<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>تحول سبز &#187; اخبار ویژه</title>
	<atom:link href="http://www.tahavolesabz.net/item/category/special/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.tahavolesabz.net</link>
	<description>نوای سبز همدلی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 12 Jan 2012 21:38:13 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.1.3</generator>
		<item>
		<title>انتقاد از خود (عبرت و وصیت)</title>
		<link>http://www.tahavolesabz.net/item/43028</link>
		<comments>http://www.tahavolesabz.net/item/43028#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 10 Jan 2012 21:56:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Editor01</dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[اخبار ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[آیت الله العظمی منتظری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.tahavolesabz.net/?p=43028</guid>
		<description><![CDATA[ متن کامل کتاب ۱۹۵ صفحه ای «انتقاد از خود (عبرت و وصیت) گفتگویی بی پرده با پدر، استاد و مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی منتظری» بر روی پایگاه رسمی اطلاع رسانی دفتر آیت الله منتظری قرار گرفت. این کتاب، در حقیقت جلد دوم کتاب خاطرات مرجع تقلید مردمی است که بسیاری از زوایای تاریک تاریخ نیم قرن اخیر را روشن می کند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>سه شنبه بیستم دی ماه ۱۳۹۰ متن کامل کتاب ۱۹۵ صفحه ای «انتقاد از خود (عبرت و وصیت) گفتگویی بی پرده با پدر، استاد و مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی منتظری» بر روی پایگاه رسمی اطلاع رسانی دفتر آیت الله منتظری قرار گرفت.</div>
<div>
<p>به گزارش جرس، در این گفتگوی کتبی که در تاریخ اول اسفند ۱۳۸۷به پایان رسیده، سعید منتظری فرزند فقیه عالیقدر چهارده پرسش مطرح در جامعه را صریح و بی پرده با پدر خود در میان گذاشته بود، که مرحوم منتظری با شفافیت و صمیمیت به تفصیل به این پرسشها پاسخ داده است.</p>
<div>
<p>این کتاب، در حقیقت جلد دوم کتاب خاطرات مرجع تقلید مردمی است که بسیاری از زوایای تاریک تاریخ نیم قرن اخیر را روشن می کند.<br />
علت تاخیر در انتشار عمومی کتاب برخی مصلحت اندیشی ها بوده که با خواندن کتاب معلوم می شود.</p>
</div>
<p>کتابِ «<strong>انتقاد از خود</strong>»، نقد مشفقانه جمهوری اسلامی است که  آیت الله العظمی منتظری، دومین معمار جمهوری اسلامی، در آن صادقانه به اشتباهات خود اعتراف می کند؛ اعترافاتی که بی شک  بر جایگاه رفیع  این عالم ربانی خواهد افزود.</p>
<div>خواندن دقیق این کتاب برای همه علاقه مندان و منتقدان جمهوری اسلامی بویژه نسل جوان لازم است. نظر به اهمیت فراوان <a href="http://www.amontazeri.com/farsi/Enteghad/Enteghad-Az-Khod.pdf">این سند تاریخی</a>، جرس اقدام به معرفی آن با درج مقدمه سعید منتظری، دستخط آیت الله منتظری، مقدمه ایشان و متن کامل ۱۴ پرسش سعید منتظری می کند. متن کامل کتاب نیز در  <strong><a href="http://www.amontazeri.com/farsi/Enteghad/Enteghad-Az-Khod.pdf">این آدرس </a></strong> در دسترس همگان قرار دارد.</div>
<div>***</div>
<div>
<p>مقدمه سعید منتظری</p>
<p><strong>بسم اللّه الرحمن الرحیم</strong></p>
</div>
<p>نوشتارى که پیش روى شماست، مشتمل بر چهارده پرسش و پاسخ در رابطه با مسائل سیاسی و اجتماعی پرابهام تاریخ معاصر است که توسط اینجانب از والد معظّم و گرامی حضرت آیت الله العظمی منتظری (رضوان‏ اللّه ‏تعالى‏ علیه) سؤال گردیده است که معظم ‏له پاسخ داده ولی انتشارش را در آن زمان به مصلحت ندیدند. اکنون که آن عزیز از میان ما پر کشیده و سخنانش چون امانتى نزد من باقى است، بر خود لازم دیدم که این بار امانت را از دوش برگرفته و آن را به صاحبان اصلى‏اش یعنى افکار عمومى بسپارم.</p>
<div>محور اصلی این نوشتار و ویژگی ممتاز آن، جنبه محوری انتقاد از خود است که شامل دیدگاههای اصلاحی ایشان نسبت به مسائل کلیدی و اساسی پس از پیروزی انقلاب می باشد. در زمان حیات آن بزرگوار افراد و شخصیت های مختلف، حسب الامر معظم له این جزوه را مطالعه و نظرات خویش را به ایشان اعلام نمودند. به تعویق افتادن انتشار آن و واگذاری اش به زمانی دیگر نیز یکی از موارد پیشنهادی عده ای از همین افراد و شخصیت ها بوده که مورد موافقت معظم له قرار گرفت.</div>
<div>قابل ذکر است که پاورقى‏هاى موجود از آیت‏ اللّه العظمى منتظرى (طاب‏ ثراه) نبوده و صرفاً مطالبی توضیحی است که به عنوان مستند پاسخ‏هاى ایشان اضافه گردیده و معظم ‏له بارها آنها را مطالعه و ملاحظه نمودند.</div>
<p>از اوائل پیروزی به دلیل وجود ترس و هراس از سوء استفاده مخالفان و دشمنان موهوم و ضربه دیدن انقلاب، نسبت به شفاف سازی و نقد و بررسی افکار و اعمال افراد و شخصیت های موثر در جامعه و نظام کوتاهی و اغماض شده است، و متاسفانه این رویه ناپسند هنوز ادامه دارد که موجب آسیب جدی به انقلاب و مساله دار شدن و ریزش شدید نیروهای مومن از بدنه آن گردیده است. اکنون نیز ممکن است عده ای با سوء نیت و به قصد به انحراف کشاندن و لوث مطالب مطروحه، با عنوان کردن و پر رنگ نمودن برخی نکات انتقادی این نوشتار نسبت به شخصیت های اصلاح طلب روی آورده و بزرگنمایی کنند. بزرگنمایی در رابطه با افرادی که در عین انتقاد از بعضی عملکردهای گذشته آنان، مورد حمایت صریح و مکرر پدرم بوده اند و ایشان در ماههای آخر عمر شریفشان نسبت به آنان عنایتی ویژه داشتند. من به عنوان فرزند آن مرحوم که سالها در کنار ایشان رنج ها  و دردها را شاهد بوده ام و سینه ای پر از اندوه دارم، دست یکایک یاوران و حامیان و سران جنبش سبز ملت ایران و مبارزان با بی عدالتی و استبداد را می بوسم، و ارادت خالصانه خود و خانواده و دوستان و علاقه مندان پدر بزرگوارم را خدمت ایشان اعلام می نمایم.</p>
<div>رحمت و غفران الهى و حشر با پیامبراکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) و اهل بیت طاهرین (علیهم السلام) را براى آن عزیز سفر کرده و همچنین براى مادر رنجدیده ام که او نیز با فاصله‏اى کوتاه از رحلت پدر عزیز به دیار حق شتافت، از خداى بزرگ خواستارم.</div>
<div><strong>سعید منتظرى</strong></div>
<div>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;</div>
<div><strong> بسم اللّه الرحمن الرحیم</strong></div>
<p>الحمد للّه ربّ العالمین، والصلوة والسلام على خیر خلقه محمّد و آله الطاهرین<br />
جزوه حاضر که حاوى سؤالات چهارده‏ گانه و پاسخهاى این‏جانب مى‏باشد در سال ۱۳۸۵ تنظیم گردید ولى بر حسب مصالحى منتشر نگردید. این جانب ضمن تأیید مجدّد آن امیدوارم در اوّلین فرصت مناسب جهت تنویر افکار عمومى انتشار یابد.</p>
<div>والسلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته.</div>
<div>۲۳ صفر ۱۴۳۰  &#8211; ۱/۱۲/۱۳۸۷</div>
<div><strong> حسینعلى منتظرى</strong></div>
<div>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</div>
<div><strong>بسمه تعالى</strong></div>
<div>محضر مبارک پدر بزرگوار و استاد عظیم ‏الشأن حضرت آیت‏الله العظمى منتظرى دامت برکاته العالیة</div>
<div>پس از سلام و آرزوى سلامتى و طول عمر براى شما، و تبریک به مناسبت میلاد باسعادت پیشوا و آموزگار بزرگ بشریت، حضرت امام حسن عسکرى علیه ‏آلاف‏ التحیة والثّناء</div>
<div>صداقت و صراحت لهجه در حق‏گویى و حق‏ طلبى، دو ویژگى برجسته‏اى است که در کنار آزادیخواهى و عدالت‏ طلبى و مقاومت، حضرتعالى را در این عصر اسوه‏اى براى حق‏ جویان و ارزش‏مداران ساخته است. گرچه شرایط ویژه این دوران و از آن مؤثرتر پرهیز شما از تمجیدتان، قلم‏ها را شکسته و زبانمان را بسته است، اما به‏ یقین آیندگان این ویژگى‏ها را خواهند ستود و از حضرتعالى به عنوان اصولى‏ترین شخصیت سیاسى تاریخ معاصر که قربانى دفاع از مردم به ویژه دفاع از حقوق مخالفان خود گردید، نام خواهند برد.</div>
<div>ما از شما آموخته‏ ایم که بزرگىِ بزرگان و عشق وافرمان به آنان، ما را بر آن ندارد که اگر انتقادى ازآنان داشته باشیم از آن چشم ‏پوشى کنیم، یا چنانچه شبهه و ایرادى نسبت به آنان در ذهنمان بود ازمطرح کردن آن با ایشان ابا کنیم. تجربه پیشینیان این‏گونه بوده است که خطاى بزرگان یا انتقاد از آنان در زمان حیات ایشان، در شعاع قداستشان مسکوت مانده و نسل‏هاى جستجوگر آتى در کتاب‏هاى تاریخى به کاوش و تحلیل آن مى‏پرداخته‏اند؛ اما سیره عملى حضرتعالى به ما این جسارت را مى‏بخشد که سؤالات خود یا شبهات دیگران را مستقیماً با خودتان مطرح کنیم و توضیح آنها را از زبان شما بشنویم. به ‏یقین این خرق عادت، رسیدن به حقیقت را آسان‏تر و تحلیل آیندگان را پایدارتر مى‏گرداند و إن‏شاءاللّه سنّت حسنه‏ اى براى سایر بزرگان خواهد بود.</div>
<div>از این‏رو از محضر شریفتان اجازه مى‏خواهم تا پرسش‏هایى را که بعضاً در ذهن خود یا دوستان وجود دارد و شبهاتى را که احیاناً از سوى مخالفان مطرح مى‏گردد، به محضرتان عرضه دارم؛ به امید آن که پاسخِ آنها گامى باشد در دستیابى هرچه بیشتر به حقیقت و زایل شدن سوءتفاهمات و ابهامات و نزدیکى دل‏ها به یکدیگر.</div>
<div>پیشاپیش از صبر و حوصله و سعه صدر حضرتعالى کمال امتنان را دارم.</div>
<div>ربیع‏ الثانی ۱۴۲۷ – ۱۶/۲/۱۳۸۵</div>
<div><strong>فرزندتان: سعید منتظرى </strong></div>
<div>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;</div>
<div><strong>بسم اللّه الرحمن الرحیم</strong></div>
<p>پس از سلام و اعتذار از تأخیر در جواب سؤال‏هاى ارائه شده، به خاطر کثرت مراجعات و کسالت‏هاى مختلف که خود بهتر از دیگران مى‏دانى؛ نخست مطالبى را در رابطه با پرسش‏هاى ارائه شده یادآور مى‏شوم:</p>
<div>همه مى‏دانیم که انسان‏ها از خطا و اشتباه مصون نیستند و دائماً محتاج به تذکر و نقد رفتار و گفتار خود مى‏باشند. با همین نقدها و انتقادها است که انسان متوجه لغزش‏هاى خود مى‏شود و اگر به کمال و تعالىِ خود علاقه‏مند باشد درصدد اصلاح خویش برمى‏آید. یکى از علل مهم ترقىِ جوامع پیشرفته نیز همین مفتوح‏بودن باب انتقاد، به‏خصوص نسبت به‏ ارباب قدرت مى‏باشد.</div>
<div>علاوه بر این، سیره پیشوایان معصوم (علیهم السلام) نیز همین‏گونه بوده است. آن بزرگواران با این که از مقام عصمت برخوردار بوده‏اند، از نقد بر خود استقبال مى‏کردند. حضرت امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «أَحَبُّ إخْوانی إلَیَّ مَنْ أهدى إلَیَّ عُیُوبی» (اختصاص شیخ مفید، ص ۲۴۰)؛ «بهترین برادران من کسانى هستند که عیوب مرا به من هدیه دهند.» و تعبیر به «هدیه» نشانگر نگاه امام (علیه السلام) به انتقاد و تذکر است.</div>
<div>از این رو همه ما باید خود را در معرض نقد دیگران قرار دهیم و در گفتار و عمل از آن استقبال کنیم؛ و به جاى آن که از منتقدان خود آزرده خاطر شویم و خداى ناکرده کینه آنان را به دل گرفته و به فکر انتقام باشیم، باید از آنان تشکر کرده و جامعه را نیز به این امر تشویق کنیم.</div>
<div>اینجانب نیز به پیروى از این سنّت حسنه، آمادگى خود را براى پذیرش نقد عملکرد گذشته و حال خود &#8211; از سوى موافقان و مخالفان &#8211; اعلام داشته و با رویى گشاده از آن استقبال مى‏کنم؛ و از همگان، به‏ویژه دوستان خود مى‏خواهم به جاى تمجید و تعریف‏هاى معمول &#8211; که متأسفانه گریبانگیر جامعه و بزرگان آن شده است &#8211; خطاها و اشتباهات مرا گوشزد کنند و در ابراز آنها به من تردیدى به خود راه ندهند. من هم هر اندازه که قابل توجیه و دفاع باشد توضیح مى‏دهم، وگرنه مى‏پذیرم و در جهت اصلاح آن حرکت خواهم کرد. با این مقدمه، به پاسخ سؤالات مربوطه مى‏پردازم</div>
<p>&nbsp;</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;<br />
<strong><br />
متن چهارده پرسش صریح سعید منتظری</strong></p>
<p><strong>پرسش اوّل -</strong> اجازه بفرمایید پرسش نخست خود را پیرامون مسائل اعتقادى و مبحث امامت و ولایت مطرح کنم.همان‏گونه که مى‏ دانید قشرى از روحانیون حوزه قبل از انقلاب انتقادات تندى را علیه شما در رابطه با برخى اصول‏اعتقادى بیان مى‏کردند که فراز و نشیب‏هایى را به همراه داشته است و ظاهراً این حساسیت‏ها از سال ۱۳۴۹ همزمان باتقریظ شما بر »کتاب شهید جاوید « آغاز شده و بعدها با دو موضوع دیگر، یعنى »مسأله فدک و مالکیت حضرت‏ فاطمه‏ علیها السلام نسبت به آن« و نیز مبحث »منشأ مشروعیت حاکمیّت پیامبراکرم‏ صلى الله علیه وآله وسلم و امامان معصوم‏ علیهم السلام« ادامه یافت. آنان ‏در موضوع تقریظ بر کتاب شهید جاوید مدّعى انکار علم غیب امام ‏علیه السلام از سوى نویسنده کتاب، و در مسأله فدک مدّعى‏ان کار مالکیت حضرت‏ زهراعلیها السلام بر آن و تعلّق آن به حاکمیّت وقت از ناحیه شما هستند، و در مبحث سوّم نیز ادعا مى‏کنند که حضرتعالى منشأ مشروعیت حاکمیّت اسلامى را -که شامل حاکمیّت پیامبراکرم ‏صلى الله علیه وآله وسلم و امامان معصوم‏ علیهم السلام نیز مى‏ گردد-رأى و بیعت مردم مى‏ دانید و نه نصب الهى؛ و البته متقابلاً عده ‏اى هم مى‏گ ویند شما منشأ مشروعیت حکومت را نصب ‏الهى مى‏دانید و نه رأى مردم. هرچند پاسخ‏هاى حضرتعالى به شبهات فوق براى شاگردان و آشنایان به مبانى حضرتعالى‏ تا حدودى روشن است، اما در صورت صلاحدید مستدعى است براى کسانى که در چهار دهه اخیر تبلیغات شدید علیه ‏شما را شنیده ولى پاسخ‏هاى شما به آنان نرسیده است، توضیحات لازم را ارائه فرمایید.</p>
<div><strong>پرسش دوّم &#8211; </strong>یکى از شبهاتى که از سوى عده ‏اى عنوان مى ‏شود این است که حضرتعالى در زمانى که در مسند قدرت قرار داشتید، همواره از تئورى ولایت‏ فقیه از نوع مطلقه آن دفاع مى ‏کردید و محدودساختن اختیارات رهبر و یا حتى شورایى‏ شدن رهبرى را رد مى‏ک ردید و حتى مى‏ گفتید قواى سه‏ گانه بازوى اجرایى ولىّ ‏فقیه هستند؛ آنان مى‏ گویند اکنون که شما از قدرت کنار رفته ‏اید نظریات جدیدتان را مطرح مى ‏فرمایید.</div>
<p><strong><br />
پرسش سوّم -</strong> یکى از نظریاتى که اکنون شما بر آن تأکید مى‏ ورزید این است که برقرارى رابطه با آمریکا یا مذاکره ‏با آن کشور، چنانچه از نگاه کارشناسان به سود منافع ملى کشور و مطابق با اصول دینى و انسانى باشد ایرادى ندارد، بلکه ضرورى است. سؤالى که مطرح مى ‏شود این است که در جریان سفر مک ‏فارلین به ایران که حضرتعالى از مخالفان‏آن بودید و ظاهراً برخى از دوستان آن را افشا کردند، آیا منافع ملى ایران مذاکره با آمریکا را ایجاب نمى‏ کرد؟</p>
<div>قابل ذکر است در همین زمینه آقاى هاشمى رفسنجانى در مصاحبه با روزنامه کیهان گفته‏اند: »بعد از این که مک ‏فارلین آمد و رفت و نقصى در کار افتاد و معلوم شد که گران حساب کردند، شش میلیون دلار را به آنها ندادند که تفاوت قیمت واقعى و ادعایى آنها بود؛ آقاى قربانى‏ فر به آیت‏ الله منتظرى شکایت کرد و گویا پس از دریافت نامه شکایت، به ایشان برخورد که چرا تا به حال به ایشان گفته نشد. وقتى به‏من گفت، گفتم: از کجا فهمیدید؟ گفت: چرا به من نگفتید؟ گفتم: مگر قرار است همه چیز را به شما بگوییم؟ چه احتیاجى بود که شما بدانید؟&#8230;وقتى پس از انتشار خبر، من ماجرا را به دستور امام اعلام کردم، آیت‏الله منتظرى به من گفتند: چرا فاش کردید؟ مى‏بایست ادامه مى‏ دادید؛ یعنى جزو موافقین ادامه کار بود. من گفتم: شما این کار را کردید و امام گفتند بروید همه چیز را به مردم بگویید و نمى‏توانستم دستور امام رااجرا نکنم.« )بى‏ پرده با هاشمى رفسنجانى، چاپ اوّل، ص ۱۲۵)</div>
<div>همچنین ایشان در این مصاحبه تصریح کرده ‏اند که اصل جریان سفر هیأت آمریکایى را علاوه بر حضرت امام، پنج نفرمطلع بوده‏ا ند که نام چهار نفر -یعنى خودشان و آقایان هادى، روحانى و وردى‏نژاد- را ذکر و از بیان نام فرد پنجم ‏خوددارى مى‏ کنند.</div>
<div>آیا حضرتعالى اظهارات آقاى هاشمى را تأیید مى‏ کنید؟ و آیا شما در آن زمان عامل برهم ‏زدن روابط ایران و آمریکاکه مى‏ خواست سربگیرد بودید، و آیا مرحوم امام از ابتدا در جریان این سفر قرار داشته‏ اند؟&nbsp;</p>
<p><strong>پرسش چهارم -</strong> در جریان برخورد با علمایى همچون آیت‏الله شریعتمدارى، آیت‏الله قمى و آیت‏الله  سیدصادق‏ روحانى که منجر به محصور شدن آنان گردید، گرچه حضرتعالى با این گونه برخوردها مخالف بوده‏ اید، اما آیا فکرنمى‏ کنید از ناحیه شما کوتاهى صورت پذیرفته باشد؟ آیا مخالفت جدّى‏ ترى از ناحیه شما انتظار نمى‏ رفت؟</p>
</div>
<div><strong>پرسش پنجم &#8211; </strong> در جریانات مربوط به مرحوم سیدمهدى هاشمى -که مخالفتِ مخالفان شما بیش از همه در این محورخلاصه مى‏شود- تاکنون تحلیل‏ ها و اظهارنظرهاى مختلفى شده است؛ اما نکته‏ اى که هنوز براى بسیارى از افراد بدون‏ پاسخ مانده این است که به هرحال آیا شما با عملکرد ایشان موافق بوده‏ اید یا خیر؟ آیا اتهامات منسوب به وى را قبول‏ مى‏ فرمایید؟ و به‏ طور کلى چرا نسبت به برخورد با وى حساسیت نشان دادید؟ آیا بهتر نبود پرونده وى روال طبیعى خودرا طى می کرد؟&nbsp;</p>
<p><strong>پرسش ششم &#8211; </strong> حضرتعالى در دهه شصت نسبت به عملکرد برخى از مسؤولان قضایى همچون مرحوم آقاى لاجوردى‏ به‏شدت اعتراض داشته‏ اید. مخالفان شما اظهار مى‏ دارند که اکنون برخى از همان مسؤولان قضایى -همچون آیت‏اللّه‏ موسوى اردبیلى، آیت‏الله صانعى، آیت‏الله خلخالى، حجةالاسلام موسوى تبریزى و حجةالاسلام موسوى خوئینى ‏ها- که‏ بسا برخى از آنان مافوق آقاى لاجوردى بوده‏ اند و همگى از رهبران اصلاحات در این دهه به شمار مى‏ آیند، از دوستان وحامیان شما هستند. آنان )مخالفان( مى‏ گویند اگر عملکرد آقاى لاجوردى اشکال داشته، طبعاً این اشکال متوجه مقامات‏ مافوق وى نیز مى‏ شده، و در هرحال مسؤولیت اعمال قضایى -چه در زمان آقاى لاجوردى یا قبل و یا بعد از آن- دردرجه نخست با مسؤولان عالى‏رتبه این دستگاه است. بنابراین، این سؤال مطرح است که چرا اعتراضات شما به عملکرددستگاه قضایى بیش از همه متوجه آقاى لاجوردى بوده است؟</p>
</div>
<div>همچنین سؤال دیگر -در همین رابطه- این است که در ابتداى انقلاب، مرحوم امام‏ قدس سره براى دقت در انتخاب قضات‏ دادگاه‏هاى انقلاب، با توجه به عدم شناخت یا عدم فرصتى که داشتند، این اختیار را به حضرتعالى و آیت‏الله مشکینى‏ تفویض فرمودند؛ به این امید که شما با صرف وقت و دقت بیشتر نسبت به انتخاب آنان نظارت فرمایید؛ ولى شما نیز این‏ مسؤولیت را برعهده آیت‏الله مؤمن و حجةالاسلام شرعى گذاشتید و آنچه امام درنظر داشتند به‏ خوبى حاصل نشد. آیابهتر نبود خود نظارت بیشترى در این زمینه اعمال مى‏ فرمودید؟&nbsp;</p>
<p><strong>پرسش هفتم -</strong> آیا حضرتعالى در عملکرد خود یا نزدیکان و مسؤولان دفتر خود در زمان قائم‏ مقامى رهبرى، هیچ‏گونه‏ نقص و ایرادى را مشاهده نمى‏ فرمایید؟ آیا همه اشکالات متوجه دفتر حضرت امام یا مرحوم حاج سیداحمد خمینى بوده ودفتر حضرتعالى یا منسوبان به شما قصور یا تقصیرى نداشته‏ اند؟ اگر به ‏یاد داشته باشید قبلاً هم در این مورد با شما مکاتباتى داشته‏ ام؟</p>
</div>
<div><strong>پرسش هشتم -</strong> در زمینه خاتمه جنگ پس از فتح خرمشهر که حضرتعالى نسبت به آن اصرار داشته‏ اید و حتى درکتاب خاطرات احتمال داده‏ اید که امام نیز در ابتدا با ادامه جنگ مخالف بوده‏ اند، این شبهه مطرح مى‏شود که چرا شما-علیرغم این مخالفت- در سال‏هاى پس از آن که جنگ ادامه یافت، به کرّات به جبهه‏ ها کمک مى‏ کردید و نزدیکان شما،حتى مرحوم حاج على منتظرى، علیرغم کهولت سن در جبهه‏ ها یا عملیات مختلف حضور داشتند؛ و چنان‏که در نامه مورخه۱۳۶۵/۱۰/۱۹ خود به حضرت امام آورده‏ اید دو تن از نواده‏ گانتان بارها در جبهه‏ ها با خطر مرگ روبرو شدند و چندین‏ روز را در کردستان عراق با علف بیابان گذراندند؛ و همچنین مانع حضور فرزندان و نواده‏ گانتان در جبهه نشدید و درنهایت نوه عزیزتان در جبهه به شهادت رسید؟ آیا این کمک‏هاى مادى و حمایت‏هاى عملى نشانه موافقت حضرتعالى باادامه جنگ نبوده است؟</div>
<div>گفتنى است در همین زمینه حجةالاسلام والمسلمین هاشمى رفسنجانى در مصاحبه با روزنامه کیهان مى‏گویند: »بعد ازفتح خرمشهر این مسأله مطرح شده بود که مى‏خواهند پنجاه میلیارد دلار بدهند؛ آقاى هادى )دکتر هادى نجف‏آبادى نماینده سابق مجلس(گفت که آیت‏اللّه منتظرى خیلى عصبانى است و مى‏گوید بوى دلار به دماغشان خورده و مى‏خواهند خون بچه‏ هاى ما را هدر دهند و خون بهاى ‏شهدا را بگیرند.« ایشان در عین حال تصریح مى‏کنند که بحث غرامت از سوى کشورهاى عربى مستند نبود و کسى براى ماپیغام رسمى نفرستاد. آقاى هاشمى در همین زمینه ادامه مى‏دهند: »بعد از عملیات فتح ‏المبین، آیت‏اللّه منتظرى نیمه شب به من‏ تلفن کرد که وارد خاک عراق شوید،(۳۱) ما را سرزنش مى‏ کرد. اعتراض ایشان آن موقع این بود که چرا عملیات مى‏ کنید و متوقف مى‏ شوید.فکر مى‏ کردند نیرو، اسلحه، امکانات و مهمات داریم و جنگ را ادامه نمى‏دهیم. بعد از عملیات مدت مأموریت نیروهاى ما تمام مى‏ شد،مهمات ما کم مى‏شد، دوباره باید کمى فرصت پیدا مى‏کردیم تا آماده شویم.« )بى‏ پرده با هاشمى رفسنجانى، چاپ اوّل، صفحات ۷۳ و ۷۴)</div>
<div>ایشان همچنین در رابطه با نظر مرحوم امام پیرامون خاتمه جنگ پس از فتح خرمشهر، تصریح مى‏کنند که در جلسه‏ شوراى عالى دفاع با امام، ایشان )امام( مى‏ گفتند باید جنگ را ادامه دهیم اما وارد خاک عراق نشویم. در مصاحبه آقاى‏ هاشمى با کیهان، دلایل امام براى واردنشدن به خاک عراق، چهار چیز عنوان مى‏شود:</div>
<div>۱- مردم عراق وقتى ببینند نیروهاى خارجى وارد خاکشان شده با تعصب دفاع مى‏کنند؛</div>
<div>۲- شیوخ منطقه احساس خطر مى‏کنند و اگر تا الآن کمى رودربایستى داشتند، از این پس علناً از عراق حمایت‏بیشترى خواهند کرد؛</div>
<div>۳- دنیا هم بهانه‏اى پیدا مى‏کند و ما را به‏خاطر ورود به خاک عراق خیلى رسمى‏تر تحت فشار قرار مى‏دهد؛</div>
<div>۴- مردم عراق آسیب مى‏بینند و ما نمى‏خواهیم آنان آسیب ببینند.</div>
<div>آقاى هاشمى مى‏ گویند: »نظامى ‏ها مى‏گفتند در شرایط موجود نمى‏ارزد که نیروهاى خود را براى بیرون کردن دشمن از آن مناطق)درداخل خاک ایران( متمرکز کنیم&#8230; وقتى نظامى‏ها با منطق، حرف خودشان را زدند، امام گفتند: حرف شما درست است. البته حرف‏هاى‏امام هم مهم بود و نمى‏توانستیم صرف‏نظر کنیم. خود امام راه حل پیدا کردند و گفتند: در نقاطى وارد شوید که مردم آسیب نبینند.« هرچند که‏ایشان تصریح مى‏کنند که صورت‏جلسه این نشست شوراى عالى دفاع با امام در دسترس نیست و ایشان از آقاى نظران‏هم خواسته‏اند ولى او نتوانسته است پیدا کند. )همان، ص ۷۴ و ۷۵) اگر آنچه آقاى هاشمى مى‏گوید صحّت داشته باشد میان‏ادعاى شما مبنى بر مخالفت با ادامه جنگ و ادعاى آقاى هاشمى که گفته شما گفته‏اید چرا وارد عراق نمى‏شوید تناقض‏وجود دارد؟</div>
<div>مستدعى است نظر خود را پیرامون مطالب آقاى هاشمى رفسنجانى و نسبت‏هایى که به حضرت امام‏قدس سره و حضرتعالى‏داده‏اند، بیان فرمایید. دیدگاه شما درباره ادامه جنگ واقعاً چه بوده است؟&nbsp;</p>
<p><strong>پرسش نهم &#8211; </strong> سؤال خود را در دو قسمت بیان مى‏کنم:</p>
</div>
<p><strong>الف -</strong> نسل انقلاب از رابطه صمیمى و طولانى حضرتعالى با حضرت امام خمینى‏رحمه الله و فداکارى‏هاى شما در راه وهدف ایشان و نیز اختلافات و مسائلى که در اواخر عمر ایشان پدید آمد آگاهى دارند؛ همچنین از فشارهایى که در سالیان‏متمادى پس از رحلت امام و به نام ایشان بر شما وارد آمده مطلع‏اند و تحلیل‏ها و سخنان زیادى در این باب بیان شده‏است. براى بسیارى از کسانى که تاریخ انقلاب را دنبال مى‏کنند و نیز نسل‏هاى آتى بسیار جالب خواهد بود که اکنون پس‏از همه این حوادث و فراز و نشیب‏ها و پس از گذشت نزدیک به دو دهه از درگذشت امام خمینى؛ نظر شما را درباره‏شخصیت ایشان بدانند.</p>
<div><strong>ب -</strong> مقام رهبرى کنونى جمهورى اسلامى نزدیک به دو دهه است که بر این مسند تکیه زده‏اند، و این در حالى است‏که یکى از مسائل تنش‏زاى داخلى در این مدت، روابط ایشان با حضرتعالى بوده است. عدم حمایت وى از سوى‏جنابعالى و انتقادات مکرّرتان به ایشان از سویى، و حملات متعدد زبانى و فیزیکى به بیت و دفتر شما و حصر شصت وسه ماهه و بازداشت نزدیکان و شاگردان و تبلیغات وسیع علیه شما از سوى دیگر، نمونه‏هایى از این تنش‏ها بوده است.درصورت صلاحدید بفرمایید دلایل اصلى مخالفت حضرتعالى چیست و چرا انتقادات خود را به صورت علنى مطرح‏فرمودید که حساسیت ایشان و سایر مقامات را موجب گردید؟ علاوه بر این ورود آیت‏اللّه خامنه‏اى به مرکز تصمیم‏گیرى‏کشور در ابتدا به پیشنهاد حضرتعالى صورت پذیرفت و مقدمه‏اى شد که بعدها زمینه طرح ایشان براى ریاست جمهورى‏و در نهایت رهبرى پدید آمد. پیشنهاد عضویت ایشان در شوراى انقلاب به امام توسط شما بوده است، چنان‏که پیشنهادنصب ایشان به امامت جمعه تهران نیز از سوى جنابعالى به امام داده شده است. سؤالى که مطرح است این که اولاً باوجود شخصیت‏هاى بزرگوارى نظیر آیت‏اللّه ربانى شیرازى، آیت‏اللّه دکتر محمد مفتح، آیت‏اللّه طاهرى اصفهانى،حجةالاسلام والمسلمین محمد منتظرى و&#8230; چرا حضرتعالى فقط ایشان را براى عضویت در شوراى انقلاب به امام‏پیشنهاد کردید و آن هم با توجه به این مطلب که در برخى محافل شنیده شده است که مرحوم آیت‏اللّه مطهرى از این‏پیشنهاد شما اظهار ناراحتى کرده‏اند؛ و یا با وجود افراد و شخصیتهاى دیگر و شخصیت ممتازى همچون آیت‏اللّه دکتربهشتى و یا آیت‏اللّه دکتر مفتح، شما ایشان را گزینه مناسب‏تر براى امامت جمعه دانستید؟ و ثانیاً: اگر ایشان صلاحیت‏هاى‏لازم را دارا هستند چرا با مخالفت‏هاى شما در دو دهه اخیر مواجه شده‏اند، و اگر فاقد این صلاحیت‏ها بوده‏اند چرا ازسوى شما براى این مسئولیت‏هاى مهم پیشنهاد شدند؟&nbsp;</p>
<p><strong>پرسش دهم -</strong> یکى از انتقاداتى که گاهى مطرح مى‏شود این است که حضرتعالى در جریان حرکت هشت ساله‏اصلاحات، مواضعى پرشتاب‏تر و تندتر اتخاذ مى‏کردید و همین امر بهانه به دست مخالفان مى‏داد و موجب مى‏گشت آنان‏با انسجام بخشیدن به خود با حرکت اصلاحات به طور جدّى‏تر مقابله کنند. جریان سخنرانى سیزده رجب حضرتعالى نمونه‏بارز این انتقاد است.</p>
<p><strong>پرسش یازدهم &#8211; </strong> حضرتعالى همواره نسبت به حفظ شأن و منزلت مرجعیت شیعه و جلوگیرى از تنزّل آن تأکیدداشته‏اید؛ و در همین ارتباط در موارد متعددى از جمله در سخنرانى سیزده رجب نسبت به طرح مرجعیت مقام رهبرىِ‏کنونى، به این دلیل که ایشان در این منزلت علمى قرار ندارند، اعتراض کردید. انتقادى که مطرح مى‏شود این است که-همان‏گونه که استحضار دارید- به‏جز مقام رهبرى، افراد دیگرى نیز که ظاهراً در مرتبه مرجعیت نبوده‏اند رساله نوشتند ودر این زمینه فعالیت کردند؛ چرا اعتراض شما متوجه آنان نگردید؟</p>
</div>
<div>همچنین عده‏ اى این‏گونه اعتقاد دارند که شما خود نیز در عمل، شرط اعلمیت را در مرجعیت درنظر نگرفتید وملاحظات سیاسى را در آن لحاظ کردید؛ آن زمان که با وجود مراجعى همچون آیت‏اللّه خویى -که به نظر این منتقدان‏اعلم بوده‏اند- امام خمینى را به عنوان مرجع به مردم معرفى فرمودید.</div>
<div><strong>پرسش دوازدهم -</strong> در مورد کتاب خاطرات حضرتعالى، عده‏اى این اشکال را مطرح مى‏کنند که چرا از خود و اطرافیان‏خود کمتر انتقاد کرده‏ اید و در این زمینه به‏اصطلاح بیشتر به نیمه پر لیوان نظاره فرموده‏اید؟ همچنین اشکال مى‏شود به‏این‏که حضرتعالى در برخى موارد به شنیده‏ها اکتفا کرده‏ اید، در حالى که شنیده‏ ها از استحکام کمترى برخوردار بوده ومى‏ تواند برآمده از شایعات بى‏ اساس باشند.&nbsp;</p>
<p><strong>پرسش سیزدهم -</strong> یکى از مواردى که حضرتعالى همواره نسبت به آن تأکید مى‏فرمایید، مشاوره در امور و استفاده‏ از آراء و نظریات دیگران است؛ اما برخى از دوستان شما اعتقاد دارند که این شیوه در سیره عملى حضرتعالى کمتر به‏ چشم مى‏ خورد، به گونه ‏اى که موضع‏ گیرى‏ هاى شما را -حتى براى نزدیکانتان- غیر قابل پیش‏بینى کرده است. تا چه میزان‏ این قضاوت را صحیح مى‏دانید؟</p>
</div>
<div><strong>پرسش چهاردهم -</strong> ممکن است انتقادات دیگرى هم قابل ذکر باشد، ولى فعلاً به فراخور این مجال برخى از آنهامطرح شد. به عنوان آخرین نقد و پرسش در این مرحله از بحث:</div>
<div><strong>الف &#8211; </strong>چنانچه اکنون مبارزات و فعالیت‏هاى سیاسى خود را در قریب به نیم ‏قرن گذشته ارزیابى کنید، چه مواردى رابه ‏عنوان اشتباهات اساسى خود بیان مى‏ فرمایید؟</div>
<div><strong>ب &#8211; </strong>در صورتى که شرایط به گونه‏اى مى‏بود که بعد از رحلت امام خمینى حضرتعالى در مسند رهبرى قرارمى‏گرفتید، چه موضع اساسىِ متفاوتى اتخاذ مى‏کردید که وضعیت به‏گونه‏اى جز آنچه اکنون در آن واقع هستیم و درصدداصلاح آن هستید، قرار گیرد؟</div>
</div>
<p>&nbsp;</p>
<p>متن کامل کتاب  در  <strong><a href="http://www.amontazeri.com/farsi/Enteghad/Enteghad-Az-Khod.pdf">این آدرس </a></strong>در دسترس همگان قرار دارد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.tahavolesabz.net/item/43028/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فاطمه کروبی: احتمال طراحی یک سناریو</title>
		<link>http://www.tahavolesabz.net/item/42977</link>
		<comments>http://www.tahavolesabz.net/item/42977#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 08 Jan 2012 17:20:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Editor01</dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[اخبار ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[فاطمه کروبی]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی کروبی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.tahavolesabz.net/?p=42977</guid>
		<description><![CDATA[اخیرا ساختمان جنبی محلی که کروبی در آنجا نگهداری می شود تخریب شده و با گود کردن چند طبقه هر لحظه امکان ریزش ساختمان وجود دارد. بارها هشدار داده ایم و خواستار انتقال ایشان به مکانی امن هستیم اما این افراد به نگرانی کارشناسان فنی توجه نمی کنند. برخی از دوستان نگران سناریویی در این باب هستند که امیدوارم درست نباشد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>فاطمه کروبی در دیدار با جمعی از زندانیان سیاسی قبل از انقلاب با ابراز نگرانی از جان مهدی کروبی، از تخریب خانه های اطراف محل حصر این رهبر جنبش سبز خبر داد و گفت: برخی از دوستان نگران سناریویی در این باب هستند که امیدوارم درست نباشد.</p>
<p>فاطمه کروبی با اشاره به مکان حبس یادآور شد که حاکمیت با اخذ مبلغ قابل توجه ای از خانواده؛ کروبی را در ساختمانی قدیمی و بطور انفرادی زندانی کرده است. اخیرا ساختمان جنبی این زندان ابداعی تخریب شده و با گود کردن چند طبقه هر لحظه امکان ریزش ساختمان وجود دارد. بارها این موضوع را هشدار داده ایم و خواستار انتقال ایشان به مکانی امن هستیم اما این افراد عامدانه به سخن و نگرانی خانواده و کارشناسان فنی توجه نمی کنند. برخی از دوستان نگران سناریویی در این باب هستند که امیدوارم درست نباشد.</p>
<p>به گزارش خبرنگار سحام نیوز، در این دیدار تعدادی از زندانیان سیاسی پیش از انقلاب با بیان خاطرات دوران مبارزه، از شجاعت و استقامت مهدی کروبی در آن دوران به نیکی یاد کردند و نگرانی عمیق خود را نسبت به برخورد غیر قانونی حاکمیت با این چهره درخشان دوران مبارزه و مهندس موسوی اعلام کردند.</p>
<p>در این دیدار خانم کروبی در ابتدا از محبت یاران و همرزمان آقای کروبی در دوران مبارزه تشکر کرد و سپس با بیان بخشی از حوادث دو سال اخیر به مقایسه ای کوتاه میان رفتار دستگاه امنیتی فعلی با ساواک، نسبت به فعالان سیاسی و خانواده آنان پرداخت. این مقایسه که نکات متعددی در آن نهفته بود به شدت حاضرین مجلس را تحت تاثیر قرار داد.</p>
<p>همسر مهدی کروبی در ادامه گفت که “در این مدت شاهد رفتارهای غیر شرعی و غیر انسانی مامورانی بودم که در ۱۵ سال دوران مبارزه هم ندیده بودم و حتی از دوستان و خانواده مبارزان آن دوران نیز نشنیده بودم. ایشان ضمن بیان تجربه های شخصی خود به نقل از یکی از روحانیون محترم دفتر امام گفتند که آقای هاشمی رفسنجانی در دوران مبارزه، پیش از ورود ساواک به منزل، سند مهمی را در آلبوم خانواده پنهان می کند. هنگام بازرسی، یکی از ماموران به طرف کمدی که وسایل شخصی در آن بوده می رود که با فریاد ایشان که بی حیایی را به کجا رسانده اید مواجه می شود؛ مسئول تیم جلو آمده و اجازه بازرسی و دیدن آلبوم و وسایل شخصی خانواده را نمی دهد و از ایشان عذر خواهی می کند. حال در نظامی که نام اسلام را یدک می کشد به منزل کروبی، رئیس دو دوره مجلس و همان که او را از ارکان نظام می خواندند، آنچنان وحشیانه حمله می کنند که گویا این قوم خانه تیمی پیدا کرده اند و یا قلعه ای را فتح نموده اند.”</p>
<p>خانم کروبی در ادامه به حمله عوامل لباس شخصی تحت حمایت دستگاه امنیتی در شب های لیالی قدر و شش شب متوالی بهمن ماه سال گذشته اشاره کرده و تصریح کرد که در پیش از انقلاب ساواک و عوامل حکومت، بار رفتار خود را می پذیرفتند و هرگز متعرض خانواده فعالان سیاسی نمی شدند؛ اما امروز به نام انقلاب و اسلام هر فعل نامشروع و غیر قانونی از سوی آقایان مباح و مجاز شمرده شده است. بطوریکه یک مامور ساده رفتار خود را در حکم قانون دانسته و در مقابل اعتراض به غیر قانونی بودن رفتار می گوید “معیار قانون ما هستیم”.</p>
<p>خانم کروبی در ادامه افزود: خاطرات تلخ شب یورش ماموران وزارت اطلاعات به منزل، از جمله بازرسی و توقیف همه وسایل شخصی و رفتارهای مشمئز کننده ماموران در دوران حبس را با ذکر جزئیات در زمان مقتضی منتشر خواهند کرد. ایشان اضافه کردند که این رفتارها هیچ تاثیری در اراده کروبی و خانواده او در تلاش برای اصلاح انحراف موجود ایجاد نکرده و نخواهد کرد.</p>
<p>در پایان وی با توجه به آخرین دیدار خود با همسرشان تصریح کرد: آقای کروبی از من خواستند در باب انتخابات پیش رو مطالبی را به اطلاع هموطنان برسانم و من چنین کردم. اما بدنبال انتشار خبر، ملاقات من هم با ایشان قطع شده است و رفتار ماموران وزارت اطلاعات بسیار توهین آمیز شده است.</p>
<p>مهدی کروبی دو هفته قبل در پیامی خطاب به مردم در خصوص انتخابات آینده مجلس گفت: می خواهند انتخاباتی فرمایشی و دستوری ترتیب دهند. آقایان هیچ اعتقادی به رای مردم ندارند و از هم اکنون خود را برای برگزاری انتخاباتی فرمایشی آماده می‌کنند.</p>
<p>&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.tahavolesabz.net/item/42977/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تاج زاده: پرونده من و همسرم دست مجتبی خامنه ای است</title>
		<link>http://www.tahavolesabz.net/item/42953</link>
		<comments>http://www.tahavolesabz.net/item/42953#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 07 Jan 2012 20:48:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Editor01</dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[اخبار ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[فخرالسادات محتشمی پور]]></category>
		<category><![CDATA[مصطفی تاجزاده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.tahavolesabz.net/?p=42953</guid>
		<description><![CDATA[تاجزاده با اطلاع از حکم همسرش تاکید کرده است که مجتبی خامنه ای شخصا پیگیر پرونده من و همسرم می باشد و قوه قضاییه و دیگران نقشی در این پرونده ندارند. برخی اتهامات محتشمی پور سازماندهی خانواده زندانیان اغتشاشات در جهت اقدامات اعتراضی، حضور در جلسات محفل مجمع زنان اصلاح طلب و خانواده های زندانیان عنوان شده است.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>فخرالسادات محتشمی پور، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی، به چهار سال زندان تعلیقی محکوم شد.</p>
<p>به گزارش نوروز، برخی از اتهاماتی که در حکم صادر شده برای همسر سید مصطفی تاجزاده عنوان شده است عبارتند از: سازماندهی  خانواده زندانیان اغتشاشات در جهت اقدامات اعتراضی، حضور در جلسات محفل  مجمع زنان اصلاح طلب و خانواده های زندانیان ، دعوت افراد به تجمعات  غیرقانونی در جهت شکستن حصرخانگی سران فتنه، دیکتاتور و ظالم خطاب نمودن مسئولین نظام جمهوری اسلامی و مظلوم وانمود کردن افراد فتنه گر و اغتشاش گر.</p>
<p>همچنین در حکم صادره آمده است:&#8221;هرچند آثار ندامت  و پشیمانی وی از اعمال ارتکابی مشاهده نمی شود، لیکن به لحاظ رأفت اسلامی و  شرایط خاص که نامبرده مرتکب بزه شده است (محکومیت همسرش) که اعمال ارتکابی  از سوی نامبرده مبتنی براحساسات و عواطف زن و شوهری بوده، دادگاه مدت حبس  نام برده را  برای مدت ۵ سال تعلیق می نماید.&#8221;</p>
<p>گفتنی است تاجزاده که پیش از این نیز اعلام کرده بود پرونده خود و همسرش  در دست یکی از آقازاده هاست یا اطلاع از حکم فخرالسادات محتشمی پور تاکید  کرده است که مجتبی خامنه ای شخصا پیگیر پرونده من و همسرم می باشد و قوه  قضاییه و دیگران نقشی در این پرونده ندارند. تاج زاده معتقد است تمامی فشار  های وارد شده به وی و خانواده اش خواست مستقیم مجتبی خامنه ای می باشد.</p>
<p>این در حالی است که تاج زاده تمام مدت بازداشت خود را به صورت متناوب در  قرنطینه و یا انفرادی گذرانده است و هیچ مقام قضایی و امنیتی هم پاسخگوی  این برخوردهای غیرقانونی نیست.</p>
<p>بر اساس گزارشهای  رسیده، بازداشت فخرالسادات محتشمی پور نیز با گزارشی که توسط قرارگاه  ثارالله و وزارت اطلاعات تهیه شده بود صورت گرفت و وی بدون ارتکاب هیچ جرمی  تنها به دلیل پی گیری وضعیت همسرش بازداشت و محاکمه شده است که این امر در حکم صادره برای وی نیز مورد اشاره قرار گرفته است.</p>
<p>خانواده تاجزاده پیش از این در مکاتبات خود با مقامات  قضایی و طی گفتگوهایی که با مقامات امنیتی سپاه داشته اند همیشه این سوال  را مطرح کرده اند که چه کسی کینه شخصی با تاجزاده دارد که این گونه کینه  توزانه با او برخورد می شود، هرچند هیچ مقام قضایی و امنیتی پاسخ گوی  این سوال نبوده اما سرانجام سید مصطفی تاجزاده طی وعده ای که پیش از  این داده بود آقاراده ای را که پرونده او و همسرش به دست اوست معرفی کرد و  مجتبی خامنه ای را مسبب اصلی تمامی برخوردهای غیرقانونی صورت گرفته با  خود و خانواده اش معرفی کرد.</p>
<p>متن کامل حکم صادره برای فخرالسادات محتشمی پور که در نوروز قرار گرفته است در پی می آید:</p>
<p>اتهام فخرالسادات محتشمی پور دائر به اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب  جرائم علیه امنیت کشور، فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی با عنایت به  مجموع محتویات پرونده و بررسی های انجام شده و استماع مدافعات وی و گزارش  مأمورین قرارگاه ثارالله این که نامبرده پس از فراخوان و دعوت گروه های  معاند نظام و رسانه های ضدانقلاب به حضور در اغتشاش ۲۵/۱۱/۱۳۸۹ نامبرده با  تعدادی از افراد تشکیلاتی زنان اصلاح طلب و حزب منحله مشارکت در اغتشاشات  حاضر دستگیر می شود.</p>
<p>از اقدامات انجام شده توسط نام برده سازماندهی خانواده زندانیان  اغتشاشات در جهت اقدامات اعتراضی و حضور در جلسات محفل مجمع زنان اصلاح طلب  و خانواده های زندانیان و تحریک و تشویق افراد به انجام مصاحبه با رسانه  های ضدانقلاب در جهت وارد کردن فشار به نظام و دعوت افراد به تجمعات  غیرقانونی در جهت شکستن حصرخانگی سران فتنه و تبلیغ علیه نظام مقدس جمهوری  اسلامی در فضای حقیقی و مجازی به صورت گسترده و مصاحبه با رسانه های خارجی  از جمله بی بی سی توسط نام برده که این عمل را مبارزه با ظلم و ستم دانسته و  مسئولین نظام جمهوری اسلامی را دیکتاتور و ظالم خطاب نموده و افراد فتنه  گر و اغتشاش گر را مظلوم قلمداد می نماید. و با انتشار مطالب کذب در رسانه  ها و سایت های ضدانقلاب مسئولین نظام را کودتاگر و شکنجه گر معرفی نموده و  به دروغ نام چند سرباز را در لیست بازداشت شدگان قرار داده که به زندانیان  کمک می نموده اند. حال آن که آن افراد که وی از آنان نام برده هیچ گاه  بازداشت نشده اند و شکایت آنان ضم پرونده می باشد.</p>
<p>دادگاه فعالیت های انجام شده از سوی نام برده حضور در اغتشاشات ۲۵/۱۱/۸۹  و ۱۰/۱۲/۸۹ و دعوت افراد به اغتشاش و مصاحبه با رسانه های ضدانقلاب و  ارائه و انتشار مطالب کذب و غیرواقعی برعلیه نظام و ارسال آن جهت رسانه های  بیگانه فعالیت های انجام شده را فعل واحد با عناوین متعدد دانسته و منطبق  با ماده ۶۱۰ قانون مجازات و با رعایت ماده ۴۶ قانون مجازات اسلامی نام برده  را به تحمل چهار سال حبس با احتساب ایام بازداشت محکوم می نماید.</p>
<p>هرچند آثار ندامت و پشیمانی وی از اعمال ارتکابی مشاهده نمی شود، لیکن  به لحاظ رأفت اسلامی و شرایط خاص که نامبرده مرتکب بزه شده است (محکومیت  همسرش) که اعمال ارتکابی از سوی نامبرده مبتنی براحساسات و عواطف زن و  شوهری بوده، دادگاه مدت حبس نام برده را مستنداً به مواد ۲۵ و ۲۹ و ۳۳ و ۳۵  قانون مجازات اسلامی برای مدت ۵ سال تعلیق می نماید. رأی صادره حضوری و  ظرف مدت ۲۰ روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه های تجدیدنظر  استان می باشد. دفتر مقرر است حکم صادره ابلاغ در صورت عدم اعتراض پرونده  از آمار کسر و به اجرای احکام ارسال شود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.tahavolesabz.net/item/42953/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تاجزاده:حجاب اجباری جز نابسامانی اجتماعی حاصلی ندارد</title>
		<link>http://www.tahavolesabz.net/item/42853</link>
		<comments>http://www.tahavolesabz.net/item/42853#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 04 Jan 2012 06:26:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Editor01</dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[اخبار ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[علی مطهری]]></category>
		<category><![CDATA[مصطفی تاجزاده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.tahavolesabz.net/?p=42853</guid>
		<description><![CDATA[اجباری کردن روسری را نه مفید می‌بینم و نه ممکن. چرا معتقدید حکومت در ایران حق دارد پوشش روسری را اجباری کند؟ ولی به دولت فرانسه در جلوگیری از ورود بانوان محجبه به برخی مراکز دولتی و آموزشی اعتراض می‌کنید؟ ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>
<p><strong>تحول سبز</strong>: مصطفی تاجزاده در نامهٔ سوم خود خطاب به علی‌ مطهری به بحث درباره اجباری یا اختیاری بودن حجاب ادامه داده است.</p>
<p>به گزارش تحول سبز، تاجزاده در این نامه به سوالات مطهری که پس از نامه اول او با عنوان<a href="http://www.tahavolesabz.net/item/12650"> &#8220;جامعه پادگان نیست که به تن همه اونیفورم واحد پوشاند&#8221;</a> مطرح شده بود پاسخ داده است و به طرح موضوعاتی دیگر در خصوص اهمیت آزادی حجاب پرداخته است.</p>
<p>این زندانی سیاسی در نامه سوم خود ضمن مقایسه حجاب در ایران با دیگر کشورهای اسلامی معتقد است اجباری بودن حجاب در کشورمان نه تنها باعث «آرامش روانی جامعه» نشده و «بنیان خانواده را تحکیم» نکرده است بلکه سه دهه اجباری شدن روسری نتایج منفی  بسیاری در پی داشته است.</p>
</div>
<p><strong>عضو ارشد جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین اتقلاب اسلامی در بخشی  از نامه خود آورده است :&#8221;اجباری کردن روسری را نه مفید می‌بینم و نه ممکن</strong>. بر عکس واجد آثار منفی زیادی ارزیابی می‌کنم.&#8221; وی در ادامه می نویسد:&#8221; می‌دانم که ما مسلمانان قرن‌های متمادی حیات خویش را با حکومت استبدادی سپری کرده‌ایم و با فرهنگ استبدادی خو گرفته‌ایم. اکنون نوبت آن است که خود را آماده زندگی در فضایی دموکراتیک کنیم. این نحوه زیست برایمان جدید است و دشوار، ولی اگر امنیت، احترام و آزادی می‌خواهیم باید به مخالفان خود احترام بگذاریم و امنیت و آزادی آن‌ها را به رسمیت بشناسیم.&#8221;</p>
<div>
<p>نامهٔ اول تاجزاده به مطهری را <a href="http://www.tahavolesabz.net/item/12650">اینجا </a>و پاسخ مطهری را <a href="http://www.tahavolesabz.net/item/13880">اینجا</a> بخوانید.</p>
<p>متن کامل این نامه که در اختیار تحول سبز قرار گرفته است در پی‌ میاید:</p>
<p>&nbsp;</p>
</div>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>به نام خدا</strong></p>
<p>جناب آقای دکتر علی مطهری</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>با اهدای سلام</p>
<p>نامه سوم خود به جنابعالی را به موضوع اجباری یا اختیاری بودن حجاب اختصاص می‌دهم.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>در آغاز برای جلوگیری از سوءتفاهم و بحث‌های غیر ضرور متذکر می‌شوم که منظور از اجباری کردن حجاب یا بی‌حجابی، به طور مشخص لزوم یا منع قانونی استفاده از روسری در جامعه به طور عام یا در برخی مراکز است.</p>
<p>مجدداً تأکید می‌کنم من به حکم اسلام درباره ضرورت حجاب معترفم و بر این باورم که در جامعه اسلامی حکومت منتخب مردم باید ترغیب‌کننده و مشوق‌ پوشش اسلامی باشد و برای گسترش آن و نیز رفع موانع پیشرفت بانوان محجبه در عرصه‌های مختلف برنامه‌ریزی کند.</p>
<p>بحث ما درباره الزامی یا ممنوع کردن روسری توسط حکومت‌هاست. حتماً فراموش نکرده‌اید که در نامه اول خود دو سؤال کلیدی طرح کردم و انتظار دریافت پاسخ داشتم. نخست اینکه در زمینه اجباری کردن حجاب توسط حکومت در قرآن کریم، سیره نبوی و سنت معصومین چه شواهد و استناداتی می‌توانید ارائه کنید؟ فتوای اجماعی یا مشهور فقها، اعم از شیعه و سنی در این باره چیست؟ دوم آنکه آیا عقل و تجربه، حجاب یا بی‌حجابی اجباری را سیاستی موفق ارزیابی می‌کند؟</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>اگر پاسخ به هر دو پرسش مثبت باشد،‌ طبعاً حق با جنابعالی خواهد بود. ولی جواب منفی به هر دو سؤال به این معناست که تداوم سیاست اجباری، اسلامی نیست و جز نابسامانی‌ اجتماعی و دین‌گریزی بخش قابل توجهی از مردم،‌ به ویژه جوانان حاصلی در پی نخواهد داشت. به باور من حتی اگر پاسخ سؤال اول مثبت می‌بود، اما عقل و تجربه، حجاب اجباری را در جهان معاصر ممکن یا مفید نمی‌دانست، آزاد کردن آن لازم بود. <strong>افزون بر این پرسیده بودم آیا به نظر شما حکومت‌ها حق دارند درباره منع یا الزام روسری قانون بگذارند؟ اگر آری، چرا به دولت فرانسه در جلوگیری از ورود بانوان محجبه به برخی مراکز دولتی و آموزشی اعتراض می‌کنید؟ و اگر نه، چرا معتقدید حکومت در ایران حق دارد پوشش روسری را اجباری کند؟</strong><strong> </strong></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>علی‌القاعده به آنچه امیرالمؤمنین، حضرت علی (ع) درباره عادلانه‌ترین رفتار فرموده است باور دارید که &#8220;با دیگران چنان رفتار کنید که دوست دارید با خودتان همانگونه رفتار شود.&#8221; امیدوارم رفتار ما مانند سیاست خارجی دولت آمریکا نباشد که در مواجهه با دولت‌های دوست یا مخالف خود، از معیارهای دوگانه بهره می‌برد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>اهمیت سؤال اخیر از این جهت است که حتی اگر پاسخ هر دو پرسش نخست مثبت باشد، ولی قانونگزاری حکومت‌ها در این زمینه در سطح جهان، در مجموع به ضرر مسلمانان ‌شود، آنگاه باید در الزامی کردن روسری در یک کشور اسلامی تردید کرد تا دخالت دولت‌ها در این‌باره موجه نشود و در نتیجه مسلمانان در کشورهایی که در اقلیت به سر می‌برند، با محدودیت‌های گوناگون مواجه نشوند. ضمناً از آن‌جا که طرفداران اجباری کردن روسری بر نگرانی مؤمنان از حضور بدحجابان در کوچه و بازار تأکید ویژه می‌کنند، از جنابعالی می‌پرسم در کدام حالت یک مسلمان باید بیشتر نگران شود؟ دیدن زنان بی‌حجاب در یک جامعه اسلامی یا منع بانوان مسلمان از پوشیدن روسری در کشورهایی که در اقلیت هستند؟</p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>جناب آقای مطهری</strong></p>
<p>جنابعالی به پرسش اول من پاسخ ندادید (ظاهراً مستند معتبری در اختیار ندارید) و تنها به ذکر این نکته بسنده کردید که: <em>«فقها متفق‌القول‌اند که آن مرتبه از امر به معروف و نهی از منکر که مستلزم اعمال قانون است، به عهده دولت اسلامی است و کار مردم نیست»</em>. در حالی که سؤال من این بود: آیا طبق قرآن، سنت و سیره، اجماع یا عقل، حکومت موظف است پوشش روسری را برای اتباع خویش، اعم از مسلمان و غیر مسلمان الزامی ‌کند؟ افزون بر آن ادعای اجماع فقها درباره امر به معروف با تعریفی که از نظارت بر حجاب بانوان آورده‌اید، بلاموضوع می‌شود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>به عبارت خود دقت فرمایید، آن‌جا که مرا به مغالطه متهم کرده‌اید که چرا از قول جنابعالی گفته‌ام: &#8220;چون کار فرهنگی پاسخ نداده است، پس باید به پلیس و قهر و دادگاه روی آورد&#8221;. سپس تصریح نموده‌اید: «<em>مقصود از نظارت، قوه قهریه و باتوم و پلیس و دادگاه نیست&#8230; روشن است که مقصود ما از نظارت چنین چیزی نیست&#8230; زن یا مردی که با لباس نامناسب در جامعه ظاهر می‌شود، به طوری که فلسفه پوشش اسلامی را که عدم تحریک جنسی جامعه است زیر پا می‌گذارد، بالأخره می‌خواهد به یک اداره دولتی برود یا به دانشگاه یا به بانک یا به بیمارستان و غیره، اگر احساس کند مسأله حجاب برای حکومت اهمیت دارد و در این اماکن، نظارتی در حد تذکر وجود دارد،‌ خود به خود از منزل با وضعی آراسته خارج می‌شود&#8230; نظارت یعنی همین.»</em></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>اگر منظور جنابعالی از نظارت حکومت بر پوشش اسلامی در چنین حدی است، با آن مخالف نیستم، اگرچه درباره تأثیر چنین نظارتی اشتراک نظر نداریم. مهم آن است که در این صورت جنابعالی نیز موافق اختیاری بودن روسری شده‌اید، با این تأکید که لازم می‌دانید: &#8220;<em>حکومت نباید با رفتار و گفتار خود&#8230; آگاهانه یا ناخودآگاه به پدیده بدحجابی و بی‌حجابی دامن زند یا&#8230; رییس دولت در تلویزیون آن را کم اهمیت جلوه دهد</em>&#8220;.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>با وجود این حد از نظارت، اعلام کرده‌اید: &#8220;<em>آیا لزوم رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی یا لزوم رعایت بهداشت عمومی و یا الزام مردم به سوادآموزی، مخالف آزادی و به معنای یکسان کردن سبک زندگی مردم است و باید با آن مخالفت کرد، یا چون به مصلحت جامعه و از عوامل سعادت افراد جامعه است، باید به آن عمل کرد؟&#8230; وقتی که مردم را به زدن یک واکسن یا به سوادآموزی مجبور می‌کنیم،‌ آیا این مخالف آزادی است؟ یا چون مصلحت فرد و جامعه نیز آزادی را محدود می‌کند، این الزام عین آزادی است؟</em>&#8221; بر اساس قیاس فوق از من پرسیده‌اید: &#8220;<em>چرا در اجرای مقررات راهنمایی و رانندگی یا بهداشت عمومی و یا سواد‌آموزی قانع شدن افراد را لازم نمی‌دانید اما اینجا لازم می‌دانید؟ در حالی که همه این‌ها از نظر رعایت مصالح فرد و جامعه یکسانند و سلب آزادی شمرده نمی‌شوند.</em>&#8221;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>همچنین در بخش دیگری از نامه خود، با نقض تعریف و منظور خود از &#8220;نظارت&#8221; و در نقد سخن من که &#8220;جامعه پادگان نیست که بتوان به تن همه یونیفورم واحد پوشاند&#8221;، نوشته‌اید: &#8220;<em>فرضاً یونیفورم واحد در کار باشد. این یونیفورم را خداوند که به مصالح بشر آگاه است به تن بندگان خود پوشانده است.</em>&#8221;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>برای نقد مهم‌ترین استدلال جنابعالی درباره حجاب اجباری توجه‌تان را به نکته بسیار مهمی که از آن غفلت کرده‌اید، جلب می‌کنم. جنابعالی می‌دانید اموری هستند که زیست‌ جمعی انسان‌ها بدون رعایت آن‌ها توسط همه ناممکن است: &#8220;رعایت قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی&#8221; و نیز &#8220;رعایت بهداشت عمومی در حد تزریق واکسن‌های مختلف&#8221; از این قبیل به شمار می‌روند. به همین دلیل پیروان هیچ دین و مکتبی و نیز هیچ سیاستمدار یا روشنفکری با تصویب قوانین و مقررات الزام‌آور در این زمینه‌ها مخالفت نکرده‌اند و نمی‌کنند. نه انقلابیون و نه مرتجعان، نه اصلاح‌طلبان و نه محافظه‌کاران، نه دیکتاتورها و نه آزادیخواهان و نه کمونیست‌ها و نه آنارشیست‌ها هرگز اعمال این ضوابط را به چالش نکشیده‌اند. البته سوادآموزی از این گروه نیست، اما به علت پیش‌فرض مقبول دیگری برای همه اندیشمندان، با هر گرایش دینی و فکری و سیاسی توجیه می‌شود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>همگان بر این باورند که باسواد شدن آحاد جامعه، نقش مهمی در افزایش رفاه و تعالی فرد و اجتماع دارد و بعضاً با این استدلال که سوادآموزی یکی از حقوق فرد بر ذمه جامعه است، حکومت‌ها را موظف به ایجاد شرایط تحصیل برای همه شهروندان می‌‌دانند. هر چند هنوز در چند و چون آن، حتی اجباری بودنش حرف و حدیث‌هایی است، ولی صرف‌نظر از چنین مسائل اجماعی و مورد قبول همگان، صاحب‌نظران درباره ضرورت دخالت حکومت‌ها در کثیری از مسائل، اختلاف نظرهای بنیادین دارند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>حتماً مستحضرید که پیروان عقاید و مکاتب گوناگون درباره نقش حکومت و میزان اختیاراتش دیدگاه‌های متفاوتی دارند. بگذریم از اینکه بعضی مانند آنارشیست‌ها با اصل وجود حکومت مخالفند و هیچ شری را بزرگ‌تر از آن نمی‌دانند.به همین دلیل معتقدند مادام که بساط حکومت‌ها برچیده نشود،‌ بشر به آزادی و خوشبختی کامل نخواهد رسید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>لیبرال‌ها نیز دولت را شر، اما وجود آن را لازم می‌خوانند. بر همین اساس ضروری می‌دانند دامنه اختیارات هر حکومتی هر چه کمتر و محدودتر شود و واگذاری هر چه بیشتر امور به جامعه مدنی و شهروندان را تجویز می‌کنند. آنان در دهه‌های اخیر از نیروهای مسلح خصوصی (علاوه بر پلیس و کارآگاه خصوصی) سخن می‌گویند و با دخالت حکومت جز در چند مورد، مانند انتشار پول و سیاست خارجی، مخالفند (با این استدلال که پیامدهای منفی چنین دخالتی بیش از نتایج مثبت آن‌ است). در نقطه مقابل، سوسیالیست‌ها قرار دارند که رفع هرگونه استثمار انسان از انسان و تحقق عدالت اجتماعی را در گرو استقرار دولتی مقتدر و همه کاره می‌بینند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>تجسم این نگاه را در کمونیست‌های روسی دیدیم که حکومت را &#8220;خدای زمینی&#8221; و فعال مایشا کردند. آنان نه تنها دولت را در عرصه اقتصادی به کارفرمای بزرگ و مطلق تبدیل کردند، بلکه رادیو- تلویزیون و نیز روزنامه‌ها را عملاً در انحصار دولت قرار دادند. انتخابات را غیرآزاد و اراده رهبری حزب کمونیست را در آن مطلق کردند و در تقریباً تمام عرصه‌های اجتماعی تصمیم‌گیر شدند. در حقیقت نظارت استصوابی، مطلقه و غیر پاسخگو را ابتدا کمونیست‌های روسی بنیان نهادند. آنان دولت را سیاستگزار، برنامه‌ریز، مؤسس و مدیر مراکز آموزشی از پایین‌ترین سطوح تا دانشگاه‌ها کردند و تعیین رشته‌های درسی و محتوای کتب را در همه رشته‌ها و این‌که کدام تئوری‌ها باید تدریس یا سانسور شود، در اختیار حکومت قرار دادند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>حزب کمونیست به خود اجازه داد به عنوان رهبر جامعه، جایگاه مذهب و نهادهای دینی را نیز تعیین کند. البته در ازای این اختیارات، مسئولیت تأمین مسکن، تغذیه،‌ آموزش رایگان، بهداشت، شغل و تأمین اجتماعی همه اتباع را به عهده گرفت و انصافاً در این ابعاد گام‌های بسیار بزرگی برداشت، اما سرانجام به علت یک بعدی، بسته و تمامت‌خواه بودن و نقض حقوق اساسی شهروندانش، سقوط کرد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>ملاحظه می‌فرمایید که درباره اختیارات حکومت چه طیف گسترده‌ای از نظریات وجود دارد که جز در چند مورد خاص، به هیچ وجه اجماع نظر درباره وظایف و میزان دخالت دولت دیده نمی‌شود. معمولاً به میزانی که نگاه هر مسلک و مکتبی به حکومت منفی باشد، وظایف کمتری به عهده آن می‌گذارد. چنین نگرشی نه فقط دولت را تاجر خوبی نمی‌داند، بلکه صنعت‌گر، ناشر، سینماگر و واعظ خوبی هم ارزیابی نمی‌کند، لذا با دخالت حکومت در زمینه‌های دینی، فرهنگی، هنری و اقتصادی جز در موارد خاص و ضرور مخالف است. شعار پیروان چنین دیدگاهی دولت کوچک و حداقلی است، زیرا فقط چنین دولتی را کارآمد می‌دانند. آنان به انگیزه‌های آحاد جامعه اهمیت و بعضاً اصالت می‌دهند و بر این باورند که سائقه‌های خودخواهانه افراد، مانند کسب سود هرچه بیشتر، در نهایت به سود جامعه خواهد بود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>حتی اگر خوش‌بینی به انسان و بدبینی به دولت را دو روی یک سکه ندانیم؛ نمی‌توان منکر شد که بدبینی به بشر به بهانه فرهنگی و حتی دینی بهانه خوبی برای سلب یا محدود کردن حقوق و آزادی‌های مدنی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی مردم بوده است. این در حالی است که به باور امام موسی صدر، «<em>محدود کردن آزادی‌ بدگمانی به انسان است و بدگمانی به انسان بدگمانی به خداست.</em>» (اعتماد، ۲۰/۴/۹۰)</p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>جناب آقای مطهری</strong></p>
<p>با توجه به طیف گسترده دیدگاه‌ها درباره وظایف دولت‌ها، معلوم می‌شود که چرا سیاستمداران و دولتمردان، قانونگزاری و دخالت حکومت‌ها را درباره روسری، مانند مقررات راهنمایی و رانندگی ارزیابی نمی‌کنند. معدودی از کشورها مانند فرانسه و ترکیه و تونس حضور زنان را با پوشش روسری در برخی مراکز دولتی ممنوع یا از استخدام آنان جلوگیری می‌کنند. جمهوری اسلامی ایران استفاده از روسری را شرط حضور زنان در اجتماع می‌خواند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>طالبان استفاده از چادر و روبند را نیز اجباری می‌داند. ولی اکثر قریب به اتفاق کشورهای جهان به وضع قانون یا مقررات در این باره اعتقاد ندارند. البته هر حکومتی به دلایل خاص خود چنین اقدامی را به سود فرد و اجتماع نمی‌داند، ولی همه متفق‌القولند که دخالت در این مورد جزو اختیارات، مسئولیت‌ها و وظایف حکومت‌ها نیست. بنابراین اگر بخواهیم به خرد جمعی تمکین کنیم باید حکومت را از دخالت در امر حجاب (منع روسری یا اجباری کردن آن) بر حذر داریم و حداکثر وظایف نهادهای عمومی در یک جامعه اسلامی را تبلیغ و ترویج پوشش دینی و برنامه‌ریزی غیر اجبارآمیز آن بدانیم و نیز این که هیچ زن مسلمانی به علت حجاب از هیچ حقی در اجتماع محروم نشود یا چنین پوششی برای او امتیاز منفی به شمار نرود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>چنانچه خرد جمعی جهانیان را نادرست می‌دانیم، باید مبنایی قوی‌تر از تشبیه لزوم اجباری کردن روسری با لزوم رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی ارائه کنیم. حتماً می‌دانید که حتی مارکسیست‌ها نیز دخالت همه‌جانبه دولت را در تمام زمینه‌ها، از لزوم رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی‌ نتیجه نمی‌گیرند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>دلیل اصلی آنان نفی مالکیت خصوصی به عنوان مادر همه نابرابری‌ها و تبعیض‌ها و سودپرستی‌ها بود. بگذریم از اینکه به‌رغم همه فداکاری‌ها، سیستمی به مراتب غیر انسانی‌تر و غیر قابل تحمل‌تر از نظام سرمایه‌داری ایجاد کردند. در هر حال زندگی بدون قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی در جهان امروز ممکن نیست، اما مسلمانان در همه جوامع، حتی در کشورهایی که در اقلیت به سر می‌برند، می‌توانند، کما این‌که توانسته‌اند با وجود آزاد بودن حجاب، زندگی مومنانه داشته باشند و حتی از اعتقادات خود دفاع کنند و با پوشش اسلامی در اجتماع حاضر شوند. جالب آن‌که با وجود تبلیغات سوء، میزان گرایش به اسلام در نوع کشورهای جهان، از جمله بین مردم اروپا و آمریکا از همه ادیان دیگر بیشتر است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>جناب آقای دکتر مطهری</strong></p>
<p>از من پرسیده‌اید: &#8220;<em>شما که قائل به آزادی پوشش هستید، آیا حدی برای آن قائلید یا نه؟ اگر حدی قائل هستید اشکال به خودتان برمی‌گردد که چرا می‌خواهید سبک زندگی مردم را یکسان کنید؟ و اگر حدی قائل نیستید، با چه جامعه‌ای روبرو خواهیم شد؟</em>&#8221;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>تصور می‌کنم پاسخ این پرسش را به طور ضمنی داده باشم. به هر رو من پوشش را برای مردان و زنان الزامی می‌‌دانم که البته میزان چند و چون آن را عرف هر جامعه تعیین می‌کند، اما <strong>اجباری کردن روسری را نه مفید می‌بینم و نه ممکن</strong>. بر عکس واجد آثار منفی زیادی ارزیابی می‌کنم. مخالفت با اجباری کردن روسری را نیز به معنای موافقت با عریانی نمی‌دانم، همچنان که دفاع جنابعالی را از الزامی کردن روسری با استناد به آنچه فلسفه پوشش خوانده‌اید، یعنی «عدم تحریک جنسی» به آن معنا نمی‌دانم که شما باید به همان دلیل موافق الزامی کردن چادر و روبند نیز باشید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>چرا که صورت زنان جوان و لباس‌های روشن آنان می‌تواند موجب تحریک جنسی عده‌ای شود. به باور شما می‌توان از ضرورت اجباری کردن روسری دفاع کرد، بدون آنکه لازم باشد حجاب طالبانی را الزامی خواند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>به باور من موقعیت جغرافیایی، آب و هوایی، دین و فرهنگ و نیز تنوع قومیتی،‌ مذهبی و زبانی نقش مهمی در چگونگی پوشش انسان‌ها اعم از مرد و زن داشته است و هنوز هم بیش و کم دارد، اگرچه با رشد علم و فناوری و وسایل ارتباط جمعی و افزایش حمل و نقل، تشابه بی‌سابقه‌ای در پوشش مردم در سراسر جهان دیده می‌شود. با وجود این طرفداران مکاتب گوناگون به رعایت حریم خصوصی انسان‌ها در زمینه پوشش اذعان دارند. حتی در فرانسه، ترکیه و تونس روسری را فقط در برخی مراکز ممنوع کرده‌اند. فقط در میهن ماست که حریم خصوصی تقریباً وجود ندارد. چرا که در سالن یا حتی اگر در باغی مراسمی با دعوت خاص و محدود مثلاً جشن عروسی برگزار شود، باز هم نیروی انتظامی دخالت می‌کند تا مبادا محرم و نامحرم اختلاط کنند و خلاف شرعی صورت گیرد!</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>در هر حال اگر جنابعالی معتقدید می‌توان به حد وسط بسنده کرد و با اجباری کردن چادر و روبند مخالفید، اگر چه چادر و روبند اختیاری را ظاهراً نفی نمی‌کنید،‌ اجازه دهید که منتقدان هم بر این باور باشند که می‌توان حد وسطی بین اجباری کردن روسری و عریانی پیدا کرد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><em>جناب آقای مطهری</em></strong></p>
<p>نوشته‌اید: &#8220;<em>آزادی پوشش یعنی آزادی تحریک جنسی جامعه و آزادی تحریک جنسی جامعه لوازمی دارد از جمله وجود کلوپ‌های شبانه و دیسکوها در سطح کشور.</em><em>&#8220;</em><em> </em>بر این مبنا از من پرسیده‌اید که: <em> </em><em>&#8220;</em><em>آیا به چنین چیزی راضی هستید؟ اگر پاسخ منفی است پس با عوارض آزادی تحریک جنسی از قبیل انواع عقده‌های روانی که به ضمیر ناخودآگاه افراد می‌رود و گاه به صورت جنایت ظهور می‌کند، چه می‌کنید؟</em>&#8221;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>برای روشن شدن ابعاد مسأله، ابتدا می‌پرسم آیا در بیش از ۹۸ درصد کشورهای جهان که پوشش روسری آزاد است، مردم به «دیسکو و کلوپ شبانه» نیاز دارند یا «عقده‌ای» بوده، مستعد ارتکاب جنایت‌اند و در کشور ما که حجاب اجباری است (یا در افغانستان در زمان حکومت طالبان) چون تحریک جنسی وجود ندارد، پس به «کلوپ شبانه و دیسکو» نیاز نداریم و افراد عقده‌ای نیستند و جنایات زیادی رخ نمی‌‌دهد؟ افزون بر آن می‌پرسم آیا شبکه‌های چهارده‌گانه سیمای جمهوری اسلامی فیلم‌هایی را پخش نمی‌کنند که در آن‌ها زیباترین زنان جهان بدون روسری و گاه با ظاهری بسیار جذاب در پیش چشم ایرانیان و جوانان جلوه‌گر می‌شوند؟ آیا نمایش آن فیلم‌ها مستلزم افتتاح «دیسکو و کلوپ شبانه» است یا تن دادن به &#8220;عقده‌ای و جنایتکار شدن&#8221; هم‌وطنان؟</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>فرض کنید صدا و سیما فقط فیلم‌هایی عرضه کند که در آن بانوان، حتی در اطاق خواب نیز با پوشش کامل استراحت می‌کنند. با ۴۰۰۰ شبکه ماهواره‌ای که تعدادی از آن‌ها صرفاً به قصد تحریک جنسی مخاطبان به تولید یا ارائه فیلم و سریال‌های سکسی می‌پردازند و نیز با شبکه‌های سکسی اینترنت چه می‌کنید؟ <strong>واقعاً فکر می‌کنید با اجباری کردن روسری مانع تحریک جنسی پسران می‌شوید؟ آیا می‌توانید مانع گسترش بهره‌وری ایرانیان از شبکه‌های ماهواره‌ای و اینترنت شوید؟</strong></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>اگر پاسخ جنابعالی منفی است که عقل سلیم چنین حکم می‌کند، پیشنهاد ‌تأسیس کلوپ شبانه می‌دهید یا منتظر روانی شدن مردم و ارتکاب جنایت از سوی آنان می‌نشینید؟ یا خواهید گفت روند فوق اجتناب ناپذیر است، پس باید به مصاف آن رفت. چگونه؟ با حل مشکلات جامعه و جوانان بویژه در امر اشتغال،‌ مسکن و ازدواج و نیز جلب مشارکت آنان در عرصه‌های گوناگون و سرانجام تقویت ایمانیات مردم و بالا بردن حس مسئولیت اخلاقی و اجتماعی آنان.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>از سوی دیگر چه خوب است بفرمایید در کشورهایی که در آن پوشش کاملاً آزاد است، صدها کلوپ و دیسکو و قمارخانه و کاباره در منظر همگان به فعالیت مشغولند، سینماها فیلم‌های پورنو نمایش می‌دهند، کتب و مجلات سکسی به راحتی در اختیار خریداران است، شبکه‌های تلویزیونی و ماهواره‌ای و اینترنت، فیلم‌ها و سریال‌ها و صحنه‌های آن‌چنانی پخش می‌کنند، آیا در چنین جوامعی، مسلمانان خود را محتاج &#8220;دیسکو&#8221; می‌‌بینند یا عقده‌ای می‌شوند؟ یا حتی در این کشورها اسلام و هنجارهایش و به طور مشخص پوشش اسلامی رو به رشد است؟ مگر آمارها نشان نمی‌دهد طی سالیان گذشته مسلمانان در این جوامع افزایش یافته‌اند و بسیاری از آنان نه به کلوپ‌های شبانه می‌روند و نه عقده‌ای محسوب می‌شوند؟ تصور نمی‌کنم جوانان مسلمان در این کشورها از هم‌سن و سال‌های خود در ایران در معرض فشارهای روانی بیشتری قرار داشته باشند. چون تحقیق میدانی صورت نگرفته است، اصراری بر ادعای فوق ندارم. اما بر این مسأله تأکید می‌کنم که وضع پوشش بسیاری از جوانان در ایران بهتر از جوانان مسلمان در دیگر کشورها، از جمله در اکثر قریب به اتفاق جوامع اسلامی که در آن‌ها حجاب آزاد است، مانند ترکیه،‌ مصر، مالزی، هند، لبنان، فلسطین و&#8230; نیست. هست؟</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>جناب آقای دکتر مطهری</strong></p>
<p>اجازه می‌خواهم درباره «تحریک جنسی» توجه جنابعالی را به واقعه و خاطره‌ای جلب کنم. سال‌ها پیش پس از پخش یک سریال تلویزیونی (ظاهراً «اشک تمساح» بود) عده‌ای از مؤمنان بر آشفتند که آرایش هنرمندان زن فیلم،‌ که نقش زنان درباری رژیم ستمشاهی را بازی می‌کردند،‌ بینندگان و به ویژه جوانان را تحریک می‌کند. در نهایت مدیرعامل وقت صدا و سیما به رهبر فقید انقلاب نامه نوشت و حکم شرعی موضوع را پرسید. طبق پاسخ ایشان پخش فیلم مذکور نه تنها اشکال شرعی نداشت، بلکه بعضاً آموزنده هم خوانده شد. پس از انتشار جوابیه امام،‌ رییس‌جمهور وقت با ارسال نامه‌ای به بنیانگذار جمهوری اسلامی اعلام کرد مستقل از جنبه شرعی مسأله، این فیلم‌ها تحریک‌کننده هستند. به نوشته ایشان عده‌ای از همان ابتدا که فیلم شروع می‌شود تحریک می‌شوند و جمعی نیز در اواسط فیلم. ایشان از این منظر انتقادهایی را متوجه تهیه و پخش سریال کردند که می‌توانست مانع پخش آن شود. پاسخ امام روشن بود و پایان‌دهنده به هرگونه شبهه شرعی در این زمینه. به نظر ایشان به جای عدم پخش فیلم،‌ کسانی که از ابتدا که سریال شروع می‌شود تحریک می‌شوند، از همان آغاز فیلم را نبینند و افرادی که در اواسط فیلم تحریک می‌شوند،‌ در همان زمان تلویزیون را خاموش یا از دیدن فیلم خودداری کنند. از دید آن فقیه ژرف‌‌نگر مسأله تحریک بیش از آن‌که به فیلم مربوط شود، به شخص بیننده برمی‌گردد که خود ضوابط شرعی را رعایت کند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>به نظر می‌رسد ایشان میزان را در این زمینه عرف جامعه می‌دانست. شاید به همین دلیل باشد که رهبر فقید انقلاب، معتقد بود در جوامعی که نظر مثبتی به چادر ندارند، زنان مسلمان از سر کردن چادر خودداری کنند. ایشان حتی بین صدای زن و مرد فرقی نمی‌دید مگر این‌که به قصد تحریک ایراد شود. (زهرا مصطفوی، اطلاعات، ۱۸/۴/۱۳۹۰)</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>مطالب فوق به این معنا نیست که من بین پوشاندن سر و مو یا نداشتن پوشش شرعی تفاوت نمی‌بینم. بلکه معتقدم که اولاً پدیده‌های به مراتب تحریک‌کننده‌تر از موی سر وجود دارد که در عصر حاضر جلوگیری از بروز آشکار آن‌ها ممکن نیست، ثانیاً اجباری کردن روسری فسادهای به مراتب بیشتری از تحریک جنسی مستقیم نمایش موی زنان دارد، کما این‌که در حال حاضر دیسکو و کلوپ شبانه رسمی نداریم، اما فسادها و جنایاتی در ایران رخ می‌دهد که اگر از بسیاری کشورها بیشتر نباشد، کمتر نیست.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>جناب علی مطهری </strong></p>
<p>با اشتباه خواندن سؤال من که &#8220;آیا زن باید در نوع پوشش خود آزاد باشد یا مجبور؟&#8221;، «طرح صحیح مسأله» را چنین دانسته‌اید: &#8220;<em>آیا بهتر است محیط جامعه، محیط کار و فعالیت باشد و هر گونه التذاذ جنسی منحصر به کادر خانواده باشد یا اینکه اجتماع محل کامجویی‌های جنسی بوده و کار و فعالیت توأم با التذاذات جنسی باشد؟</em>&#8221;</p>
<p>تصور می‌کنم پاسخ عقل سلیم به قسمت دوم پرسش شما مثبت باشد. فرض کنیم «روسری» این قدرت را دارد که محیط جامعه را به دوگانه &#8220;کار&#8221; یا &#8220;محل کامجویی‌های جنسی&#8221; و &#8220;کار و فعالیت توأم با التذاذ جنسی&#8221; تبدیل کند. با وجود این، سؤال مهم آن است که آیا در جوامعی که پوشش آزاد است، اجتماع محل کامجویی‌های جنسی است و «التذاذ جنسی منحصر به کادر خانواده» نیست و در میهن ما یا افغانستان عصر طالبان، محیط جامعه، محیط کار و فعالیت بود و هر گونه التذاذ جنسی به کادر خانواده منحصر می‌شد؟</p>
<p>آیا صدور چنین احکامی ناشی از ذهنیتی نیست که در آن نه تنها کسب دانش، که کار کردن و حتی مبارزه منحصر به زنان با پوشش اسلامی است و عفت را نیز در انحصار آن می‌‌داند؟ چنین نگرشی به انسان، منطق اشخاص مخالف پوشش اسلامی را به یادم می‌آورد که آن را مانع هر پیشرفتی برای زنان می‌خوانند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>در هر حال چه بسیار زنانی که روسری به سر نمی‌کنند اما مسلمانند و به فرایض دینی مانند نماز، روزه و حج معتقد و عامل به آن‌ها هستند و چه بسیار از غیر مسلمانانی که به حجاب اعتقاد ندارند، اما در عرصه‌های علمی، فنی، فرهنگی،‌ هنری، ادبی،‌ ورزشی، سیاسی و اقتصادی سالم و اخلاقی زندگی می‌کنند. محیط کارشان محل کامجویی‌های جنسی نیست و هر گونه التذاذ جنسی را منحصر به کانون خانواده می‌دانند. مگر زنان انقلابی زیادی را در کشورهای مختلف نمی‌شناسید که بدون اعتقاد به پوشش اسلامی چگونه جان خود را فدا می‌کنند تا همنوعانشان از زندگی اخلاقی و مادی بهتری بهره‌مند شوند؟</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>البته،‌ به باور یک مسلمان پوشش اسلامی آثار مثبت زیادی دارد و مانع برخی تهدیدها و آسیب‌ها می‌شود. در غیر این صورت شارع مقدس آن را واجب نمی‌کرد. ولی همه سخن در این است که اجباری شدن حجاب تبعات منفی زیادی دارد. به اعتقاد من اقدام فوق ناامنی و اضطراب مستمر و عقده‌های روانی زیادی را به زنان ما تحمیل می‌کند. تمسخر امر به معروف و نهی از منکر،‌ نفی اصل حجاب، دین‌گریزی جمعی زیاد و دین‌ستیزی عده‌ای دیگر بخشی از پیامدهای روسری اجباری است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>جناب آقای دکتر مطهری </strong></p>
<p>من به امر به معروف و نهی از منکر در این زمینه، البته با تعریف شهید بزرگوار، مطهری از آن اصل رهگشا، نه با روش‌های خشن و سرکوبگر، یعنی شیوه آقایان مصباح و جنتی معتقدم. متأسفانه کتب استاد در اختیارم نیست تا دیدگاه ایشان را درباره امر به معروف بیاورم که در مورد عادت منفی زنان یکی از شهرهای آمریکا توضیح داد.</p>
<p>به نوشته ایشان تعداد زیادی از زنان به حضور شبانه در قمارخانه‌ها معتاد شده بودند و تا صبح در آن‌جا می‌ماندند. این مسأله تأثیر منفی زیادی در مناسبات خانوادگی آنان (با همسران و فرزندان) گذاشته بود. برای رفع این وضع ناهنجار رهبران کلیسا تعداد کشیش‌های شهر را افزایش دادند و بر میزان وعظ زنان افزودند. جالب آن‌که به اندازه‌ای که صحبت‌ها و تذکرها و توصیه‌های روحانیون مسیحی افزایش می‌یافت، تعداد زنان معتاد به این رفتار ناهنجار بیشتر می‌شد! در نهایت مقامات و بزرگان شهر چاره را در آن دیدند که با دعوت تعدادی از متخصصان رشته‌های گوناگون تربیتی، اقتصادی، روانشناختی،‌ جامعه‌شناختی،‌ فرهنگی و&#8230; موضوع را به بحث همه‌جانبه بگذارند. این گروه کارشناسی تشکیل شد و پس از بحث‌های فراوان و همه‌جانبه، راه‌هایی برای ترک این عادت طراحی و به تدریج به موضع اجرا گذاشت. نتیجه مطلوب بود و تعداد زیادی از زنان با روش‌های جایگزین که البته بهنجار بود، سرگرم شدند و از عادت زشت فوق دست کشیدند و  موضوع از حالت بحرانی و نسبتاً عمومی خارج شد.</p>
<p>نکته جالب و مهم آن‌ که پدر دردآگاهتان اقدام گروه دوم را  مصداق امر به معروف و نهی از منکر می‌دانست، نه تلاش بی‌حاصل مقامات کلیسا را که فکر می‌کردند با افزایش تعداد کشیش‌ها و مبلغان دینی می‌توانند پدیده منفی فوق را مهار کنند. مستحضرید که استاد مطهری معتقد بود که در بروز و گسترش هر پدیده ناهنجار اجتماعی از قبیل اعتیاد، علل و عوامل زیادی نقش دارد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>بنابراین مهار آن‌ها فقط با مشارکت صاحب‌نظران رشته‌های گوناگون و تهیه طرح‌های همه‌جانبه ممکن است. به همین دلیل آن فیلسوف اخلاق‌گرا، مصداق واقعی امر به معروف و نهی از منکر را در دنیای معاصر، «حزب» می‌خواند که با مشارکت متخصصان گوناگون و تلاش جمعی می‌توانند برای اداره بهینه کشور و مقابله با ناهنجاری‌ها،‌ برنامه‌های ملی تهیه و اجرا کنند. احتمالاً به دلیل مشابه آیت‌الله منتظری نیز حزب را مصداق امر به معروف و نهی از منکر خواند. نگرش فوق را با آنچه در جمهوری اسلامی حاکم شده است مقایسه کنید تا معلوم شود چه استحاله بزرگی صورت گرفته است. امروز مصداق آن فریضه راهگشا (امر به نیکی‌ها و پرهیز از زشتی‌ها) &#8220;گشت ارشاد&#8221; است که به زنان تذکر می‌دهد روسری خود را درست کنند و در صورت تمرد سوار ماشین &#8220;ون&#8221; پلیس شوند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>جناب آقای علی مطهری</strong></p>
<p>بدون آنکه به سؤال من جواب دهید که در چه حالتی معلوم می‌شود راهبرد اجباری کردن روسری ناموفق است، متقابلاً از من پرسیده‌اید: &#8220;<em>چه اتفاقی اگر رخ دهد، شما به این نتیجه خواهید رسید که آزادی پوشش، آنچنان که جوامع غربی نشان می‌دهد، سیاست و روش شکست‌خورده‌ای است؟</em>&#8221; جواب روشن من این است: روزی که معلوم شود آزادی حجاب در سراسر جهان موجب توسعه بی‌حجابی می‌شود و در ایران به علت رویکرد اجباری پوشش و نیز دیگر هنجارهای اسلامی طی زمان جاذبه بیشتری می‌یابد، اعلام خواهم کرد مشی اجباری کردن روسری موفق است. من البته به آثار جهانی شدن آن اجبار نیز می‌اندیشم، به این معنا که هر اقدامی که دولت‌ ما انجام دهد توجه دیگر دولت‌ها را جلب خواهد کرد. پس نباید بدعتی بگذاریم که بهانه به دست مخالفان بدهد تا از آن علیه مسلمانان استفاده کنند. با وجود این اجباری شدن روسری را در ایران موفق خواهم خواند. انتظار دارم جنابعالی نیز به همین صراحت جواب سؤال مرا بدهید که در چه صورتی اعلام خواهید کرد این سیاست قرین موفقیت نبوده است؟</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>جناب آقای مطهری</strong></p>
<p>جنابعالی با اشاره به اجماع فقها که «<em>آن مرتبه از امر به معروف و نهی از منکر که مستلزم اعمال قانون است،‌ به عهده دولت اسلامی است</em>» کوشیده‌اید ضرورت الزامی کردن حجاب را بر اصل «امر به معروف و نهی از منکر» استوار کنید. این در حالی است که اولاً نمی‌توان از حکم کلی فقها درباره نقش دولت در امر به معروف، دخالت حکومت در یک مورد خاص مانند اجباری کردن روسری را استنتاج کرد. ثانیاً و مهم‌تر آن که طبق نظر مشهور فقها، از جمله طبق نظر صریح استاد مطهری شرط لازم امر به معروف و نهی از منکر علم به موضوع و نیز احتمال تأثیر مثبت چنین اقدامی است. به سخن دیگر خداوند انجام فرایض دیگر مانند نماز، روزه، حج و&#8230; را به آگاهی فرد از فلسفه آن حکم یا احتمال تأثیرگذاری بر خود فرد مشروط نکرده است. مسلمان به فلسفه نماز علم داشته باشد یا نه، واجب است نماز بخواند. حال آنکه شرط لازم امر به معروف، علم به موضوع است. شرط کافی آن، ظاهراً طبق اجماع فقها آن است که امر به معروف و نهی از منکر در هر مورد مفسده بزرگتری ایجاد نکند، و الّا تکلیف فوق ساقط می‌شود. در اجرای امر به معروف و نهی از منکر نمی‌توان گفت ما مأمور به تکلیف هستیم و نتیجه برایمان مهم نیست. بنابراین اگر معلوم شود سیاست اجباری کردن روسری مفسده‌هایی به مراتب بزرگتر به همراه خواهد داشت که باید آن را متوقف کرد، استناد به موضوع  &#8220;عدم تحریک جنسی&#8221; نیز مشکلی را حل نمی‌کند و نمی‌تواند &#8220;اجبار&#8221; در پوشاندن موی سر را توجیه کند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>جناب آقای دکتر مطهری</strong></p>
<p>در نامه قبل در تفکیک دو موضوع «تکالیف فرد مسلمان» و «دخالت حکومت در جامعه اسلامی» نکاتی را متذکر شدم و نماز را مثال زدم که اقامه آن نه تنها واجب است، بلکه در قرآن کریم و روایات معصومین مورد تأکید فراوان قرار گرفته است. اما هیچ فقیه یا عالمی،‌ اعم از شیعه یا سنی، فتوا نداده که حکومت موظف است نماز خواندن را اجباری کند و تارکانش را به مجازات برساند. جنابعالی در نقد سخن من آورده‌اید: «<em>نماز یک امر فردی است اگر چه آثار غیر مستقیم اجتماعی دارد، اما حجاب جنبه اجتماعی‌اش بر جنبه فردی‌اش غلبه دارد و دارای آثار مستقیم اجتماعی از قبیل تحکیم بنیان خانواده و افزایش نیروی کار جامعه است.</em>» برای روشن شدن منظور خود توجه شما را به آیه شریفه «<em>ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر</em>» جلب می‌کنم. (نماز بازدارنده انسان از فحشا و پلیدی است). با وجود این خداوند حکومت را موظف نکرده است که اقامه آن را اجباری کند. یعنی حکومت نمی‌تواند و حق ندارد این فریضه واجب را که فلسفه‌اش طبق تصریح قرآن کریم بازداشتن فرد از زشتی و فساد است، الزامی کند. بنابراین حتی اگر دلیل پوشش اسلامی را «عدم تحریک جنسی» بدانیم، باز هم نمی‌توان نتیجه گرفت که حکومت باید آن را اجباری کند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>دخالت دولت در هر موضوعی دلیل مستقل از فلسفه حکم می‌خواهد تا آثار مثبت چنین دخالتی از تبعات منفی احتمالی آن به مراتب بیشتر باشد. از مفید و حتی لازم و واجب بودن یک فریضه اسلامی نمی‌توان اجباری کردن آن توسط حکومت را نتیجه گرفت. زیرا نمازی بازدارنده انسان از فحشا و زشتی است‌ که داوطلبانه اقامه شود. اجباری کردن نماز پایه‌های این فریضه انسان- جامعه‌ساز را خواهد لرزاند و علاوه بر توسعه ریا و نفاق و دورویی و ظاهرفریبی، مفسده بزرگ دین‌گریزی را در پی خواهد داشت، اگر به دین‌ستیزی عده زیادی نینجامد. تصور می‌کنم با توضیحات فوق، جواب سؤال دیگر شما را که «چرا در اجرای مقررات راهنمایی و رانندگی قانع شدن افراد را لازم نمی‌دانید، اما این‌جا [قانون‌گزاری درباره حجاب] لازم می‌دانید؟» داده باشم. اختلاف این دو به وظایف حکومت و انتظارات مردم از اختیارات آن برمی‌گردد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>از آن‌جا که برای پوشاندن موی زنان یا ممنوع کردن روسری برای حکومت‌ها اختیار و وظیفه‌ای قائل نیستم،‌ برای گسترش پوشش اسلامی و ترویج فرهنگ حجاب، راه و روشی جز قانع کردن افراد نمی‌یابم؛ شیوه‌ای که در رژیم شاه تعقیب می‌کردیم و هم‌اکنون نیز علما و روشنفکران مسلمان و نیز نمایندگان فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در کشورهای گوناگون دنبال می‌کنند. نتیجه نیز در مجموع مثبت بوده است. عکس روندی که امروز در میهن خود با وجود اجباری بودن روسری مشاهده می‌کنیم. البته حکومت در جامعه اسلامی می‌تواند و باید چنان سیاستگزاری و برنامه‌ریزی کند که حجاب عملاً نیز ترویج شود بدون آن‌که به جامعه و شهروندانش تحمیل گردد.</p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>جناب آقای علی مطهری</strong></p>
<p>به من انتقاد کرده‌اید: «<em>معلوم نیست این‌که زن به گونه‌ای از نظر پوشش در جامعه ظاهر شود که موجب تحریک جنسی نشود، چگونه این همه آثار منفی دارد؟</em>» ظاهراً برای جنابعالی تفکیک دو موضوع، یعنی &#8220;وجوب&#8221; پوشاندن موی زنان از دید نامحرم و &#8220;اجباری&#8221; کردن آن توسط حکومت دشوار است. سخن من درباره پیامدهای منفی اجباری کردن روسری بود، نه در مورد واجب بودن پوشش اسلامی که معتقدم نه تنها تبعات سوء ندارد و مانع پیشرفت زنان در اجتماع نمی‌شود،‌ بلکه آثار مثبت فراوانی نیز دارد. حرف من درباره نتایج منفی سه دهه اجباری شدن روسری است و این که بر خلاف نظر جنابعالی، سیاست فوق موجب «آرامش روانی جامعه» نشده و «بنیان خانواده را تحکیم» نکرده است. طبق آخرین آماری که تیر ماه سال جاری منتشر شد، تعداد زندانیان در سی سال گذشته از بیست هزار به دویست هزار رسیده، حال آن‌که جمعیت ایران در این مدت تنها دو برابر شده است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>میزان طلاق نیز از ۸۴ هزار مورد در سال ۱۳۸۴ به ۱۲۷ هزار مورد در سال ۱۳۸۹ رسیده است و ۵/۳۷ درصد افزایش فقط در پنج سال اخیر را نشان می‌دهد. تصور می‌کنم چنین رشدی در کمتر کشوری در این سال‌ها دیده می‌شود. با وجود واقعیت‌های تلخ اجتماعی، از جمله آمار فوق مدعی شده‌اید: «<em>کار فرهنگی تا حد زیادی پاسخ داده است و وضعیت حجاب در کشور ما در مجموع خود ناهنجار نیست.</em>» در ادامه نیز افزوده‌اید: «<em>اکثریت قاطع بانوان ایران از روی اعتقاد و با میل و رغبت پوشش اسلامی را انتخاب کرده‌اند و فرضاً اجبار درباره گروه اندکی از آنان به کار رفته باشد، روش شکست‌خورده‌ای نبوده و موجب آرامش روانی جامعه و تحکیم خانواده‌ها شده است.</em>» بعید می‌دانم جنابعالی از فاصله گرفتن روزافزون بخش قابل توجهی از نسل جوان از هنجارها و شعائر اسلامی آگاه نباشید. بنابراین فکر می‌کنم صرفاً برای توجیه راهبرد حجاب اجباری آن را موفق می‌خوانید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>جالب آن‌که اخیراً وزیر کشور وضعیت حجاب را بسیار عالی خواند. علت این ادعای عجیب و تازه آن است که شهامت اعتراف به شکست را ندارند. از سوی دیگر می‌خواهند بگویند چون وضع عالی است پس لزومی ندارد وزارت کشور اقدام خاصی صورت دهد. ملاحظه می‌فرمایید که در این زمینه با مقامات دولت دهم هم‌نظر شده‌اید. در هر حال و به باور من اوضاع فرهنگی جامعه بسامان نیست و ناهنجاری‌های اجتماعی با سرعتی غیر قابل قبول رو به گسترش است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>بی‌توجهی قشر وسیعی از جوانان به پوشش اسلامی یکی از مظاهر دوری جامعه از آن چیزی است که حکومت رسماً تبلیغ می‌کند. مهم‌تر آن‌که معتقدم مبانی اخلاقی جامعه نیز آسیب دیده و ضعیف شده است. آمار انواع بزه‌های اجتماعی از اعتیاد، تن‌فروشی، فرار از خانه، طلاق، سرقت، چک‌های برگشتی،‌ کودک آزاری، تجاوز به عنف، درگیری‌های خشونت‌بار، شرب خمر، ناراحتی‌های عصبی و&#8230; اگر نشان‌دهنده بحران نباشد،‌ بیانگر اوضاع اسف‌بار فرهنگی، اجتماعی و اخلاقی جامعه ماست.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>با کمال تأسف باید گفت اگر سیاست‌ها و روش‌های کنونی ادامه یابد چشم‌انداز امیدوارکننده‌ای نیز متصور نیست. من مانند آقای مصباح یزدی نمی‌گویم وضع فرهنگی از زمان شاه بدتر شده است، ولی نمی‌فهمم که جنابعالی بر اساس کدام آمار و مشاهدات‌ از «آرامش روانی جامعه» و «تحکیم بنیان خانواده» دم می‌زنید و اوضاع کنونی ایران را با چه زمانی یا با چه کشورهایی مقایسه می‌کنید و آن را در مجموع قابل قبول می‌خوانید؟ اگر وضع حجاب در مجموع خوب است، چرا فکر و ذکر خود را مشغول بدحجابی کرده‌اید؟ تناقض ادعای فوق با رفتارتان، زمانی برطرف خواهد شد که توجه جنابعالی از موضوع پوشش زنان به آن دسته از ناهنجاری‌ها که هیچ کس در شیوع آن‌ها تردید ندارد معطوف شود. یعنی به جای حجاب به گرانی و تورم و رکود و بیکاری و فساد اقتصادی، سیاست خارجی فرصت‌سوز ایران در منطقه،‌ پیامدهای سوء انسداد سیاسی، رواج خشونت و بزه‌های اجتماعی و&#8230; بپردازید اگر نخواهید به این حقیقت تلخ اعتراف کنید که با وجود تمام تلاش‌های حکومتی در سی سال گذشته، وضعیت فرهنگی جامعه، از جمله پوشش اسلامی بهنجار نیست و روز به روز هم بدتر می‌شود. اکنون وقت آن است که انسان‌های دردآشنا و حقیقت‌جویی چون شما به جای پاک کردن صورت مسأله، به بحث درباره علل و عوامل مسأله‌ای بنشینید که چندی پیش آیت‌الله استادی اعلام کرد: «به لحاظ وضعیت اخلاقی عقب رفته‌ایم.»</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>جناب دکتر علی مطهری</strong></p>
<p>جنابعالی با تکذیب برخی جملات منسوب به خود در نامه اول من، مدعی شده‌اید: «<em>با وجود نظام جمهوری اسلامی که هیچ گاه بی‌حجابی را تبلیغ و ترویج نمی‌کند،‌ حتی با اختیاری شدن حجاب، هیچ گاه ایران مانند اروپا یا بدتر از آن نمی‌شود. اما اگر حکومت هم تبلیغ کند، چنین امکانی وجود دارد.</em>» اشتباه احتمالی من در انتساب برخی جملات نه به شما برمی‌گردد نه به من و شاید ناشی از بی‌دقتی برخی سایت‌های خبری اینترنتی در نقل سخنان جنابعالی بوده است. در این نوبت صرفاً عبارات شما را در نامه به خود مورد استناد و نقد قرار داده‌ام و اعلام می‌کنم با جنابعالی موافقم که اختیاری شدن حجاب، ایران را مانند اروپا یا بدتر از آن نمی‌کند. بنابراین ادعای فرمانده نیروی انتظامی را غیر واقع‌بینانه ارزیابی می‌کنم آن‌جا که اعلام کرد ایران در آستانه بی‌حجابی است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>چنین ادعای بدبینانه‌ای در نقطه مقابل سخنان خوش‌بینانه وزیر کشور، مقام مافوق او قرار دارد و به نظر من، به قصد توجیه حضور گسترده و دخالت همه‌جانبه پلیس درباره حجاب بانوان و آرایش پسران ایراد می‌شود. در عین حال نمی‌دانم چرا شما برای حکومت، این قدر نفوذ و قدرت قائل می‌شوید؟ مگر پهلوی‌ها که با همه توان به جنگ‌ باور‌های دینی و هنجارها و شعائر اسلامی آمده بودند، توانستند حجاب زنان ایرانی را مانند اروپا یا بدتر از آن کنند؟ البته فرموده‌اید که: «<em>در اواخر دولت پهلوی وضعیت پوشش برخی بانوان شمال تهران مانند زنان اروپایی یا بدتر از آن بود.</em>» این داوری را نادرست می‌دانم زیرا در هر جامعه و در هر زمانی زنانی به شیوه‌های ناهنجار رفتار می‌کنند و لباس می‌پوشند. ولی نمی‌توان درصد کوچکی از زنان را در یکی از مناطق پایتخت کشور با اکثریت یا معدل زنان اروپایی مقایسه کرد و نتیجه گرفت که حجاب زنان ایرانی بدتر از زنان اروپایی شده بود. به ویژه آن‌که در همان زمان برخی زنان در کشورهای غربی چنان در کوچه و بازار حضور می‌یافتند که بسیاری از زنان ایرانی مورد نظر جنابعالی به گرد پایشان نمی‌رسیدند. مهم‌تر آن‌که در اواخر عصر پهلوی شاهد اقبال روز افزون قشرهای متوسط تحصیلکرده و شهرنشین به اندیشه‌ها، هنجارها و شعائر اسلامی بودیم.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>در دهه پایانی حکومت محمدرضا شاه، حسینیه ارشاد در شمال تهران تأسیس و به سرچشمه شور و شعور و امید جوانان تبدیل شد. در همان ایام کتاب «فاطمه، فاطمه است» دکتر شریعتی دل از دختر و پسر دانشگاهی ما می‌ربود و «نظام حقوق زن در اسلام» و «مسأله حجاب» استاد مطهری عقل آنان را تسخیر می‌کرد و به شبهات پاسخ می‌داد. به این ترتیب در دهه ۱۳۵۰ خورشیدی حرف نخست را درباره سبک زندگی زنان نه رژیم شاه که امثال بازرگان و مطهری و شریعتی می‌زدند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>از طرف دیگر در کشورهای منطقه در چهار دهه گذشته، حزب بعث سوریه که با همه توان به مقابله با حجاب اسلامی هم‌وطنان خویش پرداخته است، آیا نتیجه غیر از رشد تفکر، ارزش‌ها، هنجارها و شعائر اسلامی بوده است؟ در ترکیه نیز همین روند را مشاهده می‌کنیم. در مصر و تونس و لبنان و فلسطین نیز وضع همین گونه است. اگر دولت‌ها قادر به ایفای چنان نقشی باشند که بتوانند حجاب زنان مسلمان را بدتر از زنان اروپا کنند، پس از دو قرن حکومت دولت‌های قدرتمند غربی یا وابستگان به آن‌‌ها در جوامع اسلامی، اکنون نباید از اسلام و اندیشه و هنجارها و شعائرش اثری باقی ‌مانده باشد. همچنان که در نامه دوم توضیح دادم، در نظام‌های استبدادی مخالفت حکومت با هر پدیده‌ای معمولاً به آن مشروعیت می‌دهد. این حکم درباره رژیم‌های دیکتاتوری که در زندگی شهروندان دخالت بیشتری می‌کنند، صادق‌تر است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>چنین سیستم‌هایی تقریباً تمام پدیده‌ها و نیز تمام مردم را سیاسی می‌کنند. زیرا هر چه حکومت در حیات فردی و جمعی و خصوصی و عمومی اتباع خویش بیشتر دخالت می‌کند،‌ مردم را با حکومت و سیاست‌هایش بیشتر مرتبط و درگیر می‌کند. این وضعیت همه چیز و همه کس را سیاسی می‌کند که در عین داشتن برخی نقاط مثبت،‌ واجد مخاطرات و تهدیدهای فراوانی است.</p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>جناب دکتر مطهری</strong></p>
<p>مستحضرید که اخیراً حجت‌الاسلام سیداحمد خاتمی امام جمعه موقت تهران اعلام کرد بدحجابی پدیده‌ای سیاسی است. قصد او البته منتسب کردن مسأله به بیگانگان و توطئه‌های آنان بود تا به این وسیله برخورد خشن پلیس و سرکوب بدحجابان توجیه شود. با وجود این به نکته درستی اشاره کرد که خود متوجه ابعاد، الزامات و نتایجش نبود. واقعیت آن است که پدیده بدحجابی در حال حاضر بیش از آن‌که ناشی از سلیقه فردی یا مُد باشد، دهن‌کجی به حکومت و سیاست‌های آن است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>روشن است که ابعاد فردی مسأله و حتی تأثیرات جهانی را نفی نمی‌کنم، اما مقاومت درصد قابل توجهی از شهروندان را در برابر نارسایی‌های حکومتی و اجبارهای پلیسی، بیش از سلیقه فرهنگی آنان می‌دانم. به یادتان می‌آورم که «فرانتس فانون» در کتاب «سال پنجم انقلاب الجزایر» نشان داد که اقبال تحصیلکردگان و جوانان الجزایری به پوشش اسلامی در جریان انقلاب آن کشور، در عین داشتن جنبه‌های اعتقادی، عمدتاً انگیزه سیاسی و ملی و ضداستعماری داشت و همچون پرچمی در مقابل اشغالگران فرانسوی محسوب می‌شد، به همین دلیل به سرعت گسترش یافت. آنچه اکنون در ایران می‌گذرد در نقطه مقابل روند فوق قرار دارد، زیرا، اسلام ابزار توجیه بی‌کفایتی مدیران در اداره کشور و بی‌عدالتی و فسادهای حکومتی از یک طرف و تحمیل و تحمیق و تحقیر سلیقه‌ای خاص بر مردم از طرف دیگر شده است.</p>
<p>در چنین فضا و شرایطی نمی‌توان با گذاشتن نام نظارت بر اقدام‌های نیروی انتظامی، از آثار سوء عملکرد حکومت و مواجهه نادرست و خشونت‌بار پلیسی کاست و به جریمه‌های سنگین هشتاد و پنج هزار تومانی برای «موی پریشان، رژ لب و مانتوی تنگ» (اطلاعات، ۲۵/۴/۹۰) دل بست و در عین حال خود را مضحکه جهان و تاریخ ندید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>جناب آقای مطهری</strong></p>
<p>در نامه خویش رعایت پوشش اسلامی را «مصلحت فرد و جامعه» و «از عوامل سعادت افراد» خوانده‌اید. با این نظریه موافقم، اما همچنان که قبلاً توضیح دادم از این حکم درست، نمی‌توان سیاست نادرست اجباری کردن روسری را استنباط کرد. مگر هر چیز که به «مصلحت فرد و جامعه» باشد، حکومت باید آن را اجباری و فرد خاطی را مجازات کند؟ قرآن کریم غیبت کردن یا پشت سر دیگران بد گفتن را به «خوردن گوشت مرده برادر» تشبیه کرده است. در چه حالتی می‌توان آن را تناول کرد؟ بدگویی در غیاب افراد چنین خصوصیتی دارد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>اما آیا حکومت می‌تواند غیبت را ممنوع کند؟ نفرمایید که این کار ممکن نیست. درباه حج که به تصریح قرآن کریم واجد منافع برای بشریت (ناس) است و اجباری کردن آن ممکن است چطور؟ آیا اجباری کردنش به مصلحت است؟ در آن صورت از حج چیزی باقی می‌ماند؟ قصدم اطاله کلام در این زمینه نیست. می‌خواهم به نکته مهم دیگری که مغفول مانده است اشاره کنم و آن خطر تعمیم دادن نفی دخالت حکومت درباره روسری به اصل پوشش اسلامی است. یعنی رسیدن از انکار اجبار به نفی واجب.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>وقتی شما بین واجب بودن فردی یک حکم و اجباری کردن حکومتی آن تفکیک قائل نمی‌شوید و حکم واحدی درباره آن‌ دو صادر می‌کنید، بستری فراهم می‌نمایید که منتقدان و مخالفان نیز حکم واحدی در جهت عکس صادر کنند. نتیجه با کمال تأسف نفی حجاب اسلامی خواهد بود. اگر انتظار دارید مخالفان نظریات جنابعالی مبنی بر حجاب اجباری آن را از اصل حجاب تفکیک کنند، خود باید پیشقدم شده، آن‌ها را از هم جدا سازید و بپذیرید که مخالفت با اجباری کردن روسری به معنای نادیده گرفتن آثار مثبت پوشش اسلامی نیست و اسلام را به رابطه بین فرد و خداوند تقلیل نمی‌دهد و نشانه غربزدگی مسلمانانی به شمار نمی‌رود که حجاب را &#8220;واجب&#8221; می‌‌دانند اما مخالف &#8220;اجباری شدن&#8221; آن هستند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>رییس محترم شورای نظارت بر نشر آثار استاد مطهری</strong></p>
<p>به نظر می‌رسد ما از دو «مصلحت» سخن می‌گوییم. شما می‌فرمایید پوشش اسلامی مصلحت فرد و جامعه است که البته حرف درستی است، اما نتیجه می‌گیرید که حکومت باید آن را اجباری کند که استنتاج نادرستی است. مصلحتی که من از آن سخن می‌گویم همان است که رهبر فقید انقلاب به ما آموخت. در آن نظر «کارشناسی» کارشناسان و متخصصان در قانونگزاری و اجرا، بر نظر «فقهی» فقها اولویت می‌یابد و در اداره کشور حرف آخر را می‌زند. به همین دلیل فرض است که هنگام بحث درباره مصوبه مجلس که به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارجاع شده است، فقهای شورای نگهبان از منظر فقهی به مصوبه نگاه نکنند و رأی ندهند، چرا که این کار را در شورای نگهبان انجام داده‌اند. اعضای مجمع، اعم از فقیه و غیر فقیه و عضو شورای نگهبان یا غیر آن،‌ موظف‌اند صرفاً از این منظر به بحث بپردازند که مصوبه مذکور به مصلحت جامعه و نظام هست یا نه. در حقیقت مصلحت از نظر بنیانگذار جمهوری اسلامی بحث کلامی و فقهی نیست، موضوعی تخصصی(اقتصادی، سیاسی، فرهنگی،‌ بین‌المللی و&#8230;) است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>به همین دلیل لازم است متخصصان و کارشناسان درباره آن به بحث بنشینند و رأی دهند که اتخاذ تصمیمی خاص یا اجرای سیاستی معین به مصلحت عامه هست یا خیر. بر این اساس مجدداً پیشنهاد خود را مطرح می‌کنم: هر چه سریع‌تر مجمعی از کارشناسان و صاحب‌نظران حوزوی و دانشگاهی تشکیل دهید تا به بررسی آثار مثبت و منفی اجباری کردن روسری در سه دهه گذشته بپردازند و پس از انجام تحقیقات میدانی و بحث‌های همه‌جانبه نظری، اعلام کنند تداوم این سیاست به مصلحت است یا توقف آن. من در نامه اول خود تشکیل چنین جمعی را به شما پیشنهاد کردم.</p>
<p>اما به نظر می‌رسد جنابعالی مسأله را چنان روشن می‌دانید که نیاز به دعوت از متخصصان نمی‌بینید و با صدور دو حکم که «<em>مهم این است که فلسفه حجاب یعنی عدم تحریک جنسی جامعه تحقق یابد</em>» و «<em>مصلحت فرد و اجتماع نیز آزادی را محدود می‌کند و این الزام عین آزادی است</em>» موضوع را حل شده تلقی می‌فرمایید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>با عرض پوزش به استحضارتان می‌رسانم روش جنابعالی در «مصلحت سنجی» با این استدلال که پوشش اسلامی به «مصلحت فرد و جامعه» است، پس حکومت باید آن را اجباری کند، نوعی اخباریگری جدید است که در آن «مصلحتی نظری و انتزاعی» جایگزین «مصلحتی عملی و انضمامی» می‌شود. چنین نگرشی «اجتهاد متناسب با دو عنصر مهم زمان و مکان» را که بسیار مورد تأکید رهبر فقید انقلاب بود، منتفی می‌کند و مقتضیات زمان را که پدر بزرگوارتان درباره آن دغدغه زیادی داشت به طاق نسیان می‌سپارد. بدون آن‌که قصد جسارت داشته باشم یادآور می‌شوم که چنین مبنایی مطلوب طالبان است و اسلام سلفی- خوارجی، نه اسلامی که استاد مطهری به ما آموخت.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>جناب دکتر مطهری</p>
<p>مرا متهم کرده‌اید که الگویم «<em>از نظر آزادی و دموکراسی جامعه غرب است نه جامعه ایده‌آل اسلامی</em>». به همین دلیل «قائل به اختیاری بودن حجاب» هستم. در انتهای نامه نیز تأکید فرموده‌اید: «<em>الگوی امثال جنابعالی [من] اجتماعات غربی است نه جامعه ایده‌آل اسلامی که در آن تمام احکام اسلام باید مو به مو اجرا شود. لذا معتقدید فقط آن بخش از احکام اسلام که با شرایط امروز سازگار است، باید اجرا شود، هر چند این سخن را به صراحت به زبان نیاورده‌اید. اسلام از نظر شما مساوی است با ایمان قلبی در رابطه انسان با خدا و چند وعظ و اندرز و دعا و عبادت و نه یک نظام فکری و عملی که داعیه حکومت جهانی دارد و برای همه شئون زندگی بشر دستور دارد و ما باید دنبال پیاده کردن این نظام در سراسر جهان باشیم نه این‌که بگوییم دنیای امروز چنین اقتضاء می‌کند</em>.» نمی‌دانم از کدام بخش از نامه من چنین برداشتی می‌توان کرد، ولی نه تنها چنین نمی‌اندیشم بلکه تصور نمی‌کنم شما بتوانید به مدعای خود تا آخر پایبند بمانید. به همین دلیل از جنابعالی می‌پرسم آیا هر کس که رعایت پوشش را وظیفه فرد مسلمان می‌داند و اجباری کردن آن را واجد آثار سوء فراوان ارزیابی و با آن مخالفت کند، الگویش جامعه غربی است و اسلام را فاقد حکم و نظر در همه ابعاد زندگی انسان می‌داند؟ آیا «دستور داشتن اسلام در همه شئون بشر» معادل و به معنای &#8220;دخالت حکومت اسلامی در همه شئون بشر&#8221; است؟ آیا توجه دارید که چنین حکمی به معنای اصالت دادن به حکومت و قدرت است و سر از توتالیتاریسم و تمامیت‌خواهی در می‌آورد که شما با آن مخالفید؟ آیا نمی‌توان احکام متعددی را بر شمرد که شرع انجام آن‌ها را واجب می‌داند، اما حکومت حق و وظیفه ندارد که رعایت آن‌ها را اجباری کند؟ اجماع فقها در این زمینه چیست و آیا متکلمان و مفسران و عرفای مسلمان چنین گزاره‌ای را تأیید می‌کنند؟ آیا همه مسلمانانی که در سراسر جهان با اجباری کردن پوشش اسلامی مخالفند، «اسلام را مساوی با ایمان قلبی و رابطه انسان با خدا و چند وعظ و اندرز و دعا و عبادت» کرده و الگویشان اجتماعات غربی است؟ آیا توجه دارید که فرق نگذاشتن بین تکلیف فرد و وظایف حکومت و یکسان دانستن هر دو حوزه به این معناست که «حق انتخاب» انسان را در جوامع اسلامی، حتی اگر مسلمان نباشد، منتفی می‌کنید؟ آیا می‌توانید در همه زمینه‌ها از فلسفه‌ احکام به دخالت حکومت و اجباری کردن آن فریضه برسید؟ اگر نمی‌رسید، پس شما هم طرفدار جامعه غربی شده‌اید؟ اگر می‌رسید،‌ در آن صورت ایمان و اخلاق و عقاب و ثواب را منتفی می‌کنید، زیرا مردم مجبورند از ترس پلیس و جریمه و مجازات دنیوی احکام شرعی را رعایت کنند. انسان فاقد اختیار را نه می‌توان مجازات کرد و نه پاداش داد. چرا حکمی صادر می‌کنید که خود در آن گرفتار می‌شوید؟</p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>جناب آقای مطهری</strong></p>
<p>منظور جنابعالی را از عبارت «<em>جامعه ایده‌آل اسلامی که در آن احکام اسلام باید مو به مو اجرا شود</em>»، دقیقاً متوجه نشدم. به ویژه آن‌که بلافاصله اینجانب را متهم فرموده‌اید که معتقد به اجرای «فقط آن بخش از احکام اسلام [هستم] که با شرایط روز سازگار است.» به این مسأله نمی‌پردازم که اتهام فوق با اتهام دیگر شما به من که «اسلام را مساوی با ایمان قلبی و رابطه انسان و خدا» می‌دانم، تعارض دارد، زیرا در این‌جا خود اعتراف کرده‌اید که من موافق «اجرای آن بخش از احکام اسلام» هستم که «با شرایط روز سازگار است». پس اسلام را معادل اعتقاد قلبی و رابطه انسان با خدا نمی‌دانم. اکنون ضمن بیان صریح عقاید خود،‌ انتظار دارم جنابعالی نیز به پرسش‌های من با صراحت پاسخ دهید تا موضوع در پرده ابهام نماند. اگر منظورتان از «جامعه ایده‌آل اسلامی که در آن تمام احکام اسلام مو به مو اجرا می‌شود»، حکومت در زمان امام معصوم است، در آن صورت از موضوع بحث من خارج است. چنانچه قصدتان این است که در جمهوری اسلامی ایران باید تمام احکام اسلام (به احتمال قریب به یقین منظورتان احکام متعارف فقهی است) مو به مو اجرا شود، صرف‌نظر از این‌که تک‌تک آن‌ها با شرایط روز سازگار باشد یا نه، نه تنها با آن مخالفم،‌ بلکه چنین اقدامی را خطرناک می‌دانم. چنین نگرشی تنها به معنای نفی دستاورد و میراث بزرگ رهبر فقید انقلاب در توجه به «دو عنصر مهم زمان و مکان» در اجتهاد و انکار عنصر «مصلحت» نیست. بلکه نظام جمهوری اسلامی را با بن‌بست مواجه می‌کند و حاصلی جز نظامی بسته و انسدادی نخواهد داشت که چهره‌ای ناموجه و غیرانسانی از اسلام به جهانیان عرضه می‌کند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>همان تصویری که پیش از این طالبان افغانستان در عالم ترسیم کرده است. بعید می‌دانم به آن راضی باشید. اگر جز این فکر می‌کنید، لطفاً پاسخ دهید که چرا رهبر فقید انقلاب شعار «استقلال،‌ آزادی، حکومت اسلامی» را پس از تظاهرات تاریخی و شاه‌شکن تاسوعا و عاشورای سال ۱۳۵۷ به «استقلال،‌ آزادی، جمهوری اسلامی» تغییر داد؟ چرا ایشان پس از پیروزی انقلاب و تأسیس نظام جدید،‌ «اجتهاد مصطلح در حوزه‌ها» را وافی به مقصود در اداره جامعه در جهان معاصر ندانست و بر «دو عنصر مهم زمان و مکان» تأکید کرد و با یک اجتهاد تاریخی «حکومت را اصل اولی» خواند که می‌تواند بسیاری از احکام شرعی را تعطیل کند؟ چرا «مجمع تشخیص مصلحت نظام» را بر فراز شورای نگهبان تأسیس کرد و وظیفه آن را رد یا تأیید مصوباتی خواند که شورای نگهبان آن‌ها را مغایر شرع می‌شناسد؟ مگر غیر از این است که «مجمع» در صورتی که مصلحت بداند، مصوبه خلاف شرع را تأیید و برای اجرا به دولت ابلاغ می‌کند؟ مگر سازوکار فوق معنایی جز این دارد که نباید به احکامی که اجرایشان در حال حاضر به مصلحت نیست، عمل شود؟ به عبارت دیگر لازم است توضیح دهید که «اجرای مو به موی احکام اسلام» در عصر غیبت بدون توجه به سازگاری هر حکم با شرایط روز،‌ یعنی چه و چه فرقی با اخباریگری شیعی یا اشعری مسلکی و سلفی‌گری اهل سنت دارد؟ تأکید می‌کنم قصد توهین یا جسارت به جنابعالی را ندارم که احتمالاً می‌دانید دوستتان دارم و وجودتان را در عصر ترویج رسمی چاپلوسی و خرافه و ریا و عقل‌ستیزی مغتنم می‌شمارم. اگر با پاره‌ای از دیدگاه‌ها و مواضعتان مخالفت می‌کنم به آن علت است که برایتان احترام قائلم و آن عقاید را به سود آیین و مردم و میهن نمی‌دانم.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>جناب آقای علی مطهری</strong></p>
<p>تردید ندارم که حکم اسلام درباره حجاب متضمن آثار مثبت (مانند تحکیم بنیان خانواده یا افزایش نیروی کار) است و می‌تواند از بروز برخی ناهنجاری‌ها از قبیل عدم تحریک جنسی جلوگیری ‌کند. شاید بپرسید چگونه می‌توان به نتایج مثبت آن حکم دست یافت و از جوانب منفی‌اش در امان ماند، بدون آنکه حکومت روسری را اجباری کند؟ پاسخ این است که با حکمرانی خوب، حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی، توسعه همه‌جانبه و رعایت حقوق شهروندان می‌توان اندیشه، گرایش، هنجارها و شعائر دینی از جمله پوشش اسلامی را گسترش داد، بدون آن‌که لازم باشد فکر و ذکر پلیس کشور حجاب بانوان و جمع‌آوری ماهواره از منازل شهروندان باشد. اگر به آنچه در هشت سال گذشته در کشور همسایه رخ داده است توجه کنیم جواب سؤال شما داده می‌شود. ترکیه را از این جهت مثال می‌زنم که همچون ایران، جریانی اسلامی آن را اداره می‌کند، با این تفاوت که به علت عملکرد قابل قبولش در عرصه‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و بین‌المللی توانسته است در سه انتخابات اخیر آن کشور پیروز شده و هر بار آرایی بیش از گذشته کسب نماید. عملکرد مناسب حزب عدالت و توسعه باعث سرافرازی مسلمانان ترکیه و تبلیغ عملی پوشش اسلامی شده است. در نقطه مقابل تجربه فوق، در ایران شاهد آثار زیانبار راهبرد «یا روسری یا توسری» هستیم که در کنار بی‌کفایتی مدیریتی و عدم حل مشکلات اصلی جامعه، هنجارهای اسلامی روز به روز ضعیف‌تر می‌شود. لطفاً از شعار فوق ناراحت نشوید و طرح آن را ناشی از فضاسازی ندانید. واقعیت کاری که ارکان حکومت و به ویژه پلیس می‌کند جز این نیست،‌ هست؟ با کمال تأسف باید گفت که ما با تصمیمات و رفتار غلط خویش و فساد حکومتی از یک سو و نقض حقوق شهروندان از سوی دیگر به اندیشه، گرایش‌ها،‌ هنجارها و حتی شعائر دینی لطمه زده‌ایم. به گونه‌ای که موج اسلام‌گریزی در نسل جدید، در تاریخ ایران بی‌سابقه است. مرحوم پدرتان می‌فرمود چالشی که اسلام در ایران صدر مشروطه با آن مواجه شد،‌ در طول عمر ۱۳۰۰ ساله‌اش بی‌مانند بود. به اعتقاد من چالشی که اسلام در میهن ما پس از تشکیل جمهوری اسلامی با آن مواجه شده است، به مراتب جدی‌تر و عمیق‌تر از عصر مشروطه است. چرا که بسیاری از نارسایی‌های حکومتی به نام اسلام ثبت می‌شود. در چنین فضایی تأکید بر حفظ ظواهر دینی ممکن است اندکی آرامش وجدان به ما ‌دهد، اما هرگز از ژرفای فاجعه در حال وقوع نمی‌کاهد. بر این اساس می‌گویم با این‌که بی‌حجابی از نظر ما مقبول نیست، اما بدتر از آن اجباری کردن حجاب است، آن هم در زمانی که ایرانیان گرفتار مشکلات اقتصادی و اجتماعی فراوانی هستند و حقوق اساسی آنان نیز به شکل گسترده‌ای نقض می‌شود.</p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>جناب آقای دکتر مطهری </strong></p>
<p>محله بدنام تهران محله فاسدی بود ولی تخریب آن بدون ارائه طرحی برای جایگزینی، نه تنها روسپی‌گری را از بین نبرد بلکه همه شهر را آلوده کرد. در سال ۱۳۶۳ هنگامی که وزارت کشور در صدد تخریب محله فوق برآمد، آیت‌الله منتظری در دیدار با وزیر کشور و استانداران وقت از ایشان پرسید که برای بعد از ویرانی آن چه فکری کرده‌اید؟ وقتی متوجه شد مقصود تنها تخریب آن محله بدون هیچ طرح جایگزینی است،‌ با اقدام فوق مخالفت کرد و گفت: این محله فاسد است اما تخریب آن بدون طرحی جایگزین بدتر است. به گفته یکی از حاضران در جلسه آن مرحوم تصریح کرد: اگر در حال حاضر «دفع افسد به فاسد» یک مصداق داشته باشد، همین محله بدنام تهران است. وجودش فاسد اما ویرانی‌اش بدون آنکه طرح جدید و بهتری ارائه شود، افسد، یعنی فاسدتر است. چند سال بعد محله فوق را تخریب کردند،‌ اما آیا تن‌فروشی از بین رفت یا حتی مهار شد؟ امروز وضع چگونه است؟ آیا جز این است که تن‌فروشی در سراسر شهر پخش شده است و انواع بیماری‌های مقاربتی به همراه ناهنجاری‌های بدتر و پلیدتر از همه اعتیاد خانمان‌سوز در تهران و در واقع همه جای ایران بیداد می‌کند؟ البته ممکن است به علت آن‌که بیماران یا معتادان در دید ما نیستند،‌ توجه هر روزه ما را به خود جلب نکنند (مانند بد‌حجابی نباشد که هر روز در کوچه و خیابان با آن مواجه می‌شویم)، اما آیا ندیدن ما چیزی از وسعت و ژرفای فاجعه می‌کاهد؟ بر این اساس سؤال صحیح را آن نمی‌دانم که جنابعالی مطرح می‌کنید، بلکه باید بپرسیم با وجود آزاد بودن حجاب،‌ چه برنامه و اقدامی لازم است تا حتی‌‌الامکان از مزایای پوشش اسلامی بهره‌مند شویم و از مضار آن بر کنار بمانیم؟ همچنان که سؤال صحیح درباره ماهواره و اینترنت به روش فوق است. زیرا هر چه از مضار آن‌ها بگویید با این امید که بتوانید با زور پلیس مانع ورود آن‌ها به خانه هموطنان خویش شوید، سیاست شکست‌خورده‌ای است.</p>
<p>شک نکنید که به زودی بدون دیش‌های بزرگ هم می‌توان شبکه‌های ماهواره‌ای را دریافت کرد. در هر حال مقابله پلیسی با ماهواره ممکن و مفید نیست. در عوض باید خود را در فضای رقابت و تنوع ببینیم و راه‌حل‌هایی متناسب با این جو ارائه کنیم. قبلاً هم گفته‌ام <strong>تقدیر بشر در عصر غیبت، سکولاریزم نیست بلکه پلورالیزم است. یعنی مشارکت و رقابت آزاد در همه زمینه‌ها از عرصه سیاست تا قلمرو فرهنگ و ادب و هنر، از حوزه دین تا پهنه اقتصاد.</strong></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>می‌دانم که ما مسلمانان قرن‌های متمادی حیات خویش را با حکومت استبدادی سپری کرده‌ایم و با فرهنگ استبدادی خو گرفته‌ایم. اکنون نوبت آن است که خود را آماده زندگی در فضایی دموکراتیک کنیم. این نحوه زیست برایمان جدید است و دشوار، ولی اگر امنیت، احترام و آزادی می‌خواهیم باید به مخالفان خود احترام بگذاریم و امنیت و آزادی آن‌ها را به رسمیت بشناسیم.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>جناب آقای علی مطهری</strong></p>
<p>در پاسخ سؤال‌ من که چرا مرجعیت شیعه در عراق، حماس در فلسطین و حزب‌الله در لبنان خواهان اجباری شدن حجاب نیستند، فرموده‌اید: «<em>این‌ها قیاس مع‌الفارق است. هیچ کدام از این‌ها حکومت اسلامی به پا نکردند. شرایط عراق، فلسطین و لبنان با ایران متفاوت است. در عراق بخش مهمی از جامعه اهل سنت است و تحت ولایت آیت‌الله سیستانی نیستند. حماس نیز ادعای حکومت اسلامی ندارد. جامعه لبنان نیز مرکب است از شیعه و سنی و مسیحی و متأثر از فرهنگ اروپایی است و حزب‌الله نیز حکومت اسلامی تشکیل نداده است. اتفاقاً موارد ناهنجار بی‌حجابی در منطقه شیعه‌نشین بیروت که من از نزدیک شاهد بودم مایه سرشکستگی است و باید اصلاح شود نه این‌که بگوییم ما هم باید همان‌طور بشویم.</em>» درباره این بخش از نوشته جنابعالی که هم مهم است و هم مایه تعجب،‌ سه نکته عرض می‌کنم:</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>اول آن‌که واجب بودن حجاب یک مسأله شیعی یا اختلافی نیست که بتوان گفت به علت آن‌که درصد قابل توجهی از مردم عراق اهل سنت هستند و تحت ولایت آیت‌الله سیستانی قرار ندارند، پس ایشان نمی‌تواند آن را اجباری کند. مگر من پرسیده بودم که چرا در قانون اساسی عراق «ولایت فقیه» به عنوان رهبر و مقام مافوق سه قوه درج نشده است؟ تا جواب دهید بخش مهمی از عراقی‌ها اهل سنت هستند. اتفاقاً تنها گروهی که پس از تأسیس جمهوری اسلامی ایران از اجباری کردن حجاب دفاع ‌کرده، طالبان افغانستان است که نه تنها سنی هستند، بلکه گرایش‌های شدید ضد شیعی و ضد ایرانی دارند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>بنابراین علت الزامی نکردن روسری در عراق،‌ وجود اقلیت اهل سنت نیست. بی‌توجهی علمای عراق به حکم شرع نیز نیست. علت آن است که اکثریت قاطع علمای عراقی اجباری کردن حجاب را به مصلحت نمی‌دانند و البته اقدام خویش را خلاف شرع ارزیابی نمی‌کنند. در عین حال اسلام را به رابطه فرد با خدا تقلیل نمی‌دهند. آنان از پوشش اسلامی دفاع و آن را ترویج می‌کنند، ولی مخالف اجباری شدن آن هستند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>دوم آن‌که اعتراف کرده‌اید هیچ کدام از اشخاص و احزاب یاد شده خواهان تشکیل حکومت اسلامی نیستند. سؤال مهم این است،‌ چرا؟ بعید است جنابعالی در تقید و تعهد آنان به اسلام اندکی تردید داشته باشید یا اسلامشان را فردی بدانید و خودشان را بی‌اعتقاد به احکام شرعی بخوانید. بسیار مایلم بدانم تحلیل شما در این زمینه چیست و چرا آنان اقدام به تأسیس حکومت اسلامی نمی‌کنند؟ اگر به این پرسش پاسخ صریح دهید، می‌توان روش مراجع ثلاث در نجف اشرف در جریان نهضت مشروطه یعنی مشی آقایان خراسانی و مازندرانی و تهرانی را بهتر درک کرد و فهمید که چرا آنان به جای مشروطه، حکومت اسلامی تشکیل ندادند؟ می‌دانید که همان زمان شیخ فضل‌الله نوری پرچم «حکومت مشروعه» یا «حکومت اسلامی» را برافراشته بود. مراجع ثلاث نه تنها با حرکت مرحوم نوری همراهی نکردند، که قاطعانه در برابر وی ایستادند و از «مشروطه» دفاع کردند. چرا؟</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>سوم آن‌که چنانچه علما و مراجع در عراق که اکثریت سکنه آن را شیعیان تشکیل می‌دهند، تشکیل حکومت اسلامی و اجباری کردن حجاب را ممکن یا به مصلحت نمی‌دانند و اگر حزب‌الله در لبنان و حماس در فلسطین که مسلمانانی عامل و مجاهد بوده و ضد صهیونیست‌ترین احزاب مسلمان به شمار می‌روند و بیشترین قرابت سیاسی را با جمهوری اسلامی ایران دارند، درصدد ایجاد حکومت اسلامی و الزامی کردن احکام شرع نیستند، انتظار دارید روش حکومتی ما،‌ از جمله در الزامی کردن پوشش اسلامی مورد پسند و پیروی کدام کشور در جهان قرار گیرد؟ جواب به سؤال‌های فوق این موضوع را توضیح می‌دهد‌ که چرا مدل مختار مردم منطقه در دوره قیام کنونی (بهار عربی) ترکیه است. کشوری که دموکرات- مسلمانانش در دهه اخیر توانسته‌اند اسلام را با دموکراسی سازگار کنند و بدون انحصارطلبی و تمامت‌خواهی، البته تاکنون و امیدوارم برای همیشه،‌ از حقوق و آزادی‌های شهروندان خود مانند آزادی رسانه، احزاب، اتحادیه‌ها،‌ تجمع‌ها و انتخابات دفاع کنند. ‌در عین حال  ترکیه را در مسیر پیشرفت اقتصادی قرار دهند و سبک آزاد زندگی را برای شهروندان خود به رسمیت بشناسند و به رقابت آزاد و سالم با احزاب سکولار یا قوم‌گرا بپردازند. حتماً انتظار ندارید در دوره‌ای که مداحان جای متفکران قوم نشسته‌اند، ایران الگوی جهانیان یا حتی مسلمانان شود؟</p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>جناب آقای دکتر مطهری</strong></p>
<p>پیامد منفی الزامی کردن حجاب تنها آن نیست که اعتراض مخالفان اجبار را در اغلب موارد به مخالفت با اصل حجاب و نفی آن تسری می‌دهد و دعوت به آزادی حجاب را با تبلیغ بی‌حجابی همراه می‌کند (عکس ترکیه که شعار و خواست &#8220;آزادی پوشش&#8221; مسلمان‌ها ‌به علت منع روسری،‌ تبلیغ پوشش اسلامی محسوب می‌شود). اجباری کردن حجاب شرایط نامطلوبی را بویژه برای دختران تحصیلکرده‌ای به وجود می‌آورد که پوشش اسلامی را آگاهانه و داوطلبانه برمی‌گزینند. انتخاب فوق در معرض این سوء تعبیر قرار دارد که آنان از ترس پلیس یا از روی فرصت‌طلبی و برای نزدیکی به نهادهای حکومتی، پوشش اسلامی را رعایت می‌کنند. تصور می‌کنم که جنابعالی نیز قبول دارید که جوان مسلمان در شرایط آزاد، همدلانه‌تر و جذاب‌تر می‌تواند از حجاب دفاع کند و دوستان خود را به پذیرش آن فرا بخواند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>در حقیقت ترویج یک رفتار نیک یا زیبا، وقتی توسط حکومت به زور بر شهروندان تحمیل می‌شود، اگر ناممکن نشود،‌ بسیار دشوار خواهد شد. در عصر ما &#8220;تحمیل&#8221; با &#8220;تحقیر&#8221; ‌و &#8220;توهین به اراده آزاد انسان&#8221; مساوی است. چنانچه زور و اجبار حکومت با بی‌کفایتی دولت در حل نیازهای فردی شهروندان مانند اشتغال، مسکن،‌ تحصیل، بهداشت و تغذیه و عدم دستیابی به مطالب ملی از قبیل پیشرفت علمی، فنی و اقتصادی کشور توأم شود، وضعیت غیر قابل تحمل می‌شود. در چنین شرایطی،‌ اگر دین به جای رهایی‌بخشی و دفاع از حقوق انسان‌ها، به خدمت انسداد و اختناق درآید و توجیه‌گر بی‌لیاقتی و فساد حکومتی شود، فاجعه رخ می‌دهد و پدیده خطرناکی شکل می‌گیرد که از بسیاری از منکرات عصر زشت‌تر است. افشای این منکر و دعوت مردم به پرهیز از آن وظیفه هر مسلمان آگاه است. تنها دلیلی که می‌تواند نهی از منکر عملی را منتفی کند،‌ احتمال وقوع وضعیت بدتر و خطرناک‌تر، یعنی بروز ناامنی و هرج و مرج گسترده و خانمانسوز است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>تأمل در تاریخ انقلاب اسلامی و دوران تدارک فکری و فرهنگی برای انقلاب نشان می‌دهد که گرایش اقشار جوان به حجاب مدیون رواج یک سلسله گفتمان‌های آزادیخواهانه بوده است و اگر امروز هم بخواهیم حجاب رایج شود و تبدیل به یک سمبل ارزشی طبقه متوسط گردد، باید از همان راه، البته متناسب با مقتضیات زمانه‌ عبور کرد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>در این باره مقاله‌های انتقادی فمینیست‌های ایرانی که به چند و چون و علل حجاب‌گرایی زنان جوان در سال‌های قبل از انقلاب نشسته‌اند، عبرت‌آموز است. آن‌ها می‌گویند «کتاب فاطمه، فاطمه است» و گفتمان‌های آزادیخواهانه اسلام سیاسی بود که طیف وسیعی از اقشار شهری را به حجاب سوق داد و طیف دیگری از اقشار مدرن بی‌حجاب شهری را به همدلی و همسویی گفتمانی با زنان محجبه کشاند. تأمل در شیوه‌های تبلیغاتی و ادبیات سیاسی روشنفکران دینی آن دوره نشان می‌دهد که این بزرگان عمدتاً بیش از آن که به خود حجاب به عنوان یک حکم شرعی بپردازند و حتی بیش از آن‌که حجاب را به طور مستقیم تبلیغ کنند، کاری کردند که زن محجبه برچسب «امّل» و «ارتجاعی» را از حوزه پوشش اسلامی دور کند و هویت و فردیت مدرن را با حجاب جمع کند. تأمل بیشتر در متون انتقادی و خودانتقادی فمینیست‌های وطنی نشان می‌دهد که حجاب در سال‌های پیش از انقلاب و بویژه در آستانه انقلاب اسلامی فقط یک پوشش ساده و یک امر فقهی نبود، بلکه تبدیل به یک «نماد» و «سمبل» ترقی شده بود. چیزی نظیر همان پدیده‌ای که در ترکیه امروز با آن مواجهیم. در ترکیه نیز بسیاری از زنان لیبرال، سکولار و حتی بی‌خدا و کمونیست به دفاع از حق پوشش خواهران محجبه خود به عنوان یک سمبل حقوق بشری و «سمبل مقاومت» در مقابل تجدد آمرانه آتاتورکی پرداخته‌اند. تجربه آن روز ایران و ترکیه امروز نشان می‌دهد که حجاب، آن گاه می‌تواند گسترش یابد یا مورد حمایت و حفاظت قرار گیرد که نه فقط محجبه‌ها، بلکه بی‌حجاب‌ها را هم به نوعی با خود همراه سازد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>اگر بخواهیم از سخن استاد مطهری وام بگیریم، باید بگوییم امر به معروف و نهی از منکر آن گاه درباره حجاب موفق خواهد شد که یک «جنبش» به هواداری از حجاب راه بیفتد. جنبشی که بی‌حجاب‌های هوادار حقوق محجبه‌ها نیز بخشی از آن هستند. تفاوت نگرشی ما به مسأله آزادی پوشش با نحوه نگرش امثال آقای احمدی‌نژاد در همین جا مشخص می‌شود. آن‌ها به این موضوع به شکل ابزاری نگاه می‌کنند، اما اصلاح‌طلبان بر اساس کارنامه موفق پیش از انقلاب و تجربه هویت‌یابی زن مسلمان در جوامع اروپایی و تجربه مقاومت روشنفکرانه زنان محجبه ترکیه و نظام‌های سکولار افراطی (مثل تونس و تا حدودی الجزایر) و جمع‌بندی تجارب جنبش‌های فمینیستی به این نتیجه رسیده‌اند که باید محیط عملیاتی مساعدی برای بانوان باحجاب به وجود آورد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>جناب دکتر علی مطهری</strong></p>
<p>مستحضرید که بشریت پس از تلاش‌های فراوان، سرانجام توانست بر دوگانه «استبداد یا فتنه» فائق آید و دیکتاتوری را پشت سر گذارد، بدون آن‌که گرفتار هرج و مرج شود. به طوری که اکنون کمتر فردی با این ایده موافق است که راه مقابله با فتنه و هرج و مرج، تحمل و توجیه استبداد است. در چنین دنیایی ارائه دوگانه «روسری اجباری» یا «عریانی و جنایتکاری» فاقد وجاهت است. به خصوص آن‌که در نوع جوامع اسلامی که حجاب آزاد است، «برهنگی» انتخاب نخست زنان و «عقده‌ای شدن» گزینه اول مردان نیست. به عکس، با وجود کوشش فراوان بسیاری از حکومت‌ها برای ترویج بی‌حجابی و حتی گسترش بی‌بند و باری، زنان مصری، سوری، ترکیه‌ای، اردنی و &#8230; داوطلبانه و آگاهانه به اسلام و هنجارها و شعائرش رو آورده‌اند. حتی در بسیاری از جوامع غربی نیز پوشش اسلامی رو به گسترش است. اگر دموکراسی و حق تعیین سرنوشت هر ملت به دست خود توانسته است بر دیکتاتوری و تحمیل و تحقیر از یک سو و هرج و مرج و نزاع‌های خونین داخلی از سوی دیگر غلبه کند، به یقین حق انتخاب پوشش و سبک زندگی آزاد نیز خواهد توانست بر «روسری اجباری» از یک طرف و «بی‌بند و باری و بی‌عفتی» از طرف دیگر پیروز شود. مگر انقلاب اسلامی در سه دهه پیش و بهار عربی در حال حاضر مولود چنین تفوقی نیستند؟ پس از چه می‌ترسیم؟</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>خوشبختانه خود اعتراف کرده‌اید که در صورت آزادی حجاب اتفاق عجیب و غریبی رخ نخواهد داد و ایران اروپا نخواهد شد. به باور من البته در ابتدا شاهد تفریط عده‌ای خواهیم بود که جواب افراط فعلی دست‌اندرکاران است. اما پس از مدتی وضعیت در ایران نیز مانند اوضاع حجاب در اغلب کشورهای اسلامی از قبیل ترکیه، مصر، سوریه، مالزی، پاکستان و&#8230; خواهد شد. مستحضرید که جامعه ما به تدریج به سمت پیر شدن حرکت می‌کند. اما در حال حاضر جامعه جوانی است. با وجود این سیاست‌ها و برنامه‌های کنونی بیشتر به کار پیران می‌آید تا جوانان. در هر حال نیازهای نسل جوان صرفاً با دعاهای کمیل و ندبه و سمات و با حضور در مساجد و نمازهای جمعه و اعتکاف‌های سراسری برطرف نمی‌شود. علاوه بر این‌ها جوان شادی و نشاط و اشتغال و امید و احترام هم می‌خواهد. حتی انتخاب و مشارکت در همه عرصه‌ها را نیز طالب است. عقل سلیم حکم می‌کند حق انتخاب این نسل را به رسمیت بشناسیم و به خواست‌های موجه و معقول آنان تمکین کنیم تا جوانان نیز متقابلاً به عقاید و ارزش‌های نسل انقلاب و نیز سبک زندگی‌ آنان احترام گذارند و گسست بین نسلی موجب نشود که نسل جوان بی‌هویت و سرگشته،‌ یک بار دیگر از نقطه صفر آغاز کند و ایران و ایرانی باز هم عقب بماند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>جناب آقای دکتر مطهری</strong></p>
<p>با هر نگرش به حکومت و اختیارات و وظایف آن،‌ عقل و تجربه ثابت می‌کند سیاست‌گزاری و برنامه‌ریزی در تحلیل نهایی، یعنی اولویت دادن به تصمیم‌ها و خواست‌های خاص و کنار گذاردن برخی تقاضاها و پروژه‌های مطلوب اما غیر ضرور یا غیر فوری دیگر. با امکانات محدود مالی، انسانی، ابزاری و سرزمینی نمی‌توان همه انتظارات و نیازها را در کوتاه مدت برآورده کرد. به همین دلیل برنامه‌ریزی به معنای فهرست کردن هر آنچه خوب و مفید و حتی لازم است، نیست. فهرست کردن همه نیازها و تلاش برای برطرف کردن تمام آن‌ها در کوتاه‌مدت نشانه نداشتن برنامه و تجربه است و نتیجه چنین شیوه‌ای واگذاری امور اصلی و ترک وظایف لازم و اولویت دادن به مسائل فرعی و اقدام‌های غیر ضروری است. سرانجام نیز پروژه‌های نیمه‌ تمام زیادی در دست دولت می‌ماند. چنین روشی به معنای بهره بردن از امکانات، ثروت‌ها و فرصت‌ها نیست. هدر دادن آن‌ها و تبدیل فرصت‌ها به تهدید است. به بیان ساده توجه دولتمردان به دسته‌ای از مسائل،‌ عملاً به معنای غفلت و بی‌اعتنایی به گروهی از مسائل دیگر است و تفاوت نگرش‌ها، سیاست‌ها و برنامه‌های سیاستمداران با یکدیگر و در سطح بالاتر فرق هر حزب و گروه و جناح با رقیب خود در انتخاب این اولویت‌ها و حذف موضوعات غیر ضرور است. بر این اساس می‌پرسم آیا توجه اصولگراها در سه دهه گذشته به روسری، به اندازه توجه آن‌ها به موضوعاتی مانند اعتیاد، طلاق، تجاوز به عنف، خشونت‌ورزی، فرار از خانه، فرار مغزها و سرمایه‌ها از کشور و &#8230; از یک سو و گسترش دورویی، دروغگویی، ظاهرسازی و نفاق بوده است؟ آیا ضایعات و تلفات گسترده حمل و نقل و ترافیک جاده‌ها و نیز عدم رعایت بهداشت عمومی که تأمین آن وظیفه اولیه هر حکومتی است، به اندازه روسری توجه آنان را به خود جلب کرده است؟ آیا وضعیت آموزش و پرورش و دانشگاه‌ها و مخاطرات خانمان‌سوزی که جوانان تحصیلکرده را تهدید می‌کنند، به اندازه پوشش اسلامی دختران و جلوگیری از نگاه نامحرم به آنان، فکر و انرژی جناح اصولگرا را به خود مشغول داشته است؟ از آلودگی هوا و امنیت در برابر زلزله در پایتخت و نیز بیکاری و تورم و گرانی در سطح ملی نمی‌پرسم، ولی نمی‌توانم از بی‌توجهی به سیاست‌های توسعه‌ای و عقب‌ماندگی کشور در زمینه‌های گوناگون در قیاس با همسایگان سؤال نکنم و نپرسم که در دهه چهارم استقرار جمهوری اسلامی، مردم و میهن در چه وضعیتی به سر می‌برند؟ مگر بزرگترین حقی که رهبر فقید انقلاب بر آن تکیه داشت حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش نبود؟ صرف‌نظر از معدودی از اصولگراها،‌ از جمله جنابعالی که از مدافعان حقوق و آزادی های اساسی مردم هستند، جناح متبوع شما چه میزان در این باره تلاش کرده و به دولت و دیگر مقامات مسئول تذکر داده‌ است؟ آیا در قیاس با حجاب زنان که آن را مطلوب می‌خوانید، به انحلال احزاب، توقیف مطبوعات، دخالت نظامیان در انتخابات، عدم مجوز برپایی اجتماع منتقدان و&#8230; حساسیت نشان داده است؟</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>جناب آقای دکتر مطهری</strong></p>
<p>شک ندارم که محرک جنابعالی در دفاع از راهبرد اجباری کردن پوشش اسلامی،‌ اسلام‌خواهی است. اگرچه آن را با اندیشه و مشی استاد مطهری و واقعیات جامعه و جهان معاصر مطابق نمی‌بینم. در عین حال شک ندارم که انگیزه غالب مقامات مدافع سیاست فوق، تعلق خاطرشان به فقه و فقاهت نیست. حفظ موقعیت خویش و استمرار بخشیدن به فضای بسته کنونی به نام دین است. دلیل آن سکوت و حتی تأیید ایشان از اموری است که شرع به آن‌ها راضی نیست، اما آنان به دلایل سیاسی و برای حفظ قدرت خویش به راحتی از چنان امور و مواردی عبور می‌کنند. جای دوری نرویم، به فراز و نشیب موضعگیری این افراد در مسأله تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها توجه کنید. حتماً فراموش نکرده‌اید که مقامات مدافع آن طرح چگونه در حمایت از تفکیک گریبان چاک می‌کردند و از ضرورت اجرای حکم اسلامی سخن می‌گفتند و اینکه نباید به خاطر دنیای دیگران،‌ آخرت خویش را خراب کنند. اما به محض صدور نامه آقای احمدی‌‌نژاد به وزرای مربوطه،‌ که حداکثر دستوری اداری بود و در هر حال فاقد حجت شرعی، ادعاهای اسلام‌خواهی‌شان را فراموش کردند و در تلاش برای نفی تفکیک بر یکدیگر سبقت گرفتند و به روی خود نیاوردند که فقط چند روز پیش از آن حتی اصطلاح «تفکیک جنسیتی» را وارداتی و ساخته و پرداخته اپوزیسیون خارج‌نشین و صدای فارسی رادیو آمریکا خوانده بودند! به شما عرض می‌کنم که در سطح بالاتر نیز قضیه همین است و سرانجام تفاوت ماهوی نخواهد دید. در حال حاضر چاقوی اسلام خواهی در ایران و منطقه به آن دلیل تیز می‌شود تا انسداد و فساد و بی‌کفایتی در اداره کشور و علل واقعی عقب‌ماندگی، فقر، جهل، خرافه و استبداد را لاپوشانی کنند. اگر حاکمان کارنامه قابل قبولی در حل مشکلات معیشتی (بیکاری، گرانی، ‌رکود و &#8230;)، توسعه همه‌جانبه اقتصادی، علمی و فنی و تأمین حقوق و آزادی‌های اساسی هموطنان خود نداشته باشند و ناهنجاری‌ها و بزه‌های اجتماعی رو به گسترش، جایی برای فخر فروشی در عرصه فرهنگ و اخلاق جامعه باقی نگذارد، آیا مفری جز اسلام‌پناهی و ظاهرسازی پیدا خواهند کرد؟ افتخار چنین حاکمانی در این خلاصه می‌شود که ما مشروب‌فروشی‌ها را بستیم، حجاب اسلامی را اجباری کردیم و هرگونه تظاهر به روزه‌خواری توسط پلیس سرکوب می‌شود. این‌که در زیر پوست این جامعه چه می‌گذرد، برایشان اهمیت ندارد. توصیه برادرانه من به شما این است که از سطح ظواهر عبور کنید و به آنچه به راستی «مصلحت فرد و جامعه ایرانی» است برسید و نتایج آن را منعکس کنید. مهم نیست در چه جایگاهی باشید، سخن حق راه خود را باز خواهد کرد. اسلام را نیز چنین تلاش‌هایی حفظ کرده و زنده نگه داشته است.</p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>جناب آقای علی مطهری</strong></p>
<p>اسلام بر خلاف برخی مکاتب در باورهای قلبی مردم خلاصه نمی‌شود. اسلام در ایران ملاط همبستگی و انسجام اجتماعی، روح و جانمایه فرهنگ و ادب و هنر ملی، یکی از مهم‌‌ترین عناصرهویت‌ فردی و ملی و حتی جهانی و نیز حلقه وصل اقوام ایرانی از ترک و کرد و لر و عرب و بلوچ و ترکمن و فارس با یکدیگر است. همچنین بزرگترین پشتوانه اخلاق فردی و جمعی مسلمانان محسوب می‌شود. باور به خداوند و قیامت، در بسیاری موارد مؤثرتر از ترس از مجازات‌های دنیوی بوده و بهتر توانسته است مانع بروز یا گسترش بسیاری از ناهنجاری‌ها و بزه‌های اجتماعی شود. افزون بر آن‌ اسلام بزرگترین تعدیل‌گر و مهار کننده فردگرایی خودخواهانه و نفع‌طلبانه مسلمانان بوده است. روحانیت نیز در ایران متکا و ملجأ و محرم راز مردم بوده و همواره از حقوق آنان دفاع کرده است. من استمرار چنین نقش و حفظ چنین جایگاهی را علاوه بر تکلیف الهی،‌ وظیفه‌ای ملی می‌دانم و تضعیف اسلام و روحانیت را در شرایط کنونی فاجعه‌آمیز ارزیابی می‌کنم. در عین حال معتقدم هیچ چیز به اندازه استبداد به نام دین و تحمیل خشونت‌بار احکام فقهی به مردم و توجیه بی‌‌کفایتی‌های مدیریتی به نام دین، به اسلام و روحانیت آسیب نمی‌رساند و پایه‌های اعتقادی مردم را سست نمی‌کند. به این روند باید پایان داد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>منتظر جوابیه شما می‌مانم تا گفت‌وگوی ما تداوم یابد و نسل جوان هر چه آگاهانه‌تر مسیر و سبک زندگی خود را انتخاب کند.</p>
<p>ایام عزت مستدام</p>
<p>با احترام</p>
<p>سید مصطفی تاج‌زاده</p>
<p>اوین- آبانماه ۱۳۹۰            ‌</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.tahavolesabz.net/item/42853/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گویی سایه‌ سیاه ستم و سرکوب  کنار رفتنی نیست</title>
		<link>http://www.tahavolesabz.net/item/42847</link>
		<comments>http://www.tahavolesabz.net/item/42847#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 03 Jan 2012 17:57:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Editor01</dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[اخبار ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[ابوالفضل قدیانی]]></category>
		<category><![CDATA[سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.tahavolesabz.net/?p=42847</guid>
		<description><![CDATA[ادامه‌ی این خودسری‌ها و بی‌دادها و بی‌پروایی‌ها و حق‌کشی‌ها و اصرار بر ظلم و سرکوب و اختناق، حاکمیّت را به بیراهه‌ی بی‌بازگشتی خواهد کشاند که فرجام آن نه سکوت و تن در دادن ملّت، بلکه فریاد خشم و اعتراضی دوباره خواهد بود.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران با محکوم کردن  بی‌دادگاه ابوالفضل قدیانی، بر آزادی هر چه سریع‌تر این آزاده‌ی سرو قامت، تأکید دارد. همچنین حاکمان را نسبت به عواقب سوء ادامه‌ی روند فزاینده‌ی نقض حقوق بشر و آزادی‌های اساسی ملّت که موجب هزینه‌های سنگین و غیر قابل جبران شده است، انذار می‌دهد.</p>
<p>در بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که در وبسایت امروز منتشر شد آمده است: ادامه‌ی این خودسری‌ها و بی‌دادها و بی‌پروایی‌ها و حق‌کشی‌ها و اصرار بر ظلم و سرکوب و اختناق، حاکمیّت را به بیراهه‌ی بی‌بازگشتی خواهد کشاند که فرجام آن نه سکوت و تن در دادن ملّت، بلکه فریاد خشم و اعتراضی دوباره خواهد بود.</p>
<p>ابوالفضل قدیانی عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در نامه ای به رهبری از وی بعنوان منشا همه مظالم نام برده است. در این نامه نوشته است:خودکامگی ام المفاسد است و این عمده فسادی است که یک کشور را به قهقرا و نگونبختی می کشاند.</p>
<p>وی تصریح کرده است: اعمال استبدادی و خودکامگی از سوی جنابعالی، نظام بر آمده از انقلاب اسلامی را به فرسودگی و آستانه فروپاشی کشانده است، اگر در پی راه و علاج هستید چاره کار در تغییرساختار ریاستی به پارلمانی و یا تغییرات صوری دگر نیست، بلکه علاج کار در این کشور در آن است که جنابعالی از این قدرت دست کشیده، عشق به قدرت را از دل بیرون کنید و از سرراه این ملت مظلوم و جمهوری اسلامی کنار روید.</p>
<p>متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:</p>
<p>الَّذِینَ آمَنُوا وَلَمْ یَلْبِسُوا إِیمَانَهُم بِظُلْمٍ أُولَـٰئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ انعام، ۸۲</p>
<p>آنانی که ایمان آورده و ایمان خود را به ستمی نیالودند، ایمنی از آنِ آن‌هاست و همانان هدایت‌یافتگانند.</p>
<p>سایه‌ی سیاه ستم و سرکوب و سلب حقوق، به سان بختکی گویی کنار رفتنی نیست و خزان بی عدالتی را انگاری بهاری نیست. هر روز بارانی اسیدی در این خزان سیاه، سایه‌ی سپید امید را پس می‌زند و سفیدی برف زمستان هم، از کدورت آن نمی‌کاهد. زندان‌ها مملو از روزنامه‌نگاران، دانشجویان و اساتید دانشگاه گردیده است و اختلاس‌گران و رمّالان، آزادانه به سیاست‌ورزی و عدالت‌پروری- البته به شیوه‌ی خود- مشغول اند. وطن مصداق جامعه‌ی جاهلی شده است که به تعبیر مولای متّقیان سرزمینی است که آگاهی در آن محبوس است و جهل و جور، بر-صدر-نشسته (بأرض عالمها ملجم و جاهلما مکرم). صدور احکام سنگین علیه منتقدان، اساتید دانشگاه، دانشجویان و مبارزان انقلاب و همچنین شکستن رکورد بیشترین زندانی سیاسی روزنامه‌نگار، بزرگترین افتخار قوه‌ی قضائیه است و طرفه این‌جاست که نماینده‌ی حقوق بشر جمهوری اسلامی، حکومت ایران را دموکراتیک‌ترین حکومت منطقه می‌نامد!</p>
<p>برادر ابوالفضل قدیانی، عضو شورای مرکزی مجاهدین انقلاب اسلامی، که چندین سال از بهترین سال‌های عنفوان جوانی را به همراه همسرش در زندان شاهنشاهی به امید ایرانی آزاد محبوس بوده است، بار دیگر به جرم واهی توهین به رهبریِ نظام، به سه سال حبس محکوم شده است. قدیانی-که محکومیت پیشین او در ماه گذشته به پایان رسیده بود- می‌بایست آزاد می‌شد ولی گویی صراحت، مقاومت و آزادگی او کابوسی است که اقتدارگرایان، مرهمی جز در بند کردن دوباره‌ی او برای آن نمی‌یابد.جرم قدیانی و قدیانی‌ها آن است که خودکامگی را امّ الخبائثی می‌دانند که کشور را به قهقرا و نگون‌بختی کشانده و مایه‌ی خفّت و خواری و نومیدی برای ایرانیان گشته است.</p>
<p>این احکام و رفتارهای مشابه حاکمیت در قبال زندانیان سیاسی محکی است از آزادی انتخابات پیش روی مجلس و اعتماد به نفس حاکمیت در برگزاری این انتخابات. همانطور که در شروط اصلاحطلبان برای حضور در انتخابات مجلس توسط سید محمد خاتمی مطرح شده بود، یکی از معیارهای برگزاری انتخابات آزاد، آزادی زندانیان سیاسی است که همچون قدیانی به جرم انتقاد از حاکمیت در زندان بسر می برند. حاکمیت با صدور این حکم نشان داد که همچنان در مسیر سرکوب گام بر می دارد و همانطور که قدیانی در نامه اخیر خود بدان اشاره کرده است “تحریم یکپارچه و فعال انتخابات مجلس نهم که انتخاباتی غیرقانونی است، … مجالی خواهد بود برای نشان دادن بی اعتباری و عدم مشروعیت نظام کنونی که نه جمهوری است و نه اسلامی”.</p>
<p>سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران (شاخه‌ی خارج از کشور) با محکوم کردن این بی‌دادگاه، بر آزادی هر چه سریع‌تر این آزاده‌ی سرو قامت، تأکید دارد. همچنین حاکمان را نسبت به عواقب سوء ادامه‌ی روند فزاینده‌ی نقض حقوق بشر و آزادی‌های اساسی ملّت که موجب هزینه‌های سنگین و غیر قابل جبران شده است، انذار می‌دهد.</p>
<p>ادامه‌ی این خودسری‌ها و بی‌دادها و بی‌پروایی‌ها و حق‌کشی‌ها و اصرار بر ظلم و سرکوب و اختناق، حاکمیّت را به بیراهه‌ی بی‌بازگشتی خواهد کشاند که فرجام آن نه سکوت و تن در دادن ملّت، بلکه فریاد خشم و اعتراضی دوباره خواهد بود.</p>
<p>سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بار دیگر تأکید می‌کند که برون‌رفت از وضعیّت بغرنج کنونی، راهی جز عدالت و آزادی- این دو اقلیم گمشده‌ی ایرانیان- ندارد.</p>
<p>حذر کنید ز باران دیده‌ی [مردم] / که قطره سیل شود چون به یکدگر پیوست</p>
<p>سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران (شاخه خارج کشور)</p>
<p>۱۲ دی ماه ۱۳۹۰</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.tahavolesabz.net/item/42847/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>این گزارش باز تولید ادعاهای ستاد کودتا است</title>
		<link>http://www.tahavolesabz.net/item/42824</link>
		<comments>http://www.tahavolesabz.net/item/42824#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 01 Jan 2012 21:41:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Editor01</dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[اخبار ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[اردشیر امیرارجمند]]></category>
		<category><![CDATA[شورای هماهنگی راه سبز امید]]></category>
		<category><![CDATA[کمیسیون اصل ۹۰ مجلس]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.tahavolesabz.net/?p=42824</guid>
		<description><![CDATA[کاری که انجام می دهند آستان بوسی فرعون است برای ماندن در قدرت هرچند کوتاه مدت. به دلیل اینکه دچار ضعف شدید شده و دیگر نمی توانند با حیله و نیرنگ و استفاده ابزاری از دین مردم را به صحنه بیاورند، پس چاره ای ندارند به غیر از اینکه نا امیدانه دوباره به دروغ های قبلی خودشان متوسل شوند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>گزارش یک سویه کمیسیون اصل ۹۰ مجلس پیرامون حوادث بعد از انتخابات ریاست  جمهوری سال ۸۸ واکنش های زیادی به همراه داشته است. این گزارش که روز  چهارشنبه هفتم دی ماه در صحن علنی مجلس قرائت شد، افراد و احزاب اصلاح‌طلب و  گروه‌های منتقد را به تلاش برای اجرای “کودتای مخملی” متهم کرده است. در  جای جای این گزارش اتهاماتی به میرحسین موسوی، مهدی کروبی، سیدمحمد خاتمی و  هاشمی رفسنجانی و بسیاری از چهره های نظام زده شده بود. گزارشی که امروز  دبیر کمیسیون اصل ۹۰ گفته بود قرائت آن در صحن عمومی کمیسیون تصویب نشده  بود و حالا معلوم نیست که با دستور چه کسی این گزارش از تریبون مجلس قرائت  شده است.</p>
<p><strong>دفاعیه موسوی و کروبی سندی خواهد بود بر افشای دروغ ها و فریب های جریان حاکم بر کشور</strong></p>
<p>سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید در گفتگو با کلمه، با اشاره به اینکه  کمیسون اصل نود دارای وظایف و اختیارات خاصی هست تاکید کرد: به نظر می رسد  ارایه این گزارش در چارچوب اختیارات و وظایف کمیسون اصل نود نبوده و از  نظر شکلی جای این تردید وجود دارد که مطابق با آیین نامه مجلس رفتار شده  باشد.</p>
<p>به گفته دکتر اردشیر امیرارجمند البته زمان بسیار طولانی هست که نهادهای  رسمی کشور هیچ توجهی به قانون ندارند و لذا جای تعجبی هم ندارد که مجلس که  باید جای وضع قانون و نظارت بر قانون باشد خود نیز از نهادهای تخلف کننده  از قانون باشد.</p>
<p>امیرارجمند در ادامه با تاکید بر اینکه از نظر ماهوی شاهدیم که مجلس  تبدیل به نهاد نهادینه کردن دروغ شده، افزود: آنچه که در گزارش کمیسیون اصل  نود آمده یک گزارش سراپا دروغ و حاوی افترا و تهمت و اتهامات اثبات نشده  است و علاوه بر آن هیچ گونه دلیل و مدرکی برای اثبات ادعا ها تا کنون ارایه  نشده است.</p>
<p>سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید با اشاره به اینکه اگر آقایان مدعی  هستند که مفاد این گزارش صحت دارد باید اجازه بدهند افرادی که در آن متهم  شده اند از خود دفاع کنند، تصریح کرد: آقایان موسوی و کروبی از افرادی  هستند که در این گزارش مورد اتهام قرار گرفته اند و با نقض همه‌ی فرایند  های قانونی و موازین حقوق بشر در زندان هستتد  باید اجازه داشته باشند که  از خود در یک دادگاه عادله به صورت آزادانه  دفاع کنند. اینکه چرا این  اجازه را نمی دهند واضح است، چون دفاعیه آنها سندی خواهد بود بر افشای دروغ  ها و فریب های جریان حاکم بر کشور.</p>
<p><strong>مدعی هستند که استوانه های انقلاب از اول خائن و وابسته بوده اند</strong></p>
<p>اردشیر امیرارجمند در این باره افزود: اگر بخواهیم این سند را تحلیل  کنیم، چیزی جز باز تولید ادعاهای ستاد محفلی و امنیتی که کودتا را در  انتخابات قبلی به نتیجه رسانده نمیابیم. این گزارش تقریبا باز تولید پاور  پوینتی است که مقامات امنیتی قبلا تهیه کرده بودند و برای اثبات آنها هم  هیچ دلیلی ارائه نشده بود.</p>
<p>اشاره امیرارجمند به سخنرانی سردار مشفق است که ادعا کرده بود اصلاح طلبان و منتقدان، در پوشش انتخابات قصد انقلاب مخملی  داشته اند.</p>
<p>به گفته ی وی خلاصه سخنان و اسنادی که در این مجموعه ارائه می شود این  است که عده ای از زمانی که امام بوده در ایران استوانه های انقلاب بودند و  الان مدعیان دروغین انقلاب کشف کرده اند که همه این افراد خائن هستند و از  اول وابسته بوده اند.</p>
<p>امیرارجمند ادامه داد آقای هاشمی رفسنجانی سال ها، بعد از امام نفر دوم   انقلاب و آقای موسوی در دوران جنگ نفر سوم نظام بوده اند و آقای کروبی از  امام احکام متعدد برای مسئولیت هایش گرفته بود اما مدعیان متهم کننده‌ی  امروز در آن زمان از نظر شان و مرتبه انقلابی، با متهمان امروزی  فاصله‌ی  بسیار زیادی داشتند. وی تصریح کرد: حال با این ادعا ها این برداشت می شود  که همه ی این آقایان به خارج وابسته بودند و این تردید را به وجود می آورد  که اصل این انقلاب چه بوده است. بنا براین عمل اینان چیزی نیست جز تخریب  انقلاب  توسط انقلابی نمایان شیفته‌ قدرت و ثروت.</p>
<p>وی یادآور شد: افرادی که در آن دوران نیروهای دسته دهم هم حساب نمی شدند  و تنها کاری که بلد بودند مجیز گویی و مدح بوده و گاهی اوقات به صورت  افراطی مانع نقد منطقی هم می شدند، امروز شده اند از سردمداران انقلاب و در  همین حین بنیان ها و استوانه های انقلاب را متهم به خیانت و وابستگی می  کنند.</p>
<p><strong>کاری که انجام می دهند آستان بوسی فرعون است</strong></p>
<p>اردشیر امیر ارجمند در بخشی دیگر از گفتگوی خود با کلمه با اشاره به  اینکه در کشورهای دیگر وقتی یک رییس جمهور دوره ریاستش پایان می پذیرد مورد  احترام و تکریم فرار می گیرد، براش بنیادی درست می شود و مورد مشورت قرار  می گیرد و همچنان امین کشور محسوب میشود، گفت: اما در ایران شاهد هستیم که  رییس جمهوری مثل آقای خاتمی در زمانی که کشور دچار مشکلات جدی بوده، آمد و  موجب تغییر رفتار جامعه بین المللی نسبت به ایران و افزایش آبرو و حیثیت  جمهوری اسلامی ایران در دنیا شد، آن وقت این آقایان می آیند و به این ترتیب  سخیفانه ایشان را متهم به وابستگی میکنند.</p>
<p>سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید در ادامه با طرح این پرسش که آیا سفر  به خارج رییس جمهور سابق کشور جرم است؟ گفت: نمیدانم آیا واقعا خجالت نمی  کشند که چنین ادعایی می کنند؟ می گویند که اسناد مشخصی دارند. بسیار خب پس  اگر کسی منافع کشور را فروخته، رابطه داشته، در یک روز و ساعت و جای مشخصی  بوده است. اسناد آن را ارایه بکنند. آیا آقای خاتمی  وابسته به بیگانگان  است یا کسانی که در دالان های تاریک برای منافع حقیر خود درصدد معامله با  بیگانگان بوده و هستند؟ تخریب سرمایه  ای مانند آقای خاتمی آیا تقویت منافع  ملی است یا تضعیف آن؟  باید اضافه کنم که آقای خاتمی و دیگر همراهان جنبش  سبز تاکنون نه  عمل مغایر با قانون انجام داده اند و نه تشویق به آن کرده  اند. جرم واقعی آنها پافشاری و پایمردی بر حقوق حقه مردم است.</p>
<p>وی همچنین افزود: در رابطه با بنده گفتند که ایشان ارتباطات خارجی اینها  را برقرار می‌کرده. بسیار خب این در چه زمانی بوده؟ در زمانی که من در  ایران بودم؟ من در آن دوران در دانشگاه کار می‌کردم. دفتر، تلفن و تمام  ارتباطات من باز و شفاف و روشن و مورد شنود ۲۴ ساعته بوده است. اگر بنده  چنین کاری انجام داده باشم باید مدرکی وجود داشته باشد. من حاضر هستم که  بروم ایران و در یک دادگاه عادله محاکمه شوم و از خودم دفاع کنم.</p>
<p>امیرارجمند با بیان اینکه آقایان در وضعیت اسف باری قرار دارند، گفت:  کاری که انجام می دهند آستان بوسی فرعون است برای ماندن در قدرت هرچند  کوتاه مدت. به دلیل اینکه دچار ضعف شدید شده و دیگر نمی توانند با حیله و  نیرنگ و استفاده ابزاری از دین مردم را به صحنه بیاورند، پس چاره ای ندارند  به غیر از اینکه نا امیدانه دوباره به دروغ های قبلی خودشان متوسل شوند.</p>
<p><strong>روند های قانونی در کشور کلا مخدوش و بی معنا شده و حکومت قانونی وجود ندارد</strong></p>
<p>مشاور ارشد میرحسین موسوی با تاکید بر اینکه هیچ کس را نمی توان بدون  دلیل متهم کرد، خاطر نشان کرد: باید اجازه داده شود هر کس که در این گزارش  مورد اتهام قرار گرفته، از خودش دفاع کند. بر اساس این گزارش معلوم می شود  که حتی  مخترعین برق و تلفن و اینترنت نیز از دست اندرکاران انقلاب مخملی  بر ضد دیکتاتوری حاکم بر ایران هستند. کجاست اسناد مربوط به چمدان پر از  پول که از تریبون نماز جمعه از زبان امامان جمعه بی اخلاق و بی عدالت ادعا  شده بود؟ آیا نباید در شرایط حاضر تمام کسانی که متهم هستند باید دارای  امکان دفاع از خود باشند.</p>
<p><strong>به قرائتی از اسلام که  عدالت و انسانیت در آن جایی نداشته باشد کافریم</strong></p>
<p>امیرارجمند با اشاره به سخنان یکی از روحانیون حکومتی که جایگاه مرکزی  عدالت و انسانیت و آزادی را در دین انکار کرده بود و تنها ولایت فقیه را  گوهر دین دانسته بود تاکید کرد: ما به آن قرائت از اسلام  و دین که در آن  جایی برای آزادی و عدالت و انسانیت نباشد کافریم. خلاصه کردن اسلام در  ولایت فقیه و آن هم در ولی فقیه و  انکار آزادی و انسانیت و عدالت در اسلام  چیزی جز ظلم آشکار به این دین رحمانی نیست.</p>
<p>وی ادامه داد: آقای موسوی و کروبی را در زندان قرار دادند و آقای طائب  ادعا می کند که خودشان تمایل به این شرایط دارند تا امنیتشان حفظ شود! آیا  حفظ امنیت به معنای این است که شما کسی را در زندان نگهدارید، ارتباطاتش را  با بیرون کاملا قطع کنید و اجازه صحبت کردن و ملاقات آزاد خانواده اش را  از او بگیرید؟</p>
<p><strong>در جلسات نامزدهای انتخابات فرمایشی شرکت، افشاگری و آگاهی بخشی کنیم</strong></p>
<p>این استاد کرسی حقوق بشر عنوان کرد که همه ما  به عنوان شهروندان آزاد  باید مسوولیت پذیر باشیم و از فرصتی که انتخابات فرمایشی دوره نهم به وجود  می آورد برای شرکت در جلسات مختلف نامزدها استفاده  و به طرح پرسشهای اصلی  درباره انتخابات، شرایط و وظایف نمایندگان و ارزیابی عملکرد نمایندگان و  دست اندرکاران اقتدارگرای حاکم بر کشور بپردازیم و به آگاهی بخشی و افشاگری  درباره وضعیت کشور بپردازیم.</p>
<p>از آنان بپرسیم چه نظارتی بر دولت انجام داده اید؟ آیا هشدارهای آقایان  موسوی و کروبی موجب غضب اقتدارگرایان شده است درست بود یا نادرست؟ اگر درست  بود چرا آنها در زندانند و اگر نادرست است چگونه مقامات رسمی کشور آنها را  به صورت دیگر تکرار می کنند؟ پیگیری پرونده فساد عظیم اقتصادی خصوصا دست  داشتن برخی از نمایندگان در آن چه شد؟ چه کسی مسوول وضعیت اسف بار کشور در  صحنه بین المللی است؟</p>
<p>امیرارجمند در پایان بر استفاده از فرصت انتخابات برای آگاهی بخشی و افشاگری به مردم تاکید کرد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.tahavolesabz.net/item/42824/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گزارش کمیسیون نشانه قبول شکست استراتژی سرکوب و ارعاب است</title>
		<link>http://www.tahavolesabz.net/item/42716</link>
		<comments>http://www.tahavolesabz.net/item/42716#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 30 Dec 2011 16:22:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Editor01</dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[اخبار ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[جبهه مشارکت ایران اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[مجلس شورای اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[محمد رضا خاتمی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.tahavolesabz.net/?p=42716</guid>
		<description><![CDATA[شاید شما از موسوی و کروبی یا خاتمی و هاشمی یا مجمع و سازمان و جبهه نترسید اما از ملتی می ترسید که دیگر شما را قبول ندارد. ملتی که به خوبی آگاه شده است از قبل حکمرانی شما چه چیز نصیبش شده است. شما مانند آن کس که برای فرار از ترس در سیاهی شب آواز می خواند زیر آواز زده اید.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>تحول سبز:</strong> جبهه مشارکت ایران اسلامی به اقدام غیر قانونی مجلس هشتم واکنش نشان داد.</p>
<p>به گزارش تحول سبز، در پی ارائه گزارش کمیسیون اصل نود مجلس در مورد حوادث پس از انتخابات سایت نوروز با اعتراض به موارد مطرح شده در این گزارش، آنرا کپی برداری از مطالب کیهان و تراوشات ذهن شریعتمداری خوانده و اقدام به انتشار نامه محمدرضا خاتمی دبیرکل سابق حزب مشارکت در پاسخ به برخی ادعاهای مطرح شده در گزارش کمیسیون اصل نود نموده است.</p>
<p>عضو ارشد جبهه مشارکت دلیل پاسخگویی خود را به گزارش مجلس چنین عنوان کرده است: &#8220;من از این جهت خود را بیش از هر کس محق در این پاسخگویی می دانم که هم نماینده مجلس بوده ام و هم عضو کمیسیون اصل نود، هم عضو جبهه مشارکت هستم و هم فعال در جریان اصلاح طلبی، و بالاخره نسبت من با آقای خاتمی که ناجوانمردانه و به رسم معهود این دوران رو به پایان مورد اتهام واقع شده است، و همه اینها ایجاب می کند که چند جمله ای بنویسم اگر چه میلیونها انسان معترض صبورانه بغض خود را فرو می خورند البته نه برای همیشه ،و اینان باید بدانند که &#8220;این بیشه گمان مبر که خالی است&#8221;. &#8221;</p>
<p>متن توضیحات سایت نوروز و نامه محمد رضا خاتمی در پی می آید:</p>
<p>هیات رئیسه مجلس هشتم در اقدامی غیرمنطبق با قانون آیین نامه داخلی این نهاد و برخلاف صراحت اصل نود قانون اساسی در مورد وظائف کمیسیون اصل نود مجلس، در هفته گذشته اجازه داد در جلسه علنی مجلس گزارشی به عنوان گزارش کمیسیون اصل نود در مورد حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم خوانده شود که رو نویسی بود از متن کیفرخواست خوانده شده در دادگاه نمایشی و فله ای بازداشت شدگان پس از انتخابات در تابستان سال ۸۸، و البته هر دوی این متن هاکپی برداری از مطالب کیهان!و تراوشات ذهن شریعتمدار! </p>
<p>هرچند پاسخگویی به این ادعاهایی که امپراطوری دروغ هر روز با استفاده از بیت المال و امکانات عمومی از بوقی برای توجیه اقلیت هوادار خود و فرقه مطلقیه به صدا درمی اورد در توان ما نیست اما بناچار در برخی مواقع و برای ثبت در تاریخ و آگاهی بخشی ناچار از انجام اینکار به رغم میل باطنی می شویم .آنچه در ادامه آمده پاسخی حداقلی از سوی دکتر سیدمحمد رضا خاتمی عضو شورای مرکزی و دفتر سیاسی جبهه مشارکت و دبیرکل سابق این تشکل سیاسی به گزارش منتشره اصل نود مجلس هشتم است :</p>
<p>بسم الله الرحمن الرحیم<br />
کمیسیون اصل نود قانون اساسی مجلس شورای اسلامی گزارشی در باره حوادث انتخابات سال ۸۸ تهیه و در مجلس فرمایشی هشتم خوانده است که نه تنها نمی تواند هیچ اثری در رفع گرفتاری خود ساخته جناح حاکم داشته باشد بلکه بیش از هرچیز نشانه قبول شکست استراتژی سرکوب و هیاهو و ارعاب می باشد. <strong>آنچه از این گزارش سراپا دروغ بر می آید التماس به ملت است که ادعاهای بی اساس و مکرر و اتهامات خسته کننده آنها را باور کنند.</strong></p>
<p>اما این گزارش بهانه ای است برای من تا پاسخی مختصر به دروغپردازیها و توهمات ایران بر باد ده بدهم . نه از آن جهت که این گزارش حاوی هیچ حقیقتی باشد بل از آن جهت که در تاریخ ثبت شود تا آیندگان بدانند چگونه دستاورد شهیدان انقلاب اسلامی به تاراج رفته است. و من از این جهت خود را بیش از هر کس محق در این پاسخگویی می دانم که هم نماینده مجلس بوده ام و هم عضو کمیسیون اصل نود، هم عضو جبهه مشارکت هستم و هم فعال در جریان اصلاح طلبی، و بالاخره نسبت من با آقای خاتمی که ناجوانمردانه و به رسم معهود این دوران رو به پایان مورد اتهام واقع شده است، و همه اینها ایجاب می کند که چند جمله ای بنویسم اگر چه میلیونها انسان معترض صبورانه بغض خود را فرو می خورند البته نه برای همیشه ،و اینان باید بدانند که &#8220;این بیشه گمان مبر که خالی است&#8221;.</p>
<p><strong>نکته اول:</strong><br />
باید پرسید کمیسیون اصل نود قانون اساسی در این ماجرا چه محلی از اعراب دارد؟این کمیسیون برای این درست شده است که آخرین پناهگاه مردم در برابر ظلم و حق کشی احتمالی حاکمان باشد . کسانی که قانون اساسی را می نوشتند به خوبی می دانستند که ممکن است همه ارکان دادرسی عادلانه در کشور در معرض تطاول قدرتمندان حاکم قرار گیرد و لذا بر آن شدند تا با ابداع این نهاد در مجلس که منبعث از نمایندگان واقعی مردم میتواند باشد و کمترین تاثیر را از قدرت دارد پناهگاهی برای مردم از همه جا رانده بنا نهند. این کمیسیون طبق آیین نامه های آن باید به شکایاتی رسیدگی کند که از سوی مردم و به طرفیت بخشی از حکومت واصل شده است. </p>
<p>در موضوع انتخابات اگر کمیسیون امنیت ملی یا قضایی و یا حتی مثلا کمیسیون عمران به بهانه آتش گرفتن زباله ها در خیابان های تهران گزارشی می داد شاید قابل توجیه بود ، ولی اینکه آقایان کمیسیون اصل نود شکایات متعدد قربانیان انتخابات را نادیده بگیرند و یکسره به تکرار ادعاهای مسببین این حوادث بپردازند نه تنها موجب شگفتی بلکه بدعتی تازه است. شاید هم علت این باشد که با این وضع مملکت دیگران زودتر فهمیده اند که نباید هیزم کش دوزخی باشند که خود اولین قربانی آن هستند.</p>
<p><strong>نکته دوم:</strong><br />
می گویند به خواب رفته را می توان بیدار کرد . <strong>اینک قریب سه سال از حوادثی می گذرد که به قول آقایان در دو سال پیش در چنین ایامی مرگ آن را جشن گرفتند.پس چرا هنوز سرتا سر گفتار و نوشتار آقایان مملو از حقد و کینه و حسادت وتوهین وافترا است که نثار هر کس می شود که با آقایان نیست؟</strong> ای کاش کسی به این خود را به خواب زدگان می فهماند که هر چه بیشتر بر این طبل تنافضات بکوبید مردم بیشتر از عمق ترس و واهمه ای که سراسر وجودتان را گرفته است آگاه می شوند. </p>
<p><strong>شاید شما از موسوی و کروبی یا خاتمی و هاشمی یا مجمع و سازمان و جبهه نترسید اما از ملتی می ترسید که دیگر شما را قبول ندارد. ملتی که به خوبی آگاه شده است از قبل حکمرانی شما چه چیز نصیبش شده است. شما مانند آن کس که برای فرار از ترس در سیاهی شب آواز می خواند زیر آواز زده اید.اگر غیر از این بود به کسانی که آنها را مرده می پندارید به اندازه دفاع از خود در برابر سیل اتهامات بی اساس ، مجال می دادید.</strong>اصلا اجازه می دادید که زندانیان بی گناه پس از ۳۵ ماه از زندان انفرادی به در آیند و یا اجازه تماس تلفنی یا ملاقات حضوری داشته باشند.این کارها که چیزی جز اجرای قانون مصوب خودتان نیست را نمی کنید زیرا می دانید خود را در چه دامی گرفتار کرده اید. می دانید مردم را از دست داده اید. پس راحت تر آنکه صورت مسئله را پاک کنید تا اینکه به فکر راه حلی برای نجات کشور که نه ، حد اقل نجات خود باشید.</p>
<p><strong>نکته سوم:</strong><br />
آنچه در این گزارش آمده است تکرار ادعاهای کیفرخواست نویسان تابستان ۸۸ است که با برگزاری دادگاههای آنچنانی هم نتوانستند آن را ثابت کنند و رد شد. اینک گویا همان ها ماموریت یافته اند که انشایی دیگر بنویسند و به نامی دیگر منتشر کنند.حال اگر به فرض محال رسیدگی به این موضوع را در صلاحیت این کمیسیون هم بدانیم ، روند کاری باید بررسی اتهامات با حضور اطراف موضوع باشد و همه می دا نیم که چنین چیزی اصلا واقع نشده است. علت هم معلوم است چون اصلا سند و مدرکی وجود ندارد . پس چه بهتر که به تکرار اتهامات واهی بپردازند وباانتشار یک بیانیه سیاسی یک گروه مخفی علیه رقیب، خود را راضی نگه دارند.</p>
<p><strong>نکته چهارم:</strong><br />
در این گزارش مکررا از اسناد و مدارکی صحبت می شود که متقن ترین آن اعترافات است که ارزش آن حداقل در باره دیگران از سوی رهبری بیان شده است ولی باز هم از سوی ولایت مداران مکرر به آن استناد می شود و البته چاره های هم نیست چون اگر این هم نباشد دیگر چیزی برای عرضه در اختیار آقایان نیست.الان قریب سه سال از آن حوادث می گذرد و از روز اول همواره از این اسناد صحبت شده است اما دریغ از یک مدرک محکمه پسند. </p>
<p>ما حتی به شنود هم راضی هستیم هر چند شنود هیچ ارزش حقوقی ندارد . آقایان که این دنیا را محضر خود کرده اند و حتی در سراپرده خصوصی یار و اغیار سر و گوشی دارند ،نمی توانند از این طریق هم کوچکترین دلیلی برای اثبات ادعاهای خود ارائه کنند.<strong>شما که هرروز پهباد می نشانید و جاسوس می گیرید وریگی تروریست به اسارت در می آورید چگونه در این دو سال و اندی نتوانسته اید حتی یک سند معتبر ،تکرار می کنم حتی یک سند معتبر، برای این همه ادعای ریزو درشت خود ارائه کنید؟</strong> آیا گمان برده اید چنین ادعای گزافی را تنها به صرف گفتن وجود اسناد ثابت شده می توان به خورد مردم داد؟ و آیا اینکه سرویسهای امنیتی و اطلاعاتی چنین می گویند و چنین می نویسند برهان قاطع شما است؟ شما هم که خوب می دانید همه این ماجرا برای آن بوده است که در این بزنگاه تاریخی از شر مزاحمین چند دهه خود خلاص شوید، ونمی خواهید بپذیرید که مردم این بار همه آن سناریو را نقش بر آب کرده اند.مردمی که خوب می فهمند ومی دانند و فریب تبلیغات شما را نمی خورند.</p>
<p>برادران عزیز ، آیا گمان می کنید با خطابه و هیاهو و داستانسرایی می توان به جایی رسید؟ آیا با خود فکر کرده اید چرا هرکس که شما با او در افتاده اید محبوبیت بیشتری در بین خلائق پیدا میکند و چرا زندانیان سیاسی شما امروز قهرمان و الگوی نسل جوان شده اند؟ صادقانه می گویم که آنچه در آن شنا میکنید مرداب است و هرچه بیشتر دست و پا بزنید بیشتر در آن فرو می روید.</p>
<p><strong>نکته پنجم:</strong><br />
در بخشی از گزارش به سفرهای خارجی آقای خاتمی اشاره شده است .این بخش که تنها چند جمله است احیانا با هماهنگی قبلی در بوق و کرنا شده است و چنین بر می آید که شاید تنها هدف این گزارش همین چند جمله بوده است. باز علت روشن است. این افراد به درست یا غلط آقای خاتمی را سلسله جنبان اصلاحات و مردمسالاری در دوره جدید تاریخ کشور میدانند و باید هر روز حقد و کینه خود را نسبت به او به نوعی ابراز دارند. البته این دروغپردازیها چیزی از شان آقای خاتمی کم نمی کند که اگر هم بکند بیشتر خود آقایان ضرر میکنند که امکان هرگونه اصلاح داخلی را بلاموضوع می کنند، فارغ از اینکه این شیوه و منش خاتمی است که می تواند حتی در این شرایط ملتهب پلی بسازد بین حاکمیت و مردم اگر که واقعا قصد اصلاح داشته باشند . اما آنچه درباره محتوای این بخش باید گغت این است که همانند سایر بخشها بکلی کذب و دروغ است و باز به اسنادی تکیه می شود که وجود خارجی ندارد و لذا قابل ارائه هم نیست.همه میدانند سفرهای آقای خاتمی با اطلاع نظام بوده و در همه ملاقاتها هم نمایندگان وزارت خارجه حضور داشته اند.حال اگر سندی هست لطفا منتشر کنید و الا برای نجات خود تخریب دیگران چاره ساز نخواهد بود.</p>
<p><strong>نکته ششم:</strong><br />
در بخشی دیگر از گزارش به تکرار ادعاهای کیفرخواست نویسان در باره انقلاب مخملی پرداخته شده است. این قسمت هم بی سند و طبعا بی اعتبار است.در این بخش ، از جمله به سند تاملات راهبردی جبهه مشارکت استناد شده است که پیشتر، متن کامل آن منتشر و در دسترس است.جبهه مشارکت در تابستان سال ۸۸ در پاسخ به کیفرخواست کذایی، پاسخ مفصل خود به این بخش را منتشر کرد که آن هم در دسترس همگان است. در این جا باید به این مختصر بسنده کرد که این سند همانگونه که از اسم آن بر می آید مجموعه اندیشه های افراد حزب و حتی در خارج حزب است که به اعتبار اندیشه قابل احترام است و برای تصویب نهایی درارکان حزب در حال رسیدگی بوده است. ظاهرا این آقایان هم مانند کیفرخواست نویسان چون به هیچ عمل جرمی از سوی اصلاح طلبان و به ویژه جبهه مشارکت دست نیافته اند به محاکمه اندیشه پرداخته اند و تازه آن هم بر اساس برداشتهای انحرافی و باژگونه ای که از یک متن با زبان فارسی داشته اند. هرچند بسیار بعید می دانم حتی یکی از اعضای کمیسیون آن را کامل خوانده باشد.</p>
<p>آیا بهتر نبود آقایان برای جبران اشتباهات خود آسمان ریسمان نکنند و از هر وسیله ای برای رسیدن به هدف بهره نگیرند و به سادگی قبول کنند که عده ای در این کشور هستند که با انقلاب و نظام و اسلام مشکلی ندارند بلکه منتقد شیوه حکمرانی آنها هستند که فوج فوج جوانان را از دین خدا و از کشتی طوفان زده انقلاب خارج میکند .کسانی هستند که با ابزارهای قانونی از جمله انتخابات می خواهند این شیوه حکمروایی را تغییر دهند.</p>
<p><strong>نکته هفتم:</strong><br />
<strong>سخنی هم با اصلاح طلبان عزیز در مجلس که خود را برای انتخابات آینده آماده می کنند دارم. استدلال شما برای حضور در مجلس آینده این است که مفید واقع خواهید شد برای نجات کشور و از حجم خرابکاریها خواهید کاست. اینک این گوی و این میدان. اگر خود را اصلاح طلب می دانید این گزارش حیثیت ، اعتبار و هویت شما را هدف گرفته است . دستی بلند کنید. فریادی بر آرید. نطقی، مصاحبه ای ، اخطاری،تذکری&#8230;. لااقل از محافظه کاران منصف عقب نیفتید و نترسید از رد صلاحیت شورای نگهبان بلکه بترسید از رد صلاحیت خود توسط مردمی که از این همه دروغ و فریب به تنگ آمده اند.</strong></p>
<p>و کلام آخر،<br />
همواره گمان می کردیم مردمسالاری دینی یعنی همان دموکراسی که در جهان مرسوم است به اضافه دین داری و معنویت و اخلاق و به همین جهت آرمانگرایانه گمان می کردیم مدیته فاضله ای خواهیم ساخت که چشم جهانیان را خیره خواهد کرد.مردمسالاری که در آن پاک دست ترین، راستگو ترین، سالم ترین، با اخلاق ترین و مهربان ترین انسانهای آن سرزمین بر ما حکومت خواهند کرد. شما نیک بدانید که هر حکومتی که بیشتر زندانی سیاسی داشته باشد از مشروعیت کمتری برخوردار است. هر حکومتی که از تجمع مردم ولو در حد مجالس مذهبی بترسد پشتوانه مردمی کمتری دارد. هر حکومتی که متفکران و روشنفکران را دشمن بداند علنا اعلام می کند که از بعد نظری به بن بست رسیده است، و بالاخره هر حکومتی که نتواند یک انتخابات آزاد ، رقابتی ، سالم و منصفانه برگزار کند قطعا با تجمعات خیابانی سازمان داده شده نمی تواند برای خود مشروعیت بخرد.<br />
شما تکلیف مردمسالاری را با این رفتارهای خود یکسره کرده اید و در آن بحثی نداریم. اما با این رواج فساد و دروغ و تهمت و خشونت وبی اخلاقی انهم در بالاترین سطوح حکومت باید گفت &#8220;لکم دینکم و لی دین&#8221;<br />
والسلام علی من التبع الهدی</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.tahavolesabz.net/item/42716/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>جان و آزادی خویش را نگذاشته ایم که علی خامنه ای بر کشور سلطنت کند</title>
		<link>http://www.tahavolesabz.net/item/42707</link>
		<comments>http://www.tahavolesabz.net/item/42707#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 30 Dec 2011 15:10:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Editor01</dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[اخبار ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[ابوالفضل قدیانی]]></category>
		<category><![CDATA[رهبر جمهوری اسلامی ایران]]></category>
		<category><![CDATA[سید علی خامنه ای]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.tahavolesabz.net/?p=42707</guid>
		<description><![CDATA[درصدر جرائم رهبری، اعمال استبداد در کشور است و هر جرم و جنایت دیگری را باید پس از این فقره در شمار آورد، چرا که اگر ایشان مسوولیت جنایاتی همچون شلیک گلوله جنگی در معابر عمومی به شهروندان معترض حاضر در یک راهپیمایی مسالمت آمیز و آنچه از شکنجه و تجاوز بر سر پیر و جوان این مردم در کهریزک و یا سایر بازداشتگاههای پیدا و پنهان امنیتی و انتظامی آورده است، منتسب به فعل ماموران خویش سازد، استبداد جرمی است که او خود مباشرتا مرتکب شده است و به هیچ روی قابل انکار نیست.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دو روز پس از اعلام محکومیت تازه ابوالفضل قدیانی، فعال سیاسی و مبارز دوران ستمشاهی به تحمل سه سال حبس دیگر، وی در نامه ای که از زندان اوین به کلمه ارسال کرده، بار دیگر وضعیت موجود کشور را به نقد کشید.</p>
<p>ابوالفضل قدیانی اولین بار در دی ماه ۸۸ بازداشت و به اتهام توهین به رییس دولت به یک سال حبس محکوم شده بود. این مبارز دوران ستمشاهی که ۴ سال در زندان های ساواک شکنجه شده و مقاومت کرده بود، دو ماه پیش در دادگاهی که در شعبه‌ی ۱۵ دادگاه انقلاب برایش تشکیل شده بود، شرکت نکرده و آن را غیر قانونی خوانده بود.</p>
<p>عضو ارشد و دربند سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با ارئه‌ی لایحه ای گفته بود دادگاه سیاسی باید علنی و با حضور هیئت منصفه باشد، بنابراین دادگاه غیرقانونی و مجری آن مجرم است. این دادگاه چند روز پیش وی را به تحمل سه سال حبس دیگر(به اضافه یکسال حبس قبلی)محکوم کرد.</p>
<p>به گزارش کلمه ، متن کامل نامه ابوالفضل قدیانی  زندانی  ۶۶ ساله که توسط یاران گمنام جنبش سبز در زندان اوین  به بیرون از زندان فرستاده شده است ، به شرح زیر میباشد :</p>
<p>بسم الله الرحمن الرحیم</p>
<p>تلک الدار الاخرة نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الارض و لا فسادا و العاقبة للمتقین (سوره قصص آیه ۸۳)</p>
<p>این سرای آخرت از آن کسانی است که در زمین برتری طلبی نمی کنند و سلطه طلب نیستند و در زمین فساد به پا نمی کنند و عاقبت از آن پرهیزگاران است.</p>
<p>این روزها مقارن است با دومین سالگرد عاشورای خونین حسینی جنبش سبز ایران(ششم دی ماه) و نیز اردوکشی خیابانی اصحاب استبداد در روز نهم دی ماه که سراسیمه و بنابر سنتی یزیدی، چندی پس از قلع و قمع آزادی خواهان و حق جویان به دستور مستبد حاکم به خیابان ها آورده شدند تا پا بر خون بنا حق ریخته عاشوراییان گذارده و مداحی اربابشان را کنند.</p>
<p>اما صحنه گردان ناشی این نمایش که البته طبق معمول پیش از هرکس هنرمندانه به کرده خویش می خندد و داد سخن در مدح و ثنای آن سر می دهد، این حماسه خویش پردخته را یوم الله نام نهاده و بر آن است که از این غده پوسیده برای عریانی تن پادشاه، قبایی بدوزد و مشروعیت از دست رفته را به بزرگداشت این به اصطلاح یوم الله چاره ای اندیشد. غافل از آنکه حاصل بر هم زدن این ملغمه چیزی جز آن نیست که بوی تعفن تفرعن مشام هر آزاده و وجدان بیداری را بیش از پیش می آزارد و افاقه ای به حال روزگار رو به افول استبداد نمی کند.</p>
<p>از وفور مدح ها فرعون شد</p>
<p>کن ذلیل النفس هونا لاتسد(سوره فرقان، آیه ۶۴)</p>
<p>اگر استبداد امروز ایران آن مقدار حقیر است که قصد کرده سالروز هلهله فریب خوردگان و مزدورانش را بر سر قربانگاه حق جویی و آزادگی رابه روزی همچون هنگامه تاجگذاری شاهان بدل سازد، پس بهتر آنکه او را در جشن نمایش‌اش یاری داده و به قدر وسع و تکلیف خویش، گوشه ای از سیمای استبداد و استکبار وی را نمایان سازد که مولای متقیان و امیر قافله‌ی حق فرموده: «ما شککت فی الحق مذاریته: از آن زمان که حق را شناختم در آن گرفتار شک و دودلی نشدم.»</p>
<p>و این تکلیف بر افرادی چون من که جوانی خویش بر سر مبارزه با استبداد شاهنشاهی گذاشته و با امید بازستاندن حق جمهور مردم در اداره کشورشان در انقلاب اسلامی شرکت جسته و به شکل گیری نظام جمهوری اسلامی یاری رسانده ایم سنگین تر است. بنابراین امروز که چهره نکبت بار استبداد سلطانی بار دیگر آشکارا در این مملکت رخ نمایی کرده و بر حیات و ممات ساکنان آن حکومت می کند، نمی توان در برابر آن سکوت کرد و دم نیاورد. و از همین بابت است که اینک از زندان اوین این فریاد را بر می آورم.</p>
<p><strong>باری من و امثال من در راه پیروزی انقلاب جان، مال و آزادی خویش را نگذاشته ایم که سه دهه بعد آقای علی خامنه ای اینگونه بر کشور سلطنت کند.</strong></p>
<p>ملت ما از مشروطه تا انقلاب اسلامی آن همه رنج نکشید تا امروز فردی به نام ولایت فقیه قانون را در تمامی مراتب به بازیچه ای برای اعمال قدرت مطلقه خویش بدل سازد.</p>
<p>خیال مستبد امروز ایران این است که آرای این مردم در تعیین سرنوشت شان-که بی شک جلوه همراهی دست خداوند را باید در آن جست- اکنون برگه های قماری شوم در دست اوست، و حاشا که در برابر این خیال واهی لحظه ای کوتاه بیاییم، که به‌فرموده رسول اکرم :«افضل الجهاد کلمه حق عندالسلطان الجائر»</p>
<p><strong>به مانند هر سلطان جائری، زندان، حصر، و خفه کردن هر بانگ مخالفی در صدر سیاست های مملکت داری رهبری قرار گرفته است و از این رو هرکس نگاه چپ به این مقام داشته باشد از یک شهروند عادی یا یک دانشجوی جوان تا صاحب منصبان پیشین نظام و یا حتی مجیز گویان دیروز بارگاه که امروز جریان انحرافی نام گرفته، بایستی طرد شده و زبان شان قطع شود.</strong></p>
<p>البته شاید در نظر ایشان، با قدرت مطلقه ای که در دست دارند حبس مخالفان و نه سلب حیات آنان، حاصل لطف ملوکانه باشد، اما واقعیت آن است که این استبداد از تمام توان و بنیه خود برای سرکوب و بسط خفقان بهره می جوید و از هیچ خشونتی دریغ نمی ورزد، اما آنچه مانعی بر سر راه سرکوب افزون تر است، اولا خوف اوست و ثانیا آگاهی و مقاومت گسترده وسیع مردم در برابر وی است.</p>
<p><strong>به گمان من درصدر جرائم رهبری، اعمال استبداد در کشور است و هر جرم و جنایت دیگری را باید پس از این فقره در شمار آورد، چرا که اگر ایشان مسوولیت جنایاتی همچون شلیک گلوله جنگی در معابر عمومی به شهروندان معترض حاضر در یک راهپیمایی مسالمت آمیز و آنچه از شکنجه و تجاوز بر سر پیر و جوان این مردم در کهریزک و یا سایر بازداشتگاههای پیدا و پنهان امنیتی و انتظامی آورده است، منتسب به فعل ماموران خویش سازد، استبداد جرمی است که او خود مباشرتا مرتکب شده است و به هیچ روی قابل انکار نیست.</strong></p>
<p>قبضه کردن قدرت و قایل شدن حق مطلقه‌ی ابدمدت برای خود در اداره امور مملکت ایران، عملا مقابله با خواست تاریخی ملتی است که لااقل در یکصد و پنجاه سال گذشته، در جهت نفی استبداد و سلطنت مطلقه دمی از پای ننشسته اند، این تقابل نه تنها جرمی نابخشودنی که خیانتی آشکار نیز در حق آرمان ها و منافع ملی است.</p>
<p>البته این جرم وجه گناه آلود دیگری نیز دارد که همانا استبداد به نام دین خداست که به قول علامه نائینی در تنبیه‌الامه  استبداد دینی به مراتب ویرانگرتر از استبداد غیردینی است.</p>
<p>معمول است که مجرمان و گناهکاران را دعوت به عبرت از سرنوشت همقطارانشان کنند، اما چه می توان گفت هنگامی که وقاحت مجرمانه آنچنان شدت می یابد که بزهکار خود در ردیف اول مدعیان قرار می گیرد، و این مثال امروز موضع رهبری است در مواجهه با خزان مستبدان خاورمیانه و بهار دمکراسی در این منطقه.</p>
<p>در حالی که بهار عربی کاملا شبیه جنبش سبز مردم ایران است که علیه دیکتاتوری به پاخاسته اند و فریاد آزادی سر می دهند، مستبدان حاکم بر ایران آن قیام های ملی را به خود نسبت می دهند و به گونه ای تاسف بار داد سخن در مدح آنچه بیداری اسلامی می نامند، سر می نهند. با آنکه شخص رهبری به خوبی می داند که ماهیت حقیقی نهضت فراگیر امروز در خاورمیانه ضد استبدادی است، با این وجود لحظه ای با این پرسش ساده خلوت نمی کند که: چه تفاوتی است میان من و حسنی مبارک، یا سرهنگ قذافی و چرا استبداد در مصر و لیبی نامبارک و مذموم است و در ایران و سوریه ستودنی است؟</p>
<p>مگر نه اینکه در این کشورها نیز مجالس قانونگزاری با برگزرای انتخابات فرمایشی بر سر کار آمدند و منویات رهبر ابدمدت را انشا و صورت بندی قانونی می کردند؟ آیا آن ساقط شدگان همچون ایشان زندان و اسباب سرکوب نداشتند؟ البته پاسخ اظهار من الشمس است: تفاوتی در کار نیست، آسیاب به نوبت!</p>
<p>چند حرف و طمطراق و کار و بار/کار و حال خودبین و شرم دار</p>
<p>چند دعوی و دم باد و بروت/ای ترا خانه چو بیت عنکبوت</p>
<p>خودکامگی ام المفاسد است و این عمده فسادی است که یک کشور را به قهقرا و نگونبختی می کشاند. این که امروز در دوره دولت و مجلس مطلوب و منتخب آقای خامنه ای براساس گزارش دستگاه قضایی منتسب به وی بزرگترین فسادمالی تاریخ رقم می خورد و عملا دولت دست نشانده ایشان در قامت دزدان سرگردنه و همچون مهاجمان مغول و تاتار به غارت بیت المال این ملت مظلوم سرگرم است، علت آن را باید در استبداد مقام رهبری جستجو کرد. اینکه کرامت شهروندان ایرانی در بسیاری از کشورهای خدشه دار می گردد و رفتارهایی به دور از شان این ملت صلح طلب و خوشنام در مبادی ورودی کشورها در برابر اتباع ایرانی صورت می گیرد و اتهام های ناروا به آنها نسبت داده می شود نتیجه چیست؟ جز اینکه در ابتدا حیثیت و ارزش انسانی ایرانیان در کشور خودشان توسط دستگاه حکومتی به هیچ انگاشته می شود.</p>
<p>اینکه امروز تحریم های گسترده و سایه شوم جنگ، اقتصاد این کشور را به سوی اضمحلال برده و ترکتاری سران سپاه مجالی برای کسب و کار و فعالیت اقتصادی آزادانه و مستقل مردم عادی باقی نگذاشته حاصل چیست جز خودکامگی شخص رهبری در عرصه های مختلف حیات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جامعه ایران؟</p>
<p>این تحقیر و خفت ملی که ایران در صحنه بین المللی دچار آن شده است و به عنوان مثال کشتی های ما جرات برافراشتن پرچم ایران را نداشته و هر روز در آبهای بین المللی پرچم عاریتی یکی از کشورهای ذره ای را بالا می برند، دستاورد حکمرانی مستبدانه در ایران است، حال اگر آقای خامنه ای سرخوش از ساخت ناوشکن جنگی به دنبال دزدان دریایی در خلیج عدن است، اینها جز هدر دادن منابع ملی چه منفعتی برای ملتی دارد که حتی حق ندارد بداند درصد بیکاری اش واقعا چقدر است؟ و یا در زیر بار تورم چند درصدی کمر خم می کند؟</p>
<p>رسانه های دروغ پرداز که در واقع خواب گذران بارگاه سلطان اند هر روز به روال ارباب شان از خباثت دشمن می گویند و برای نقض حقوق بشر در اروپا و آمریکا نوحه سرایی می کنند و چماق تحریم و تهدید نظامی را بر سر افکار عمومی می کوبند آیا شجاعت دارند که تنها یکبار حقیقت را رک و پوست کنده به مخالفان خود بگویند که در حال حاضر دشمن اول این آب و خاک شخص رهبری و سیاست های نابخردانه اش است؟</p>
<p>صاحبان قدرت که این روزها پا در تدارک انتخاباتی صوری و نمایشی در جهت اثبات ادعای مشروعیت شان هستید اگر واقعا بر این باورند که رهبرشان محبوب ترین چهره در نزد مردم است و ملت در لیبک به او به سوی صندوق های رای خواهند شتافت برای سنجش این ادعا یکبار هم که شده به حق تضمین شده ملت در اصل ۲۷ قانون اساسی گردن نهند و با آزاد ساختن رهبران شجاع و مقاوم جنبش سبز اعتراضی آقایان موسوی و کروبی بنگرند که چگونه سیل مشتاق میلیونها ایرانی آزادی خواه در خیایان ها جاری شده و فاتحه استبداد را می خوانند. این کمترین خواسته ای است که ما از رهبری داریم که در خطبه های نمازجمعه اش با توسل به ترفندهای گوناگون قصد دارد خود را حاکمی دمکراتیک معرفی کند.</p>
<p><strong>البته از آنجا که رهبر کنونی ایران شجاعت در اختیار قرار دادن چنین فرصتی را به مخالفان خود ندارد باید انتظار آن را داشته باشد که مردم تحت ستم از هر فرصت و روزی برای ابراز مخالفت با او بهره بگیرند</strong>: بی گمان همانگونه که انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ و حوادث پس از آن تا به امروز به عرصه ای برای بیان این مخالفت بدل شده است، تحریم یکپارچه و فعال انتخابات مجلس نهم که انتخاباتی غیرقانونی است، نیز مجالی خواهد بود برای نشان دادن بی اعتباری و عدم مشروعیت نظام کنونی که نه جمهوری است و نه اسلامی و نیز بی اعتباری عالی ترین مقام آن.</p>
<p>آقای خامنه ای در بخشی از سخنرانی خود در کرمانشاه پرسش هایی را مطح کرد که به جاست در این مجال با صراحت به این سوالات پاسخ داده شود. در این سخنرانی گفته شد: آیا نظام روزی پیر و از کار افتاده خواهد شد؟ آیا راهی برای جلوگیری از فرسودگی وجود دارد؟ و آیا اگر این وضع پیش آمد راه علاجی وجود خواهد داشت؟»</p>
<p>پاسخ من به این پرسش این است:</p>
<p>آری! اعمال استبدادی و خودکامگی از سوی جنابعالی، نظام بر آمده از انقلاب اسلامی را به فرسودگی و آستانه فروپاشی کشانده است، اگر در پی راه و علاج هستید چاره کار در تغییرساختار ریاستی به پارلمانی و یا تغییرات صوری دگر نیست، بلکه علاج کار در این کشور در آن است که جنابعالی از این قدرت دست کشیده، عشق به قدرت را از دل بیرون کنید و از سرراه این ملت مظلوم و جمهوری اسلامی کنار روید.</p>
<p>و در نهایت همگی به یاد داشته باشیم که بر خلاف هر آنچه از قلت ونازکی می شکند ظلم و جور از فربه گی هرچه بیشتر فرو می پاشد.</p>
<p>جهد فرعونی چو بی توفیق بود           هرچه او میدوخت آن تفتیق بود</p>
<p>ان ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب</p>
<p>ابوالفضل قدیانی</p>
<p>بند ۳۵۰</p>
<p>دیماه ۱۳۹۰</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.tahavolesabz.net/item/42707/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شرکت در چنین انتخاباتی عدول از دایره اصلاح طلبی است</title>
		<link>http://www.tahavolesabz.net/item/42660</link>
		<comments>http://www.tahavolesabz.net/item/42660#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 29 Dec 2011 15:19:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Editor01</dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[اخبار ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[تحریم انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[زنان اصلاحطلب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.tahavolesabz.net/?p=42660</guid>
		<description><![CDATA[زنان اصلاح طلب با توجه به فضای موجود گام نهادن در چنین عرصه ای را دهن کجی به اصلاحات و شرکت در چنین انتخاباتی را در این شرایط ، عدول از دایره اصلاح طلبی می دانند. خردمندان و اهل تدبیر در این کشور راه حل های سهلی را برای برون رفت از بحران ها و بن بست سیاسی به وجود آمده پیشنهاد کردند که بدان وقعی نهاده نشد و شرایط حداقلی مطرح شده توسط رییس جمهور اصلاحات “سید محمد خاتمی” مورد بی اعتنایی قرار گرفت. این همه، شائبه انتصابات به جای انتخابات را نه تنها برای سیاست ورزان بلکه برای عموم مردم مسجل نمود.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>جمعی از زنان اصلاح طلب در بیانیه ای با تاکید بر  اینکه رفتار مسئولان مشارکت در انتخابات را غیر ممکن کرده است گفته اند:  خردمندان و اهل تدبیر در این کشور راه حل های سهلی را برای برون رفت از  بحران ها و بن بست سیاسی به وجود آمده پیشنهاد کردند که بدان وقعی نهاده  نشد و شرایط حداقلی مطرح شده توسط رییس جمهور اصلاحات “سید محمد خاتمی”  مورد بی اعتنایی قرار گرفت. این همه، شائبه انتصابات به جای انتخابات را نه  تنها برای سیاست ورزان بلکه برای عموم مردم مسجل نمود.</p>
<p>زنان اصلاح همچنین در بخشی از بیانیه ی خود درباره ی انتخابات آتی مجلس  آورده اند: یادمان هست روزگاری را که مجلس در رأس امور بود و رأی مردم  تعیین کننده بود و تزیینی نبود. یادمان هست روزگاری را که شورای نگهبان  برای مراقبت و حراست از آراء مردم پیش بینی شد و هراس از به مخاطره افتادن  صحت و سلامت انتخابات که توسط دولت برگزار می شد، موجب تعبیه این نهاد در  برابر نظام انتخاباتی گردید.</p>
<p>متن کامل این بیانیه که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:</p>
<p>بسم الله الرحمن الرحیم</p>
<p>میزان رأی ملت است!</p>
<p>یادمان هست روزگاری را که مجلس در رأس امور بود و رأی مردم تعیین کننده  بود و تزیینی نبود. یادمان هست روزگاری را که شورای نگهبان برای مراقبت و  حراست از آراء مردم پیش بینی شد و هراس از به مخاطره افتادن صحت و سلامت  انتخابات که توسط دولت برگزار می شد، موجب تعبیه این نهاد در برابر نظام  انتخاباتی گردید.</p>
<p>یادمان هست که زنان لایق و توانمند برای نمایندگی شهروندان ایرانی ترغیب  و تشویق به ثبت نام می شدند و به خصوص از دوره اصلاحات، گروه بسیاری از  زنان با اعتماد به نفس کامل و با یقین به توان و استعداد لازم برای  نمایندگی مردم به این عرصه از مشارکت سیاسی ورود پیدا کردند. و نیز یادمان  هست که پس از اقبال گسترده مردم به زنان کاندیدا و انتخاب آنان بویژه در  انتخابات شوراهای شهر و روستا که مکانیسم نظارت بر آن متفاوت از انتخابات  مجلس است، تیغ تیز رد صلاحیت ها دامان زنان اصلاح طلب را نیز چون مردان  گرفت و امکان رقابت را از آنان و مجال انتخاب اصلح و احسن را از شهروندان  گرفت.</p>
<p>با این همه اعتقاد به ضرورت مشارکت سیاسی و بهره گیری از هر مجال ممکن  برای اصلاحات، مشارکت در انتخابات مجلس را برای زنان چه به عنوان رأی دهنده  و چه رأی گیرنده توجیه می کرد. انتخابات ریاست جمهوری دهم اما از آنجا که  با مداخله نظامیان، کودتای انتخاباتی را برای کشورمان رقم زد، تصور شرکت در  انتخابات بعدی را در شرایط پیش آمده پس از آن (اعم از گستره زندانیان  سیاسی، انحلال احزاب اصلاح طلب، توقیف مطبوعات مستقل و اصلاح طلب و از بین  بردن کلیه آزادی های مصرح در قانون اساسی و بالاخره حصر رهبران جنبش سبز)  غیر ممکن کرد.</p>
<p>خردمندان و اهل تدبیر در این کشور راه حل های سهلی را برای برون رفت از  بحران ها و بن بست سیاسی به وجود آمده پیشنهاد کردند که بدان وقعی نهاده  نشد و شرایط حداقلی مطرح شده توسط رییس جمهور اصلاحات “سید محمد خاتمی”  مورد بی اعتنایی قرار گرفت. این همه، شائبه انتصابات به جای انتخابات را نه  تنها برای سیاست ورزان بلکه برای عموم مردم مسجل نمود.</p>
<p>زنان اصلاح طلب با توجه به فضای موجود گام نهادن در چنین عرصه ای را دهن  کجی به اصلاحات و شرکت در چنین انتخاباتی را در این شرایط ، عدول از دایره  اصلاح طلبی می دانند.</p>
<p>خداوند ما را تا آخر این روز عمر از گام نهادن در طریقی که مورد پسند تو و بندگان صالح تو نیست بر حذر دار.</p>
<p>جمعی از زنان اصلاح طلب</p>
<p>۷/۱۰/۱۳۹۰</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.tahavolesabz.net/item/42660/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تاجزاده:در انتخابات نمایشی غیر آزاد شرکت نمی کنم و رأی نمی دهم</title>
		<link>http://www.tahavolesabz.net/item/42622</link>
		<comments>http://www.tahavolesabz.net/item/42622#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 27 Dec 2011 15:48:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Editor01</dc:creator>
				<category><![CDATA[آخرین اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[اخبار ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[تحریم انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[مصطفی تاجزاده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.tahavolesabz.net/?p=42622</guid>
		<description><![CDATA[برای مقابله با حکومت دروغ و فساد و بی لیاقتی،جلوگیری از استقرار دیکتاتوری مطلقه فردی و افشای مجلس بله قربان گویی که هیچ نقش مهمی در کنترل و امحای فقر، بیکاری، بزه های اجتماعی، انزوای بین المللی و پاسخ گو کردن ارکان حکومت و رهبری نظام ندارد، در انتخابات نمایشی و غیرآزاد دوازدهم اسفندماه شرکت نمی کنم و رأی نمی دهم]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>سید مصطفی تاجزاده در پیامی از زندان اوین بار دیگر با تاکید بر مواضع پیشین خود در خصوص تحریم انتخابات پیش رو، اعلام کرده است در انتخابات نمایشی و غیرآزاد دوازدهم اسفندماه شرکت نمی کند و رأی نمی دهد.</div>
<div>به گزارش تحول سبز، این عضو ارشد جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که در قرنطینه زندان اوین نگهداری می شود در پیامی که در <a href="http://www.facebook.com/note.php?note_id=328977843787308">صفحه رسمی وی در فیس بوک</a> منتشر شده است با برشمردن برخی از موارد اعتراض خود به انتخابات پیش رو آورده است: <strong>&#8220;برای:  ۱- مقابله با حکومت دروغ و فساد و بی لیاقتی،۲- جلوگیری از استقرار  دیکتاتوری مطلقه فردی،۳- افشای مجلس بله قربان گویی که هیچ نقش مهمی در  کنترل و امحای فقر، بیکاری، بزه های اجتماعی، انزوای بین المللی و پاسخ گو  کردن ارکان حکومت و رهبری نظام ندارد، در انتخابات نمایشی و غیرآزاد  دوازدهم اسفندماه شرکت نمی کنم و رأی نمی دهم&#8221;</strong></div>
<div><strong><br />
</strong></div>
<div>گفتنی است تاج زاده پیش از این هم بارها در مقالات و مصاحبه های خود بر اجماع اصلاحطلبان بر عدم شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی تاکید کرده بود.<strong> </strong></div>
<div>متن کامل پیام این زندانی سیاسی در خصوص انتخابات پیش رو در پی می آید:</div>
<div>اینجانب سید مصطفی تاجزاده در اعتراض به :</div>
<div>۱- عدم رسیدگی به شکایات ما از کودتاچیان انتخابات ۸۸</div>
<div>۲- انتصاب مجدد آقای جنتی و دیگر متخلفان انتخابات پیشین</div>
<div>۳- تداوم دخالت های غیرقانونی نیروهای نظامی و امنیتی در انتخابات آتی و تلاش برای مهندسی آن</div>
<div>۴- حبس خانگی غیرقانونی دو نامزد انتخابات گذشته (آقایان موسوی و کروبی)</div>
<div>۵- انحلال غیرقانونی احزاب اصلاح طلب جبهه مشارکت ایران اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی</div>
<div>۶- توقیف و تعطیلی اکثر قریب به اتفاق مطبوعات منتقد حاکمیت تک صدایی</div>
<div>۷- تداوم حاکمیت نظامی و استمرار فضای پلیسی و امنیتی</div>
<div>۸- صدور احکام فرمایشی و فله ای قضایی علیه مخالفان انتخاباتی گذشته</div>
<div>۹- تقلیل جایگاه رهبری نظام به رهبری یک جناح (اقتدارگرا)</div>
<div>۱۰- بی توجهی به پیشنهادهای دلسوزانه و حداقلی خاتمی</div>
<div>و برای:</div>
<div>۱- مقابله با حکومت دروغ و فساد و بی لیاقتی</div>
<div>۲- جلوگیری از استقرار دیکتاتوری مطلقه فردی</div>
<div>۳- افشای مجلس بله قربان گویی که هیچ نقش مهمی در کنترل و امحای فقر،  بیکاری، بزه های اجتماعی، انزوای بین المللی و پاسخ گو کردن ارکان حکومت و  رهبری نظام ندارد.</div>
<div>در انتخابات نمایشی و غیرآزاد دوازدهم اسفندماه شرکت نمی کنم و رأی نمی دهم.</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.tahavolesabz.net/item/42622/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

