به نام او
به بهانه روز ملی قلم و سالگرد حمله به کوی
نخستین بار است که قلم بدست می گیرم و برایتان شرح می دهم. نمی دانم خطاب به چه کسی است اما می دانم که از عمق وجودم برخاسته است.
هر روز از کشته شدگان و مجروحان حوادث پس از انتخابات گفته می شود، می خواهم بگویم من نیز یک مجروحم اما آلام و زخم های من درونی است. زخم هایی که با گذر زمان عمیق تر می شوند و التیام نمی یابند. در اوج جوانی و هنگام رسیدن به آرزوهایم و در هنگام شکل گرفتن محبتی در دلم، او را از من ربودید و اوین را منزلش کردید، در بحبوهه جوانی اش، شمشیر عداوت از قفا بیرون راندید و عدالت را در پیش چشمانش قربانی کردید. وتا آنجا رفتید که از هستی و حتی زندگی روزمره ساقطش کردید و روزمرگی را نصیبش کردید. هر روز آب شدنش را به چشم می بینم. سخن گفتن از آینده تباه شده ام و زندگی و محبت به یغما رفته ام در مقابل آزارهای روحی و جسمی و پریشان حالی او شرمگینم می کند.
به محل امن و آسایش و خوابش تاختید و اکنون او را بر صندلی اتهام گذارده اید و هروز بهانه ای تازه برای آزردنش دارید و هر لحظه به قامتش تیشه ای جدید می زنید و بر روح و قلب من خراشی تازه وارد می کنید.
در این یک سال گذشته صدا را در گلو خفه کرده ام و تنها پروردگارم ازاین روز ها و شب های بی سامانم آگاه است.
ربنا افرغ علینا صبرا






















