بمناسبت شهادت امام موسی کاظم(ع)

از کاظمین تا تهران

۱۷ تیر ۱۳۸۹

در شب شهادت امام موسی کاظم(ع) از این باب الحواعج برای گشایش در وضعیت زندانیانمان دست های بسته مان را به سوی آسمان میبریم

تاریخ می گذرد و ما نمی گذریم شهادت صابر، امام موسی کاظم(ع) بهانه ای شد تا یادی از اسرای ایران کنیم.

بازخوانی شیوه های امامان معصوم(ع) در برابر مشکلات و چالش های پیش رو می تواند راهکارها و سازوکارهایی را به ما نشان دهد که در جامعه حاضر برای برداشتن چالش های اساسی در حوزه های مختلف و گوناگون بدان نیازمندیم

خلافت قدرت شمشیر با معاویه آغاز می شود و مدار حق و باطل و مشروعیت و عدم مشروعیت، شمشیر و قدرت می شود.

عصر معاویه به جهت اقتدار شمشیر، عصر طلایی است و حکومت به گونه ای تثبیت می شود که ندای مخالف نه تنها خفه می شود بلکه حتی اگر حجربن عدی پرآوازه ای هم باشد شهید و از گردونه مخالفت بیرون رانده می شود.

عصر پس از معاویه به جهت تضاد جدی میان نظام برگرفته از سنت و سیره پیامبر(ص) و نظام خلافت سلطنتی، همواره با مشکل عدم مشروعیت روبه رو بوده است و هرگز دولت های اموی نتوانستند به تثبیت قدرت خویش چنان که باید و شاید دست یابند.

امام حسین(ع) با قیام عاشورا نظام خلافت سلطنتی اموی را به چالش کشید ومشروعیت آنان را تضعیف نمود به گونه ای که در عصر امام باقر(ع)، دیگر دولت ناتوان از آن بود تا مدیریت کاملی را در همه حوزه ها اعمال کند

امام باقر(ع) می کوشد تا نظام مهندسی دیگری را در برابر آن با الهام از اندیشه های ناب قرآنی و سیره نبوی و علوی بنیادگذارد. این گونه است که عصر امام باقر(ع) را باید عصر مهندسی فرهنگ جامعه برتر قرآنی دانست که با شیوه های ابتکاری و بدیع خویش، جامعه ای از نخبگان علمی و فرهنگی و سیاسی را پدید آورد که در همه حوزه ها مشروعیت های فقهی و حقوقی و کلامی و سیاسی و حتی علوم جدید دولت خلافت سلطنتی را به چالش می کشید و

امام صادق(ع) نیز می کوشد تا مهندسی نظام الهی با همه عناصر تمدنی آن را که امام باقر(ع) آغاز کرده بود ادامه دهد. این گونه است که همان شیوه پیشین را در پیش می گیرد و در اکمال آن می کوشد.

ایشان همه عناصر و مؤلفه های نظام تمدن جامعه برتر ایمانی و قرآنی را به شکل کامل علمی تبیین می کند و عنصری را فروگذار نمی کند. آن حضرت در این راستا دانشمندان و نخبگانی را در همه حوزه های علوم انسانی و علوم پایه می پروراند،

واما…

امام کاظم(ع) در عصری به حکومت و امامت می رسد که حکومت های رقیب وی فرعون های زمانه خود بوده اند و دارای ارتشی ظاهری و پنهانی بودند که شرق و غرب عالم را در بر می گرفت. آن حضرت(ع) با ایجاد تشکیلات و سازمان وکیل محور کوشید تا مدیریت هر بخشی را به وکیلی بسپارد و آنان بودند که در جاهای مختلف جهان، جامعه نخبه را مدیریت می کردند و زمینه های تأثیرگذاری ضدخلافت سلطنتی را فراهم می آوردند. این گونه است که این هسته های به ظاهر پراکنده و در اصل وکیل محور، توانستند قیام های پیاپی را در عصر مأمون و امین به راه اندازند و مشروعیت خلافت سلطنتی را با خطر فروپاشی مواجه سازند

هارون پیش از این مسئله را درک کرده بود. برای همین محدودیت ها را تشدید می کند و می کوشد با شناسایی رهبران و وکیلان، گروه ها را به تشتت و درگیری بکشاند. ولی وی در این کار موفق نمی شود و در نتیجه ناچار می شود تا خود امام را به شهادت برساند.

از آن جایی که شهادت آن حضرت کاری آسان و ساده نبود و موجبات طغیان را فراهم می کرد ایشان را به گونه ای خاص مسموم می کند و به افراد می سپارد تا اعلام کنند امام رافضیان، خود مرده است. با این همه شورش های چندی درمی گیرد که با خشونت هر چه تمام تر سرکوب می شود.

امام کاظم (ع) در بین ائمه اطهار بیشترین چالش سیاسی با حکومت را داشتند و در زمینه ‌مبارزه با حاکمان‌جور بخش‌اعظمی از عمر گرانمایه خود را در زندان بسر بردند.

ایشان با اینکه در حکومت دخالت نمی کرد و آن را غاصب می نامید، هرگز خود را از جریانهای سیاسی روز جدا نمی دانست. نمونه بارز نحوه ارتباط حضرت با سیاستهای روز و آگاهی به اتفاقهای حکومتی، حضور «علی بن یقطین» یکی از یاران خاص ایشان در درباره هارون الرشید و به دستور ایشان بود.

اگر از مدینه تا کربلا، چهره قیامِ واقعة عاشوراست و منسوب به حضرت امام حسین(عَلَیْهِ‌السَّلام)  و از نینوا تا مدینه، چهره پیام عاشورا است و منسوب به حضرت امام سجاد(عَلَیْهِ‌السَّلام) و حضرت زینب کبری(سَلامُ­الله­عَلَیْها) اینجا اسارت امام صابرین است که چهره قیام می شود امام موسی کاظم هم از اسرای قیام کربلا بود نه فقط زندانی حکومت مستبدین عصر خویش آری ای زندان رفته ها ،اسارت کشیده ها، اسارت تکمیل کننده قیام کربلاست اما اندیشه سیاسی امام منبعث از وحی و خطابه‌دینی است و بر پایه “صبر و استقامت” استوار بود و ایشان مانند جد بزرگوارشان و بر اساس آیه شریف ” فاستقم کما امرت ” برای‌مبازره با حاکمان جابر عباسی و نیز اثبات حقانیت اهل‌بیت (ع) از دو عنصر صبر و استقامت بهره می‌بردند. امام بر اساس سنت جد مکرمشان و برخورداری از دانش پدر بزرگوارشان به‌هدایت شیعیان می‌پرداخت و در چالش مستقیم با حکومت غاصب قرار داشتند

به خیال خود با شهادت صابر، صبر نیز شهید خواهد شد زهی خیال باطل در ماه پر فیض رجب ودر شب شهادت امام موسی کاظم(ع) از این امام بزرگوار باب الحواعج برای گشایش  در وضعیت زندانیانمان دست های بسته مان را به سوی آسمان میبریم و….

رحمت ۱۷/۴/۸۹

  • Sabzlink
  • Facebook
  • Twitter
  • FriendFeed
  • email
  • Balatarin
  • Print
  • Google Bookmarks

1 دیدگاه

  • علی ۲۰ / تیر / ۱۳۸۹ - ساعت ۲۰:۵۲

    با تئوری حفظ نظام از اوجب واجبات است صرفنظر از چگونگی آن. نظام بعد از معاویه هم موجه است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>