من حدس می زنم
مشتی جوانک مغرور و بیسواد
انصار جان نثار
در بازجویی ات، در خلوت حصار
چون عربده کشان، کباد…ه می کشند؛
پا در رکاب وهم، در بزم و رزم نرم
اندیشه تو را، زنجیر میکنند؛
بر طائر خیال
آئینه تو را، تکفیر میکنند؛
از دستشان مرنج
بدبخت و جاهلند
قربانی اند و خویش، از خویش غافلند؛
تقصیرشان مبین، بگذر به دل مگیر
چشمانشان نگر، دستانشان بگیر
راهی نمایشان، جامی بنوششان
باشد که بشنوند، شاید اثر کند
صدرا حاتمی























