یادداشت وارده

به بهانه روز ملی قلم و سالگرد حمله به کوی

۲۴ تیر ۱۳۸۹

در این یک صال گذشته صدا را در گلو خفه کرده ام و تنها پروردگارم ازاین روز ها و شب های بی سامانم آگاه است.

به نام او

به بهانه روز ملی قلم و سالگرد حمله به کوی

نخستین بار است که قلم بدست می گیرم و برایتان شرح می دهم. نمی دانم خطاب به چه کسی است اما می دانم که از عمق وجودم برخاسته است.

هر روز از کشته شدگان و مجروحان حوادث پس از انتخابات گفته می شود، می خواهم بگویم من نیز یک مجروحم اما آلام و زخم های من درونی است. زخم هایی که با گذر زمان عمیق تر می شوند و التیام نمی یابند. در اوج جوانی و هنگام رسیدن به آرزوهایم و در هنگام شکل گرفتن محبتی در دلم، او را از من ربودید و اوین را منزلش کردید، در بحبوهه جوانی اش، شمشیر عداوت از قفا بیرون راندید و عدالت را در پیش چشمانش قربانی کردید. وتا آنجا رفتید که از هستی و حتی زندگی روزمره ساقطش کردید و روزمرگی را نصیبش کردید. هر روز آب شدنش را به چشم می بینم. سخن گفتن از آینده تباه شده ام و زندگی و محبت به یغما رفته ام در مقابل آزارهای روحی و جسمی و پریشان حالی او شرمگینم می کند.

به محل امن و آسایش و خوابش تاختید و اکنون او را بر صندلی اتهام گذارده اید و هروز بهانه ای تازه برای آزردنش دارید و هر لحظه به قامتش تیشه ای جدید می زنید و بر روح و قلب من خراشی تازه وارد می کنید.

در این یک سال گذشته صدا را در گلو خفه کرده ام و تنها پروردگارم ازاین روز ها و شب های بی سامانم آگاه است.

ربنا افرغ علینا صبرا

  • Sabzlink
  • Facebook
  • Twitter
  • FriendFeed
  • email
  • Balatarin
  • Print
  • Google Bookmarks

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>