یافت، زیرا در فواصل بین این مناسبتها ترمیم و بازسازی نیروهای سرکوب ضروری بود. طبیعی بود که نیرویی که در عاشورا تا آستانه سقوط پیش رفته بود، در فردای آن روز توان گشت زنی و متر کردن مانتوها و روسری ها را نداشت. این ضعف سازمانی یک فرصت بالقوه برای مقابله اجتماعی و هر روزه با گفتمان رسمی به شمار می آمد و بخشی از حامیان جنبش سبز تمایل خود را برای فعالیت در این عرصه اعلام کردند.
در آن مقطع با وجود ناتوانی نیروی سرکوب از مهار این نوع اعتراضات، ترجیح داده شد که مسائل مربوط به پوشش شهروندان به عرصه اصلی مبارزه تبدیل نشود. زیرا کودتاچیان همواره در پی آن بوده اند که جنبش را از بحران سیاسی کشور – یعنی تقلب و جنایات پس از آن – به عرصه های دیگر منحرف سازند. هرچند حق انتخاب پوشش (در چارچوب عرف جامعه) یکی از ابتدایی ترین حقوق شهروندی است که در حال حاضر فقط در ایران و معدود مناطق فاقد دولت (مانند نوار غزه یا مناطق تحت کنترل طالبان) نقض میشود.
با توجه به موارد فوق بعید به نظر میرسد که آزار و اذیت شهروندان به بهانه پوشش، به شیوه ای که پیش از ظهور جنبش سبز جریان داشت، امکان پذیر باشد. بازگشت گشتهای ارشاد و ایجاد هراس به روال سابق، به معنی چشم پوشی از بخشی از دستاوردهای گرانبهای جنبش سبز در ۱۰ ماه اخیر و در آستانه سالگرد شکل گیری این جنبش است؛ سالگردی که مسلما برای تلخکام کردن مردم درآستانه فرارسیدن آن، برنامه ها و سیاستهای خاصی تدوین شده است.
- درباره ما
- سردار جزایری: قرارگاه سایبری راه اندازی می شود
- “عظمت” ضارب شهید هدی صابر در بهداری اوین
- هدی صابر در پی سهل انگاری مقامات زندان در گذشت
- این مردم می خواهند بدانند چه مقدار از پولشان را به افغانستان، لبنان و سوریه بخشوده ای!
- مردم فارس چه گناهی کردند که کارخانه های مهم در حال تعطیل شدن هستند؟
- پنجشنبه ۲۶ خرداد به یاد شهدای جنبش، و به احترام آن پیشتازان بر مزارشان حضور خواهیم یافت
- برای پاسداشت شرافت می آییم، پنج شنبه26خرداد،بزرگداشت هدی صابر در مسجد اعظم قلهک
- حرکت موج سیاه در اعتراض به شهادت هاله سحابی و هدی صابر در بیش از ۱5 شهر دنیا
- جشن تولد مهدی کروبی در منزل تاج زاده + عکس












